فارسی
جمعه 02 فروردين 1398 - الجمعة 15 رجب 1440
  552
  0
  0

خصلتهاى با ارزش مؤمنان در قرآن

قرآن ، امر به معروف و نهى از منكر را از كارهاى مؤمنان برشمرده :
. . . يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ . . . .
. . . همواره به كارهاى نيك و شايسته فرمان مى دهند و از كارهاى زشت و ناپسند بازمى دارند . . .
كه اين دو برنامه يعنى وادار كردن ديگران به كارهاى پسنديده و باز داشتن همگان از زشتى ها در حقيقت مهرورزى مؤمن به ديگران و تابش نور محبتش به همگان است .
مؤمن ، هنگامى كه ديگران را در فاصله و جدايى با كارهاى پسنديده اعم از عبادت حق و خدمت به خلق ببيند ، نمى تواند بى تفاوت بماند و از اين كه شخصى يا اشخاصى با جدايى از معروف و عمل شايسته و عبادت و خدمت ، خود را از لطف و رحمت حق محروم مى نمايد ، قلبش به درد مى آيد و غصه مى خورد و عاشقانه براى پيوند مردم با معروف قدم برمى دارد . هم چنين هنگامى كه ديگران را در فساد و گناه و عصيان و طغيان مى نگرد ، به شدت رنجيده خاطر مى شود و از اين كه مى بيند همنوعش راهى به سوى خزى دنيا و عذاب آخرت به روى خود باز كرده ، نگران مى گردد و با همه وجود و رعايت شرايط لازم براى نجات آنان دست به اقدام مى زند و از زشتى و منكرات باز مى دارد .
خدا در آيه هفتاد و يكم سوره توبه مسأله امر به معروف و نهى از منكر را بر ساير امور مقدم انداخته و به عنوان دو فريضه از سوى خود ياد كرده زيرا مى داند كه وقتى همه مؤمنان و مؤمنات به اجراى اين دو فريضه برخيزند و آن دو را بر پا دارند ، همه واجبات چه آسان و چه دشوار ، از بركت امر به معروف و نهى از منكر ـ كه در حقيقت عشق ورزى مردان و زنان اهل ايمان به هم نوعان است ـ استقامت و دوام مى يابند ، چون امر به معروف و نهى از منكر دعوت به سوى اسلام اين آيين سعادت بخش است ، اسلامى كه نابودى و طرد ستمگرى و مخالفت شديد با ستمكار و تقسيم ثروت و غنيمت بر اساس انصاف و عدالتو مواسات و گرفتن زكات و ماليات و صدقات در جاى خودش و قرار دادن همه آن ها در جاييكه سزاوار و شايسته است ، در ذات و عمق آن است .
مؤمن از خصلت هايى كه به وسيله ايمان كسب كرده و از ارزش هايى كه به توفيق خدا به دست آورده ، در هيچ موقعيتى دست برنمى دارد و از پخش ارزش هايش در خانواده و جامعه عقب نشينى نمى كند و اگر براى تعطيل كردن عبادت حق و خدمت به خلق كه يك رشته اش امر به معروف و نهى از منكر است ثروت هنگفت در اختيارش بگذارند يا پيشنهاد رياست و مقامى به او دهند ، هرگز عبادت حق و خدمت به خلق را ترك نمى كند و تسليم دعوت باطل نمى شود . مؤمن امين و صادق و درستكار و كريم و بزرگوار و مهربان است و همگان از اوصاف حميده و صفات پسنديده اش بهره مندند .
همان گونه كه كريم با كرم وحدت پيدا كرده ، اگر بگويند دست از كرم و بزرگواريت بردار ، براى او دست كشيدن از كرم و بزرگوارى امكان ندارد ، مؤمن واقعى هم توان جدايى از خصلت هاى انسانى و الهى را ندارد زيرا مؤمن جلوه اى از صفات خداست و صفات خدا از خدا قابل جدايى نيست . ملا اسماعيل سبزوارى در كتاب « انسان » خود روايت مى كند : « موسى بن عمران پس از چندين سال دعوت از فرعون براى پذيرش حق و توبه و انابه و قرار گرفتن در راه خدا ، از خدا درخواست كرد كه فرعون را به خاطر اين كه از او نااميد بود ، نابود كند و به چاه هلاكت دراندازد ، خدا به موسى وحى كرد : راه نابودى و هلاكش را خود انتخاب كن ، موسى گفت : رزق و روزيت را از او دريغ دار وى را با درد گرسنگى و تشنگى به هلاكت برسان ، خطاب شد : او دست از عبادت و بندگى من برداشت ولى من دست از رزاقيّت و رزق رسانيم نسبت به او برنمى دارم ! » . خصلت هاى ارزشى و ايمانى با وجود مؤمن حقيقى يكى است و مؤمن با آن ها اتحاد و وحدت دارد و دست برداشتن از آن ها براى او ميسر نيست ، چنان كه خدا در قرآن با اشاره به داستانى براى پيامبران جدايى از امانت دارى و امين بودن را غير ممكن مى داند . در غنائم جنگ بدر قطيفه اى سرخ رنگ بود كه ظاهراً قيمت مناسبى داشت ، آن قطيفه گم شد و مردى از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله گفت : به چه سبب ما كه در جهاد سهيم هستيم و سزاوار غنيمت مى باشيم آن قطيفه را نمى يابيم ؟ گمان مى برم كه پيامبر خدا به دور از چشم ما و پيش از تقسيم غنيمت آن را براى خود برداشته !
خداى مهربان در رابطه با پيامبر امين اين آيه را نازل كرد :
وَمَا كَانَ لِنَبِى أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ . . . .
هيچ پيامبرى را نَسِزد كه [ در اموال ، غنايم ، ساير امور به امت خود ] خيانت ورزد و هر كه خيانت كند ، روز قيامت با آنچه در آن خيانت كرده بيايد . . . پس از نزول آيه ، مردى به محضر پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و گفت : فلان شخص نسبت به قطيفه خيانت ورزيده و آن را در چاله اى از زمين پنهان كرده است ، حضرت به كندن آن محل فرمان دادند و پس از خاكبردارى قطيفه را از آن چاله درآوردند  .

آرى ؛ خصلت هاى پاك و ارزش هاى اخلاقى با جان و دل مؤمن يكى است و جدايى او از آن ها غير ممكن است .
 موحد چه در پاى ريزش زرش   چه شمشير هندى نهى بر سرش
 اميد و هراسش نباشد زكس              بر اين است بنياد توحيد و بس

آرى ؛ خصلت ها و حالات و امورى كه ريشه از ايمان نمى گيرد گرچه عشق و محبتى شديد باشد علاوه بر اين كه كاربرد مثبتى ندارد در معرض زوال و فناست .
محبّت و عشقى كه ريشه الهى ندارد ، محبّت به نفس و محبّت به شهوت و محبّت به شكم است ، انسان در فضاى چنين محبتى اگر دل به كسى ببندد ، اين دل بستن يقيناً براى حفظ خوديّت و منيّت خويش است .
هستند مردمى كه در ظاهر اهل محبّت يا برخى از خصلت هاى ارزشى اند ولى محبّت و خصلت هايشان در حقيقت ، بندى است كه ديگران را به وسيله آن به اسارت درآورند و از وجود آنان به نفع شكم و شهوت و خواسته هاى نامشروع خود استفاده كنند . اين گونه محبّت ها و خصلت ها نه اين كه انسان را تلطيف نمى كند بلكه بر عكس از وجود انسان ستمكارى خشن و موجودى ظالم و شخصى متجاوز كه فقط به منافع خود فكر مى كند مى سازد و در چنين فضايى دچار انكار حقايق و تكذيب واقعيات مى كند .


منبع : برگرفته از کتاب با کاروان نور استاد حسین انصاریان
  552
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      هدیه روز پدر
      تعریف امیرالمؤمنین(ع)
      قطرهٔ اشک
      خانه تکانی و دل تکانی
      سال جدید
      آقای مردم جهان
      مقام ولی الله
      سرمایه‌دارترین مخلوق خدا
      زیارت جامعهٔ کبیره
      دروازه تمامی ارزش‌ها

بیشترین بازدید این مجموعه

      داستانى عجيب از برزخ مردگان
      تقوا در روايات‏
      ماوراى هفت آسمان‏
      انواع صدقه‏
      نتيجه شوم مستى‏
      قابل توجه زنان آزاردهنده به همسر
      حسادت
      دعا برای دختر دار شدن
      قرآن چون عصای موسی
      هدیه روز پدر

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز