فارسی
چهارشنبه 05 تير 1398 - الاربعاء 22 شوال 1440
  450
  0
  0

حضرت اسحاق و يعقوب عليهماالسلام و نماز

قرآن كريم در سوره انبيا مى فرمايد : وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلاًّ جَعَلْنَا صَالِحِينَ * وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاَةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ : و اسحاق و يعقوب را به عنوان عطايى افزون ، به او بخشيديم و همه را افرادى شايسته قرارداديم .
 و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [ مردم را ]هدايت مى كردند ، و انجام دادن كارهاى نيك و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات را به آنان وحى كرديم ، و آنان فقط پرستش كنندگان ما بودند .
تذكر اين نكته لازم است كه حضرت يعقوب بنابر آيات قرآن ، فرزندانش را به هنگام مرگ سفارش به آيين اسلام ـ كه آيين ابراهيم بود ـ نمود و در جملات گذشته ديديد كه آيين ابراهيم همراه با نماز بود ، بنابراين آيين يوسف و تمام پيامبران از نسل او داراى نماز بود و هيچ كدام از انبيا و امت انبيا از اجراى اين حكم با عظمت الهى استثنا نشده بودند . نماز ، حقيقت جامعى است كه دين الهى بدون آن ناقص و بندگى بندگان ، منهاى اين اصل عالى ناتمام است . قسمت عمده اى از رشد و كمال انسان در پرتو نماز تأمين مى شود و انسان بى نماز، در حقيقت از اصل عالم دور واز رحمت حضرت دوست مهجور است. نماز ، راه مستقيم انسان به سوى او و علامت عشق عبد به مولا و مركب تندرو روح به سوى عالم ملكوت و حقيقتى است كه تمام موجودات هستى به وسيله آن به جانب حضرت حق در حركت اند .


منبع : برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
  450
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      اطلاع آیت‌الله بروجردی از بدهکاری طلبه
      پند گرفتن از راهزن
      اهالی قرآن!
      سه مرد گنهكار!
      اين سخن را بگذار
      رسم عاشقی مردان خدا
      عوارض دنیا
      برخورد امیرالمؤمنین(ع) با دشمن دردمند
      آشپزخانۀ عمرولیث صفار بر گردن سگ
      نجات طلبهٔ فقیر از مرگ به دست میرزای شیرازی

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      شب قدر شب گناه نيست!‏
      حکایتی از تقوای یک عالم
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      جوانی که در مسجد چرت می زد!
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      من دختر رئيس قبيله هستم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز