فارسی
سه شنبه 29 مرداد 1398 - الثلاثاء 18 ذي الحجة 1440

  1438
  0
  0

موانع نماز

در راه حرکت انسان به سوى نماز ، این واقعیت پر برکت الهى ، موانعى هست ، که لازم است ، عاشق نماز ، با تمام وجود با این موانع به مبارزه برخیزد ، سستى در مقابل این موانع ، انسان را از فیض با عظمت نماز باز داشته و از رحمت حضرت حق محروم مى کند ، در متن قرآن مجید در باره موانع نماز در ضمن چند آیه مى خوانیم :

( یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالاَْنْصَابُ وَالاَْزْلاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ * اِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیْطَانُ اَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهَ وَالْبَغْضَاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللهِ وَعَنِ الصَّلاَهِ فَهَلْ اَنْتُمْ مُنْتَهُونَ )(1) .

اى کسانى که ایمان آورده اید جز این نیست که شراب و قمار و بت ها و تیرهاى قرعه ، برنامه هاى پلیدى است از عمل شیطان ، دورى از آنها بر شما واجب است ، که رستگارى شما در گرو دورى از آنهاست .

بطور حتم شیطان مى خواهد میان شما در مسئله خمر و قمار دشمنى و کینه بیندازد و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد ، آیا این کارها را ترک مى کنید ؟

( قُلْ اَنفِقُوا طَوْعاً اَوْ کَرْهاً لَن یُتَقَبَّلَ مِنکُمْ اِنَّکُمْ کُنتُمْ قَوْماً فَاسِقِینَ * وَمَا مَنَعَهُمْ اَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ اِلاَّ اَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللهِ وَبِرَسُولِهِ وَلاَ یَاْتُونَ الصَّلاَهَ اِلاَّ وَهُمْ کُسَالَى وَلاَ یُنفِقُونَ اِلاَّ وَهُمْ کَارِهُونَ )(2) .

به منافقین دو رو و پست بگو :

انفاق کنید به حال رغبت یا اکراه ، این انفاق از شما پذیرفته نخواهد شد ، به حقیقت که شما گروهى فاسق هستید .

چه مانع شد اینان را که انفاقشان پذیرفته نشود مگر کفرشان به خدا و رسول خدا ، اینان به نماز حاضر نمى شوند مگر با حال کسالت ، و انفاق نمى کنند مگر از روى بى رغبتى !

آنچه به عنوان موانع نماز از آیات ذکر شده استفاده مى شود مى توان در چهار قسمت خلاصه کرد :

1 ـ شراب

2 ـ قمار

3 ـ بت پرستى

4 ـ تظاهر و خودنمائى

در اینجا لازم است به توضیح هر یک از این چهار مانع اقدام شود ، باشد که گمراهى با خواندن آن از خواب غفلت بیدار گردد .

1 ـ شراب

مشهور است که مخترع شراب شیطان رجیم بود ، او با اختراع این ماده فساد که اهل دل آن را ام الخبائث نامیده اند ، به عقل و قلب و روح و ایمان و عمل و ادب و تربیت انسان حمله برد ، و در این حمله ناجوانمردانه هم در طول تاریخ موفق بود ، زیرا آنان که به این ماده فساد آلوده شدند ، قواى عاقله را از دست دادند ، و در نتیجه تبدیل به حیوانى بى فکر شدند ، و چون از اندیشه در عواقب امور بازماندند ، از اثر بى فکرى به انواع گناهان و معاصى آلوده شدند ، و در آلودگى به معاصى حرکت الهى قلب و روح را از دست داده خود را به هلاکت ابدى دچار کردند !

امتیاز انسان بر سایر موجودات عالم به عقل اوست ، چون عقل را از دست بدهد ، از تمام موجودات بى ارزش تر و پست تر مى گردد .

عقل حوزه جاذبه ، تکالیف و مسوولیت هاى الهى و انسانى است ، وقتى جاذبه این حوزه نورانى از دست برود ، خود بخود ظرف وجود و صفحه حیات از تابش نور پر فروغ تکلیف و مسئولیت محروم مى گردد .

کسى که از نور عقل و تفکر بهره مند است ، جز به سوى خیر دنیا و آخرت حرکتى ندارد ، عقل محبوب ترین خلق خداست ، و عاقل که عقلش را بکار گیرد محبوب ترین بنده الهى است .

در آثار « طبسى » صفحه سى و یک آمده :

بدان که تفکر سیر انسانى است از مبادى به مقاصد ، و نظر را همین معنا گفته اند .

و هیچ کس از مرتبه نقصان به مرتبه کمال نتواند رسید الا به سیرى ، و به این سبب اول واجبات تفکر و نظر است .

و بدان که مبادى سیر ، که از آنجا حرکت باید کرد ، آفاق و انفس است ، و سیر استدلال است از آیات هر دو ، یعنى از حکمت هائى که در هر ذره از ذرات هر یکى از این دو کون یافته شود ، بر عظمت و کمال مبدع هر دو ، تا مشاهده نور ابداع او در هر ذره ذره کرده شود :

( سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الاْفَاقِ وَفِی اَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الْحَقُّ )(3) .

تفکر اسباب را به حق قائم دیدن است ، و فاضل ترین اعمال ، فکرت است و ورع .

بدان که هر که را سخن نه از سر حکمت است آن عین آفت است ، و هر که را خاموشى نه از سر فکرت است آن همه شهوت و غفلت است ، و هر نظر که نه از سر عبرت است آن همه سهو و زلت است .

قالَ النَّبِیُّ تَفَکُّرُ ساعَه خَیْرٌ مِنْ عِبادَهِ سَبْعینَ سَنَهً .

بعثت انبیاء و امامت امامان بنا به فرموده على(ع)  در خطبه اول نهج البلاغه براى حرکت فکرى انسان بوده .

اگر بخواهید آثار و نتائج و محصولات و ثمرات اندیشه و فکر را در طول تاریخ به حساب بیاورید ، در هیچ کتاب و کتابخانه اى گنجایش نخواهد داشت .

تمام کتب علمى ، و تمدن با عظمت انسانى بر این صفحه خاک و در این میدان تابناک نتیجه اندیشه انسان در امور مادى و معنوى است .

شما خود فکر کنید که شراب این دو ماده فساد ، چه تیشه اى به ریشه انسانیت ، که عبارت از قوه اندیشه اوست مى زند ، و چگونه آدمى را از دست راه راست الهى و صراط مستقیم ربانى به کجى و ضلالت مى برد ، حرکت در راه راست چه سودها ، و سیر در راه ضلالت چه ضررها و خسارتها براى انسان دارد ؟

امام باقر (علیه السلام) مى فرماید :

شراب خوار با روى سیاه ، دهان کج ، زبان بیرون آمده ، و با ناله و فریاد سخت از شدت تشنگى وارد قیامت مى شود ، و از چاهى که چرک بدن زناکاران در آن است به او مى آشامانند !

امام ششم (علیه السلام) به یونس بن ظبیان فرمود :

از طرف من که به مردم لطف و محبت دارم بگو : هر کس یک جرعه شراب بنوشد ، خداوند و ملائکه و انبیاء و مومنان او را لعنت مى کنند ، مستى شراب روح ایمان را از کالبد برده و بجایش روح پست و کثیف و لعنت شده قرار مى دهد .

پیامبر بزرگ در مسئله شراب ده طائفه را لعنت کردند :

غرس کننده مُو ، نگهبان آن ، فشار دهنده انگور جهت شراب ، خورنده ، ساقى ، حمل کننده ، تحویل گیرنده ، خریدار ، فروشنده ، دریافت کننده پول .

پیامبر فرمودند :

از اولین برنامه هائى که خداوند منع فرمود ، عبارت است از بت پرستى ، شرابخوارى .

و نیز آن حضرت فرموده :

شراب خوارى مبدء تمام گناهان است(4) .

امام ششم (علیه السلام) مى فرماید :

شراب منع تمام آلودگى هاست و شراب خوار ، تکذیب کننده قرآن است ، زیرا اگر قرآن را باور داشت ، حرامش را حرام مى دانست ! !

امام باقر (علیه السلام) مى فرماید :

خداوند به چیزى همانند شرابخوارى معصیت نشده ، براى شراب خوار مست زناى با مادر و دختر و خواهر امرى است عادى ، زیرا به هنگام مستى ، آنان را تشخیص نمى دهد که چه کسى هستند و نیز براى مشروبخوار ترک نماز برنامه اى است سهل و آسان .

به امیرالمومنین (علیه السلام) عرضه داشتند ، شما فرموده اید شراب از دزدى و زنا بدتر است فرمود : آرى ، زناکار ممکن است گناه دیگرى مرتکب نشود ، ولى شراب خوار چون مست شد زنا مى کند ، آدم مى کشد ، و نماز را ترک مى نماید(5) .

در این روایات ملاحظه کردید ، که از جمله موانع راه نماز آلوده بودن به شراب است .

دانــــــا نخورد شراب و مستى نکند *** با طبع بلند میل پستى نکند

خوشبخت کسى بود که اوقات عزیز *** صرف هوس و هواپرستى نکند

مضرات شراب و شرابخوارى ، و خسارتهائى که از این ناحیه به تاریخ حیات خورده قابل شمردن نیست ، همین بس که در باره شراب در روایات خواندید که شراب ریشه همه خبائث و آلودگى ها و گناهان است .

ابلیس شبى رفــت به بالین جوانى *** آراسته با شکل مهیبى سر و بر را

گفتا که منم مرگ اگر خواهى زنهار *** باید بگزینى تو یکى زین سه خطر را

یا آن پدر پیـــــر خودت را بکشى زار *** یا بشکنى از مادر خود سینه و سر را

یا آن که بنوشى و سه جامى تو از این مى *** تا آن که بپوشم زهلاک تو نظر را

لرزید از این بیم جوان بر خود و جا داشت *** کز ترس فتد لرزه بتن ضیغم نر را

گفتا پدر و مادر مـــــــن هر دو عزیزند *** هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را

لکن چو به مى دفع شر از خویش توان کرد *** نوشم دو سه جامى و کنم دفع خطر را

نوشید دو جامى و چو شد خیره زمستى *** هم مادر خود را زد و هم کشت پدر را

اى کاش شود خشک بن تاک ، خداوند *** زین مایه شر حفظ کند نوع بشر را

2 ـ قمار

قمار عمل پلیدى است که مانند شراب مخترعش شیطان است ، و از جمله علل کینه و دشمنى بین مردم است .

مالى که از قمار بدست مى آید بر اساس آیات و روایات حرام است ، و با آن مال هیچ برنامه اى نمى توان داشت ، و بر بدست آورنده مال واجب است ، آن مال را به صاحبش بازگرداند .

قمار برنامه کثیفى است که براى دو طرف آن مایه دشمنى و علت رنجش ، و کینه توزى است .

قمارباز اگر ببازد دشمن برنده مى شود و اگر ببرد ، بازنده دشمن او مى گردد ، کمتر مجلسى براى قمار تشکیل مى شود که در آن نزاع و کینه برنخیزد ، و چه بسا بازنده مال به خاطر مالى که با حسرت و اندوه نسبت به باختنش مواجه شده دست به خودکشى بزند . قمارباز موجودى به تمام معنى بى رحم است ، زیرا مالى که باید نفقه زند و فرزند شدو ، و در راه خداى مهربان به انفاق و صدقه و خیرات و مبرات خرج گردد ، مفت به یک مفت خوارى مانند خودش مى بازد ، و زن و فرزند را از نفقه و خویش را از رحمت حضرت حق محروم مى کند .

بعید نیست که قمارباز بخاطر باختن مال و بدست آوردن مایه جدید ، دست به دزدى ، خدعه ، مکر و حیله و آدم کشى بزند .

ساختن و نگاه داشتن و خرید و فروش جمیع ادوات قمار از نظر مکتب عالى اسلام حرام است .

روایات حرمت قمار ، همانند حرمت شراب در کتاب وسائل قرار دارد ، شما مى توانید به این منبع ارزنده الهى مراجعه کنید :

امام ششم مى فرماید :

فروش شطرنج و خوردن پولش و نگاه داشتنش کفر و بازى با آن شرک ، و سلام به بازى دهنده اش گناه و یاد دادن آن به مردم معصیت بزرگ است .

که دست به شطرنج مى زند ، همانند این است که دست در گوشت خوک فرو برده ، و کسى که به آن بنگرد ، همانند نظر کردن بر عورت مادر است ! !

بازى کننده با وسیله قمار و سلام دهنده بر بازیگر ، و تماشاگر بازى ، در گناه مساوى هستند ، و هر کس به بازى با شطرنج بنشیند براى خود در دوزخ جا تهیه مى کند ، و در زندگى آن جهان دچار حسرت مى گردد .

از همنشینى با قماربازان بپرهیزید ، زیرا اهل آن مجلس محل خشم خدایند و هر ساعت در معرض غضب حقند ، اگر عذاب خدا نازل شود ، شما را هم خواهد گرفت(6) .

قمار بازان چون به قمار بنشینند همه حواس آنان متوجه بردن مال و ثروت طرف مقابل است ، و این برنامه اکثراً از سر شب تا صبح یا از صبح تا شب به طول مى انجامد و پس از پایان کار قمار ، قماربازان با خستگى مفرط و اعصاب کوبیده و فکر از کار افتاده مواجهند و مجبورند براى جبران این همه رنج و خستگى به خواب روند و مدتها در بستر غفلت و خواب مرگ بمانند و نماز آنان ضایع گردد .

و چه بدبخت انسانى با اتصال به این عمل شیطانى دچار رجس روحى و پلیدى نفس شود و از طرف دیگر به خاطر ضایع شدن نمازش از برکات و عنایات الهى محروم گردد .

3 ـ بت پرستى

بت پرستى یعنى بریدن از حق و تعلق قلبى و عملى پیداکردن به اشیاء یا احوال .

بت هائى که معمولاً مورد پرستش قرار گرفته اند بر دو دسته اند :

1 ـ بیجان

2 ـ جاندار

جاندار همانند طواغیت و ستمگران تاریخ که خویش را بر جان و مال ملت ها مالک مى دانستند ، و گروهى بدنبال این رشته غرق در پیروى از آنان مى شدند ، البته کسى آنان را خالق نمى دانست ، بلکه از خالق دست برداشته و خود را مملوک آنان مى کرد ، و به هر چه آنان امر مى کردند اینان بدون چون و چرا از امر آن پلیدان و ستمگران پیروى مى کردند .

اینگونه بت هاى جاندار ، همیشه بوسیله پیروانشان به راه کثیف و تحمیل اراده خود بر مردم ادامه مى دادند ، و اگر در میان ملت ها اینگونه پیروان و مطیعان و بقول قرآن بت پرستان را نداشتند ، هرگز حکومت و سلطه آنان پایه نداشت

و ادامه زندگى ننگین و شیطانى آنان برایشان میسر نبود .

بت ، جاندار یا بى جانش بخودى خود قدرت ندارد ، فرعون یک نفر بود ، نمرود یک شخص بود ، معاویه و یزید ، ابوسفیان و ابولهب هر کدام یک نفر بودند ، آنچه باعث حکومت و سلطه و جنایت و خیانت آنان شد ، بت پرستى بت پرستان بود .

امام ششم (علیه السلام) به مردى که از کارگزاران حزب کثیف اموى بود ، فرمودند ، شما پیروان بنى امیه باعث این همه جنایت در میدان حیات مردم شدید ، ورنه بنى امیه قدرتى نداشتند و عده زیادى نبودند ! !

با توجه به این واقعیت ببینید بت پرست چه گناه عظیمى را مرتکب مى شود و حمایت چه گناهان عجیب و غریبى در عالم مى شود . امروز شرق و غرب به مثابه همان فرعون و نمرود و ابو سفیان و معاویه و یزید هستند یعنى بت جاندار .

ما براى قدرتهاى ظالم جهان معنائى جز این نمى توانیم داشته باشیم ، قرآن مجید اینان را ائمه کفر مى داند و امام کفر طاغوت و طاغوت صنم یا بت است و پیرو طاغوت و امام کفر بت پرست و کثیف ترین موجود روى زمین است ! !

بت بى جان همانند خورشید ، ماه ، ستاره ، درخت ، پول ، ریاست ، و از همه بدتر هواى نفس و غرائز و شهوات است .

آرى انسان وقتى دچار بت بیرونى یا درونى شود از حرکت فکرى و روحى باز مانده و در تمام عبادات که باعث سعادت دنیا و آخرت آدمى است به روى انسان بسته مى شود .

اینکه به هنگام گرفتار آمدن به پرستش بت هاى جاندار و بى جان ، یا درونى و بیرونى ، آدمى از همه فضائل مخصوصاً عبادت حق و بخصوص نماز باز مى ماند جاى تردید نیست .

ولى در میان اینها ، بت هواى نفس از همه زیانبارتر و خسارت آورتر است ، و دچار شدن به پرستش هواى نفس و شهوات و غرائز ، و زیانهاى این پرستش ، مسئله اى است که عمیقاً در خور تحقیق است و کتابى جداگانه مى خواهد .

زیرا به طور قطع مى توان گفت منشا پرستش بت هاى جاندار و بیجان درون خود انسان است .

آدمى اول هواپرست مى شود سپس فرعون پرست یا آمریکاپرست یا شوروى پرست یا شاه پرست یا پول پرست یا زن پرست ! !

این قلب و روح است که اگر با قواعد عالى الهى و معارف حقه و قرآن مجید و بیانات پیامبران و ائمه و اولیاء تزکیه نشود ، آدمى دچار بت پرستى مى گردد و اگر تصفیه شد و با تعالیم الهى زنده گردد ، آدمى را از اسارت بت هاى درون و برون حفظ کرده و به اوج کمال مى رساند . اما با خواب رفتن دل و افسردگى جان ، وجود آدمى در تنگناى پرستش هاى غلط قرار خواهد گرفت ، و در این صورت است که از انسان نباید توقع نیکى و شرف و فضیلت و انسانیت داشت ، چگونه مى توان پس از اسارت در بند بت پرستى در مدار عبادت و به خصوص نماز که رمز حریت و آزادى است قرار گرفت ؟ !

خوش ترین حال انسان ، حال آزادى و حریت از بت هاى درونى و بیرونى است و این حال بدست نمى آید ، مگر با دنبال کردن خط با عظمت معرفت .

معرفت به اینکه در دار وجود اصالت از خداست و بقیه موجودات چه غیبى و چه شهودى نمودى بیش نیستند ، و هیچ کدام لیاقت آن را ندارند که انسان آنان را اصل بداند چه رسد به اینکه دست وجود خویش را به پرستش سنگ و چوب یا یک ظالم ستمگر یا حیوانى همانند گاو و گوساله آلوده و نجس کند ! !

معرفت به اینکه در دار حقیقت فقط و فقط حق مطلب خداست و کل موجودات سایه و تجلى اسماء و صفات او هستند ، و حیثیتى جز علت و سبب آنهم نه علت و سبب مستقل ، ندارند .

معرفت به اینکه او اگر بخواهد وجود موجود اثر مى بخشد و اگر نخواهد از هیچ موجودى هیچ اثرى ظاهر نمى شود .

اگــــر تیـــــغ عالم بجــنبد زجاى *** نبرد رگى گر نخواهد خداى

برد کشتى آنجا که خواهد خداى *** اگـر جامه بر تن درد ناخداى

معرفت به اینکه وجود مقدس حضرت او ، موجودات و بخصوص جنس انسان را در این صفحه پهناور هستى ، سرخود و عبث رها نکرده ، بلکه حکمت بالغه او اقتضا کرده که هر موجودى براى ظهور آثار وجودیش در چارچوب شرایط و مقررات خداوندى باشد .

و این چهارچوب و شرایط در کنار حیات انسان عبارت از کتاب و نبوت و امامت و فقاهت است .

معرفت به اینکه این دنیاى چند روزه بى اعتبار و کم ارزش پایان حیات نیست ، بلکه این زندگى محدود اگر مطابق با روش انبیاء و قواعد قرآن و سنت امامان و فقه فقیهان پایه گذارى شود مقدمه اى براى پدید آمدن سعادتى ابدى در جهان بعد است که جهانى است جاویدانى و همیشگى .

معرفت به اینکه عشق و محبت در قلب انسان باید وقف حریم مقدس او باشد و بقیه محبت ها سایه اى و ظلى از این محبت باشد .

معرفت به اینکه مقصود و محبوب و معبود و معشوق یکى است و باید دل و جان و قلب و روح و نفس و عقل در گرو عشق و محبت او باشد ، و  تمام حرکات و اعمال انسان پرتو آن محبت و شعله فروزان آن عشق باشد ، که بدون این عشق ، پیداکردن معناى حیات محال و آدم شدن و به انسانیت رسیدن و مقصد اصلى را پیدا کردن امرى صد در صد غیر ممکن است .

4 ـ ریا

ریا علامت نفاق است ، و قرآن و روایات به شدت به ریاکاران حمله آورده و  آنان را از حریم انسانیت دور مى دانند .

کسى که آلوده به ریا است بدون شک اگر بیننده اى نباشد ، به نماز برنمى خیزد ، و چون نماز بخواند بقول قرآن ظاهرش با کسالت و باطنش محضر جلب توجه دیگران است .

آرى ریا هم چون شراب و قمار و بت پرستى از موانع راه نماز است و به خواست خدا ، این مسئله در ضمن ابواب آینده مصباح الشریعه که یک فصلش مخصوص ریا است توضیح بیشترى داده خواهد شد .

------------------------------------------------

1 ـ سوره مائده (5) : 90 ـ 91 .

2 ـ سوره توبه (9) : 53 ـ 54 .

3 ـ سوره فصلت (41) : 53 .

4 ـ تمام این روایات در وسائل 17 / است .

5 ـ وسائل 17 / 250 .

6 ـ وسائل 6 / 241 باب 103 .

 

منبع : عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)جلد 5
 
پایگاه استاد حسین انصاریان

منبع: عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)جلد 5
 

  1438
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      نقش غدیر در هدایت بشر
      خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
      غدیر چشمه جوشان حق  
      نگرش قرآنی امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره به امام ...
      دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
      متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی
      رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
      رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
      تجلّی نیکان در عبادت و خدمت به خلق
      عید سعید قربان عید أضحی

بیشترین بازدید این مجموعه

      نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
      شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
      حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
      هر جا کم آوردی، 100 مرتبه این ذکر را بگو
      رفع گرفتاری با توسل به امام رضا (ع)
      پنج کلید طلایی برای نجات از فقر
      اگر از فشار قبر می ترسید بخوانید!!
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      امام حسين (ع) و دعاى عرفه‏ در آثار استاد انصاریان
      قضا نشدن نماز ها با این راه حل

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز