يكشنبه 9 شهريور 1393 - الاحد 5 ذي القعدة 1435  
فهرست مطالب
در محضر استاد
 
برنامه‏هاى انسان ساز قرآن‏
قرآن مجيد براى هدايت انسان‏ها به سوى صراط مستقيم نازل شده است و دربردارنده تمام برنامه‏هايى است كه با فطرت و طبيعت انسان هماهنگ است و عمل به آن برنامه‏ها سعادت دنيا و آخرت انسان را تضمين و تأمين مى‏كند.
قرآن مجيد با رعايت سه مقدمه: 1- انسان در زندگى خود هدفى دارد (سعادت زندگى) كه بايد در راه به دست آوردن آن در طول زندگى تلاش
سخنرانیهای مکتوب
 
فضل و رحمت الهی - جلسه هفتم - (متن کامل + ...
دو راه پیش روی انسان
پیروی از شیطان
مبدأ و منتهای حقیقت فضل و رحمت
دو نوع تجلی فضل و رحمت الهی
چهار برنامه امام صادق (ع)
مرحومین واقعی
معرفی متقین
مناسبت

تجديد بناي خانه کعبه توسط «خليل الرحمن حضرت ابراهيم»(ع) به امر پروردگار/درگذشت محدث بزرگوار سيد بن طاووس 664 ق/ در گذشت« ابن هشام» فقيه و نحوي بزرگ عرب ( 761 ق )

اشعار عرفانی استاد
چه سازد آنكه معشوقش جفا كرد
دل او را پر از درد و بلا كرد
چه سازد آنكه در هجران نشسته
فلك او را به صد غم مبتلا كرد
  مقالات دینی و اخلاقی
1391/7/13 18:52:43 ارسال به دوستان    چاپ کد مطلب : 54151

عجايب آسمان‏ها و زمين‏


منابع مقاله
:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد چهارم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

«نور ستاره ماكيان يازده سال نورى طول مى‏كشد تا به ما برسد، يعنى فاصله مى‏شود:

متر 000/ 1000* 000، 300* 60* 60* 24* 365* 11

ستاره ابط الجوزا سيصد سال نورى از ما دور است و چهل مليون (000، 000، 40) بار از خورشيد بزرگتر است و 3600 بار با حرارت‏تر و فروزان‏تر از خورشيد است:

متر 000/ 1000* 000، 300* 60* 60* 24* 365* 300

در صورت فلكى ستاره‏اى است كه به حرف نمايش داده مى‏شود و 000، 400 بار از خورشيد روشن‏تر است، و قطر ستاره ميزا در صورت فلكى فيطس چهار صد بار بزرگتر از خورشيد است.

بيشتر كهكشان‏هايى كه با تلسكوب رصد خانه مونت ويلسن ديده شده‏اند در فاصله 500 مليون سال نورى هستند و ما تازه آنها را در حال حاضر در وضعى مى‏بينيم كه 500 مليون سال قبل داشته‏اند.

فاصله دو كهكشان متجاوز از دو مليون سال نورى است و در افق جهان تا جايى كه ديده مى‏شود متجاوز از صد مليون كهكشان مجزّا وجود دارد!

پرلمن در كتاب‏ «شناخت نجوم» مى‏نويسد:

واحدهاى طول زمينى به درد فواصل سماوى نمى‏خورند. ستاره شناسان از واحدهاى به مراتب بزرگتر مدد مى‏جويند.

براى اندازه‏گيرى فواصل در حدود منظومه شمسى، آنها فاصله متوسط زمين از خورشيد را كه 000، 500، 149 كيلومتر است واحد مى‏گيرند، امّا چون نوبت بخش فواصل بين خورشيد ما و ساير خورشيدها فرا مى‏رسد واحدى كه بدان اشاره شد نيز بسيار كوچك است.

مثلًا فاصله ما تا نزديكترين ستاره، ستاره پروكسيما در صورت فلكى قنطورس را كه ستاره‏اى سرخ رنگ و از قدر يازدهم است و تقريباً چسبيده به ستاره روشن آلفاى قنطورس مى‏باشد با 000، 260 برابر چنين واحدى مى‏توان بيان كرد يعنى واحد:

000، 260* 000، 500، 149

تازه اين نزديكترين ستاره است و ديگران دورترند و واحدهاى بزرگترى لازم است، مانند سال نورى و پارسك كه سال نورى مسافتى است كه پرتو نور در طىّ يكسال در فضا مى‏پيمايد. موقعى كه به ياد آوريم كه براى رسيدن نور خورشيد به زمين فقط هشت دقيقه وقت لازم است مى‏توانيم به عظمت اين واحد پى ببريم.

بنابراين يك سال نورى همان اندازه بزرگتر است از شعاع مدار زمين به دور خورشيد كه يكسال بزرگتر از هشت دقيقه است! اين واحد بر حسب كيلومتر عبارت از 000، 000، 000، 460، 9 كيلومتر خواهد بود، يعنى يكسال نورى تقريباً برابر با 9500 مليارد كيلومتر است.

پارسك واحد ديگرى است يعنى، يك پارسك:

000، 000، 000، 800، 30/ سال نورى/ 26/ 3

فواصل برخى از روشن‏ترين ستارگان به حسب پارسك و سال نورى از اين قرار است:

آلفاى قنطورس 3/ 4 سال نورى 31/ 1 پارسك‏

شَعراى يمانى 7/ 8 سال نورى 67/ 2 پارسك‏

شَعراى شامى 11 سال نورى 39/ 3 پارسك‏

الطير 2/ 15 سال نورى 67/ 4 پارسك‏

اينها ستارگان نسبةً نزديك هستند، اما براى تصوّر بهتر اين نزديكى، بايد در نظر داشت كه براى بيان اين فواصل به كيلومتر بايد اعداد ستون آخر را در 30 بليون كه هر بليون يك مليون مليون است ضرب كرد. مثلًا:

000، 000، 000، 000، 30* 67/ 4

ولى بايد بدانيد كه سال نورى و پارسك هم در نجوم و فيزيك آسمان‏ها بزرگترين آحاد مسافات نيستند. هنگامى كه ستاره شناسان شروع به اندازه‏گيرى فواصل و ابعاد مجموعه‏هاى اخترى يعنى كهكشان‏هاى داخل افلاك نمودند كه از مليونها ستاره تركيب يافته‏اند به واحدهاى بزرگترى نيازمند شدند، آنها اين واحدها را از پارسك ساختند همان سان كه ما كيلومتر را از متر مى‏سازيم، و بدين سان كيلوپارسك كه برابر هزار پارسك و 800، 30 بليون كيلومتر است به دست آوردند و با اين واحد مثلًا قطر كهكشان را مى‏توان با عدد 30 و فاصله سحابى امرة المسلسله را با عددى در حدود 300 بيان كرد.

اما طولى نكشيد كه كيلوپارسك هم غير كافى درآمد و ستاره شناسان ناچار شدند كه مگاپارسك كه برابر يك مليون پارسك است به كار برند.

تجسّم مگاپارسك عملًا غيرممكن است. اگر بنا باشد يك كيلومتر را به ضخامت يك موى سر تقليل دهيم حتّى در آن صورت هم تصّور مگاپارسك براى آدمى دشوار خواهد بود؛ زيرا برابر 000، 000، 500، 1 كيلومتر يا ده برابر فاصله زمين تا خورشيد خواهد بود.

اينك مقايسه‏اى انجام مى‏دهيم تا به خواننده امكان دهد عظمت مگاپارسك را بيابد:

نازكترين تار عنكبوت اگر بين تهران و تبريز كه در حدود 640 كيلومتر است كشيده شود در حدود 10 گرم وزن خواهد داشت. تار عنكبوتى كه بين زمين تا ماه كشيده مى‏شود 6 كيلوگرم و بين زمين تا خورشيد 3/ 2 تن وزن خواهد داشت. حالا اگر بتوانيم تار عنكبوتى به طول يك مگاپارسك داشته باشيم وزن آن 000، 000، 000، 500 تن خواهد بود.» «1» آنچه در سطور بالا خوانديد گوشه‏اى بسيار ناچيز از جهان آسمان‏هاست، كه درك همين مرحله اندك هم بسيار دشوار است.

 

عظمت حق در كلام دانشمندان‏

«عظمت همين گوشه كوچك از خلقت، بزرگترين اساتيد علوم مادى زمان ما را وادار كرده كه در برابر عظمت صاحب جهان و مدبّر هستى و خالق خلقت سر تعظيم فرود بياورند و در كتب علمى خود از حضرت ربّ العزّه سخن بگويند.

پرفسور دكتر اسكار استاد فيزيك و شيمى دانشگاه دولتى سن جوز كاليفرنيا مى‏گويد:

علوم مى‏توانند فقط ثابت كنند كه دنيا مخلوق يك نيرو و حكمت عاليه است و بيش از اين نمى‏توانند چيزى بگويند. علوم قادر نيستند كه كيفيّت عجيب و پيچيده اوضاع و قوانين طبيعى و علّت آن را بيان كنند.

اوليور وندل‏ طبيعى‏دان بزرگ آمريكايى مى‏گويد:

فهم درست علوم، امكان ايمان به خدا را بيشتر مى‏كند.

پرفسور دكتر والتر استاد علم وراثت در دانشگاه كاليفرنيا مى‏گويد:

بايد اقرار نمود كه يك خالق حكيم موجودات زنده را طورى خلق نموده كه مى‏توانند در محيطهاى مناسب به خوبى زندگى كنند، و در محيطهاى نامناسب هم تا اندازه‏اى خود را با محيط سازش دهند.

ژان هانرى فابر حشره شناس معروف فرانسوى مى‏گويد:

در ايجاد و اداره دستگاه طبيعت اراده و مشيّتى در كار است.

لرد كلوين‏ كه از بزرگترين علماى فيزيك است مى‏گويد:

اگر نيكو بينديشيد، علم شما را ناچار از آن خواهد كرد كه به خدا ايمان داشته باشيد.

پرفسور دكتر جان كليولند استاد رياضى و فيزيك شيمى دانشگاه مينسوتاى آمريكا در نوشته‏اى بسيار جالب و مهم مى‏نويسد:

ماده به عنوان مجموعه‏اى از اتم‏ها و ملكول‏ها، و خود اين ملكول‏ها و اتم‏ها و سازندگان آنها يعنى پروتون‏ها و نوترون‏ها و الكترون‏ها و الكتريسيته و خود انرژى، همه از قوانين خاصّى پيروى مى‏كنند و دستخوش تصادف و اتّفاق نيستند، و اين مطلب به اندازه‏اى صحّت دارد كه 17 اتم از عنصر شماره 101 براى شناختن آن كفايت كرده است.

جهان مادّى بدون شك جهان مرتّب و صاحب نظمى است و جهان پريشانى و نابسامانى نيست، جهانى است كه از قوانين تبعيّت مى‏كند و تصادف را بر آن دستى نيست. آيا هيچ آدم عاقل و مطّلعى مى‏تواند باور كند كه مادّه بى‏حسّ و بى‏شعور بنا به تصادف، خود را آغاز كرده و به خود نظم بخشيده و اين نظم براى وى باقى مانده باشد؟

شك نيست كه جواب اين سؤال كلمه «نه» است. هنگامى كه انرژى به مادّه «نو» تبديل مى‏شود، اين تبديل مطابق قانونى صورت مى‏گيرد، و مادّه‏اى كه به دست مى‏آيد از همان قوانينى پيروى مى‏كند كه مادّه موجود پيش، از آن قوانين پيروى مى‏كرد.

در شيمى اين مطلب به دست آمده است كه مادّه روزى نابود مى‏شود، منتهى نابودى پاره‏اى از مواد بى‏اندازه كُند است، و نابودى پاره‏اى ديگر بى‏اندازه تند.

بنابراين، وجود مادّه ازلى نيست و از اين قرار آغازى داشته است.

شواهدى از شيمى و علوم ديگر نشان مى‏دهد كه اين آغاز تند و تدريجى نبوده بلكه برعكس، پيدايش مادّه ناگهانى صورت گرفته و حتّى دلايلى زمان تقريبى پيدايش آن را نيز نشان مى‏دهد.

از اين قرار در زمان معيّنى جهان مادّى آفريده شده، و از همان زمان پيرو قوانين بوده است نه دستخوش تصادف، چون مادّه نمى‏تواند خود و قوانين حاكم بر خويش را بيافريند. عمل آفرينش ناچار بايد به وسيله عاملى غير مادّى صورت‏ گرفته باشد.

عجايب حيرت‏انگيزى كه در آن عمل آفرينش به نظر مى‏رسد، نشان مى‏دهد كه آن عامل غيرمادّى بايد صاحب شعورى خارج از حدّ تصوّر ما بوده باشد و اين شعور چنانكه مى‏دانيم از مختصّات عقل است، ولى براى آن كه عقل در جهان مادّى كار كند، به كار افتادن اراده ضرورت دارد و اين كار تنها به وسيله يك شخص ممكن است صورت پذيرد. بدين ترتيب نتيجه منطقى و اجتناب ناپذيرى كه به آن رسيديم اين است كه نه تنها آفرينش صورت گرفته، بلكه اين آفرينش بنا به خواست و نقشه شخصى بسيار دانا و توانا انجام شده كه توانسته است آنچه را خواسته به مرحله عمل درآورد و همه وقت، در همه جاى اين جهان حضور دارد. معناى اين بيان آن مى‏شود كه ما بدون شكّ و ترديد، وجود او، ذات اعلاى روحانى، يعنى خداى آفريننده و مدبّر جهان را مى‏پذيريم و به آن ايمان مى‏آوريم.» «2»

من و هزار گدا همچو من به نزد تو هيچ است‏

 

گدا چه پادشهان زَمَن به نزد تو هيچ است‏

     

كجا رسند به حُسن تو دلبران ختايى‏

 

بتان چين و ختا و ختن به نزد تو هيچ است‏

نديده روى تو ورنه به بت كجا نگرستى‏

 

نكوترين بتى از بَرَهْمن به نزد تو هيچ است‏

     

(فيض كاشانى)

 

نيوتن و جاذبه عمومى‏

نيوتن‏ عالم مشهور انگليسى قانون جاذبه عمومى را كشف كرد، كه به موجب آن‏ تمام كرات آسمانى متقابلًا به سوى هم كشيده مى‏شوند به طورى كه هيچ جرمى از تحت اين قاعده بيرون نيست.

معلّق بودن كرات در فضاى خالى بدون چيزى كه آنها را نگه دارد او را مجبور به اين فرض علمى كرده است، ولى به مجرّد دقّت در احوال موجودات آسمانى و حركت آنها بر ما معلوم مى‏شود كه فرضيه جاذبه عمومى كامل نيست؛ زيرا اگر اجرام سماوى كشش متقابل در يكديگر داشته باشند مى‏بايست همه يك گروه تشكيل دهند، مگر اين كه فرض شود اجرام نامتناهى هستند. علاوه بر اين مجرّد فرض جاذبه عمومى حركات سيّارات را براى ما توجيه نمى‏كند، بلكه تصّور آن را از ذهن به دور مى‏كند و خود نيوتن نيز به اين نكته توجّه داشته و گفته است:

بايد دانست كه تمام حركات كنونى سيّارات را نمى‏توان به قوّه جاذبه منسوب دانست، زيرا اين قوّه اجسام را تنها به طرف خورشيد مى‏كشاند، بنابراين بايد يك دست غيبى، سيّارات را در محور خودشان به دور خورشيد بچرخاند.

 

مسائل كيهانى در نظر دانشمندان‏

دانشمندان مى‏گويند:

مسائل كيهانى با مسائل ذرّات مادّى ابتدايى ارتباط نزديك دارد. ذرّات مادّى كه كارمايه و انرژى بسيار دارند در گذر از ميدان مغناطيسى كيهانى چگونه عمل مى‏كنند؟

آيا در اشعه كيهانى ضدّ ذرّه وجود دارد و اگر وجود دارد به چه اندازه است؟

دانشمندان در اين زمينه كارهايى انجام داده‏اند و نتايج متضاد امّا بسيار چشمگير به دست آورده‏اند.

جِرم نهايى ستارگان به كمّيّت عددى جرم ذرّه مادّى ابتدايى يعنى پروتون بستگى دارد. اگر جرم پروتون كوچكتر از مقدار كنونى آن بود، حدّ نهايى جرم‏ ستارگان بيشتر مى‏شد. نتايج ديگر نشان مى‏دهد كه جرم كهكشان‏هاى بزرگ نيز از حدّ معيّن تجاوز نمى‏كند، يعنى در حدود هزار ميليارد برابر جرم خورشيد است.

راستى چه مسائل عجيبى است، مسائلى كه عقول از درك كُنه آن عاجز است.

مسائلى كه بار عظمتش به سنگينى آسمان‏ها و زمين است. مسائلى كه وسيله عشق انسان به آن يگانه محبوب است.

جز عشق كه اشرف بود از جمله كمالات‏

 

ديگر به كمالى نتوان كرد مباهات‏

جويم به دعا چندت و خوانم به مناجات‏

 

من ذرّه تو خورشيد، من و وصلِ تو هيهات‏

ما جمله به تو قائم و تو قائم بالذات‏

 

تو شخصى و ما عكس تو، عالم همه مرآت‏

از طلعت يار است ظهور همه عالم‏

 

خورشيد بود آينه جلوه ذرّات‏

بى‏خود همه كونين ز صهباى صفاتند

 

تا چيست شرابى كه بود در قدح ذات‏

گردد سرم آسوده ز سوداى تو حاشا

 

فارغ شودم دل ز تمنّاى تو هيهات‏

     

(ميرسيد على حسينى اصفهانى، مشتاق)

 

نور خورشيد

«نور خورشيد با آزادى از سقف شيشه وارد گلخانه مى‏شود ولى تشعشع فوق قرمزى كه به وسيله گياهان و ديگر اجسام محتوى در گلخانه منتشر مى‏شود نمى‏تواند از سقف بيرون رود، به همين سبب كه نور خورشيد مى‏تواند به آزادى‏ وارد شود، و تشعشع فوق قرمز نمى‏تواند به آسانى خارج گردد، درجه حرارت گلخانه بالا مى‏رود.

جوّ زمين نيز همچون سقف گلخانه‏اى عمل مى‏كند، بنابراين در حالى كه به نور خورشيدى اجازه مى‏دهد كه كم يا بيش به آزادى در آن داخل شود، مستعدّ به چنگ آوردن تشعشعى نيز هست كه پيوسته از مواد سطحى زمين منتشر مى‏گردد، بدين جهت درجه حرارت به طرز محسوس عيناً همان طور كه در گلخانه پيش مى‏آيد بالا مى‏رود. بالا رفتن درجه حرارت در جوّ، بسيار حائز اهميّت است؛ زيرا بدون آن زمين در يك حالت سرماى دائمى فرو مى‏رود.» «3»

 

قدمت زمين‏

«زمينى را كه ما كره مى‏ناميم و عالم يا دنياى محيط ماست، روز اوّل عبارت از بخار مشتعلى بود كه پس از مدت‏ها به حالت مايع و بعد به حالت جامد مبدّل گرديده، پس جسمى شده كه در نتيجه گرديدن به دور خود مدوّر و در جوّ لايتناهى معلّق مانده، و مطابق تحقيقات علماى زمين‏شناسى از سه قسمت مركّب شده:

1- از يك محيط بخار كه قسمتى از آن هواى مجاور زمين است، و قسمت ديگر فضاى بى پايانى است كه آن را جوّ مى‏نامند، ولى هنوز علم انسانى به تفكيك اقطار اين دو قسمت واقف نشده و به طور تقريب قسمت اوّل را تا صد كيلومتر حدس مى‏زنند.

2- از يك قشر جمادى كه در اثر سرد شدن موادّ آتشى، مثل فلزى كه ذوب شده و به حال مايع بگذارند سرد بشود، تشكيل پست و بلندى‏هايى داده است.

3- هسته درونى يا مركز مشتعل.

آيا تاكنون در خصوص اين كه عمر زمين چقدر است فكر كرده‏ايد؟ دانشمندان، سنّ زمين را دست كم دو ميليارد سال تخمين مى‏زنند. ممكن است سؤال كنيد كه از كجا مى‏فهمند سنّ زمين اين قدر زياد است؟

دانشمندان از راههاى مختلف عمر زمين را حساب كرده‏اند، فقط در سال‏هاى اخير روشى يافته‏اند كه گمان مى‏رود مورد اعتماد باشد. اين روش بر اساس متلاشى شدن عناصر سنگين نظير اورانيوم و راديوم بنا شده است.

اورانيوم، سنگين‏ترين عنصرى است كه در روى زمين شناخته شده. راديوم از اورانيوم و سرب از راديوم سبك‏تر است. اورانيوم به كُندى متلاشى و به راديوم تبديل مى‏شود. راديوم به نوبه خود به كُندى متلاشى گشته به سرب تبديل مى‏شود.

مقدار زمانى كه براى انجام اين تبدّلات لازم است به وسيله دانشمندان محاسبه شده است. در قديمى‏ترين سنگ‏ها هر سه عنصر مذكور باهم يافته شده‏اند. با دانستن اين كه اورانيوم در چه مدّت به سرب تبديل مى‏شود توانسته‏اند عمر زمين را حساب كنند. بنابراين محاسبه سنّ قديمى‏ترين سنگ‏هاى مورد مطالعه به دو ميليارد سال مى‏رسد.» «4»

 

خاك و موجودات زنده‏

«تمام موجودات زنده، به طور مستقيم يا غير مستقيم به خاك بستگى دارند.

بيشتر عناصر موجود در غذاها از خاك حاصل مى‏گردند. بيشتر گياهان قسمتى از غذاى خود را از خاك مى‏گيرند. اگر زمين مانند شوره زار و سنگى بود، زندگى امكان‏پذير نمى‏گشت. از آنجا كه ضخامت خاك زراعتى زياد نيست بايستى براى نگهدارى آن ترتيب عاقلانه‏اى داد.

علاوه بر خاك برگ، خاك بايد مواد كانى نيز داشته باشد. به تدريج كه گياهان نمو مى‏كنند، از كانى‏هاى خاك جذب مى‏نمايند. از مواد كانى كه جذب گياهان مى‏گردد كلسيم، فسفر، گوگرد، منيزيم و آهن را مى‏توان نام برد. خاك يكى از عوامل مهمّى است كه زندگى روى زمين را ممكن مى‏سازد.

مى‏دانيد كه تمام عناصر جهان از ذرّاتى به نام اتم تشكيل موجوديت داده‏اند.

دنياى اتم دنياى عجيب و شگفت‏انگيزى است. بيشتر اتم‏ها مى‏توانند با يكديگر تركيب شده مولكول‏هايى تشكيل دهند. اتم يك عنصر ممكن است با اتم‏هاى همانند خود تركيب شود. مثلًا از تركيب دو اتم اكسيژن مولكول اكسيژن تشكيل مى‏شود، و نيز ممكن است اتمى با يك يا چند اتم از عناصر ديگر تركيب شود و مولكول‏ها يا تركيب‏هاى شيميايى تشكيل دهد.

يكى از شگفتى‏هاى شيمى اين است كه از تركيب دو عنصر مختلف جسم كاملًا متفاوتى با خواص تازه پديد مى‏آيد. ئيدروژن كه بسيار قابل اشتعال است با اكسيژن تركيب مى‏شود و از تركيب آنها آب به وجود مى‏آيد! از تركيب گاز سمّى كلر با سديم كه فلزّ سمّى نرم و نقره‏فامى است نمك طعام پديد مى‏آيد!

قند از عناصر كربن، ئيدروژن و اكسيژن تركيب يافته است. هر مولكول قند داراى 12 اتم كربن، 22 اتم ئيدروژن و 11 اتم اكسيژن است!» «5» راستى انسان در برابر عظمت قدرت حق كه تجلّى در آفرينش موجودات دارد غرق در شگفتى و حيرت مى‏شود و نمى‏داند چگونه اعجاب خويش را بازگو كند.

 

اقيانوس‏ها و عناصر آب‏

«نزديك نيمى از عناصر طبيعى روى زمين را مى‏توان در اقيانوس‏هايى يافت كه هفت دهم روى اين سيّاره را پوشانده‏اند. ميلياردها تن از مواد معدنى را رودها همه سال شسته با خود به اقيانوس‏ها مى‏ريزند.

سه متر مكعب آب دريا، كه كافى است اتاق كوچكى را به ارتفاع 4/ 30 سانتى‏ متر پر كند شامل مقادير زير از عناصر مختلف است:

5/ 42 گرم از 40 عنصر گوناگون، از آن جمله طلا، مس، واناديوم و يُد.

5/ 42 گرم استرونسيوم.

207 گرم برم.

312 گرم بيكربنات سديم (سديم، هيدروژن، كربن و اكسيژن).

72/ 2 كيلوگرم سولفات پتاسيم (پتاسيم، گوگرد و اكسيژن).

26/ 4 كيلوگرم سولفات كلسيم.

33/ 16 كيلوگرم نمك‏هاى منيزيوم كه شامل تقريباً 08/ 4 كيلوگرم منيزيوم است.

37/ 84 كيلوگرم نمك طعام معمولى يعنى كلرور سديم.

با اين همه موادّ معدنى موجود در اقيانوس جاى شگفتى نيست كه 8000 نوع گياه و 000، 200 نوع جانور در اقيانوس زيست مى‏كنند!

از اقيانوس نه تنها سالى در حدود سى ميليون تن ماهى گرفته مى‏شود، بلكه از آن عناصرى مانند يُد، برم، منيزيوم و به ويژه نمك به دست مى‏آيد.» «6»

 

زمين و عناصر آن‏

«زمين مانند هوا و اقيانوس خواص مشخّصى دارد كه معلول فراوانى و نوع و چگونگى تركيب عناصر تشكيل دهنده آن است. ولى هرگاه زمين، هوا و دريا به نحوى از يكديگر جدا شوند ديگر حيات بر روى سيّاره ما وجود نخواهد داشت.

وجود حيات در سيّاره ما وابسته به مبادله مداوم عناصر اين سه جزء زمين است.

عناصر بسيارى را كه آب از زمين شسته با خود به اقيانوس مى‏ريزد، جوّ همراه باران به زمين باز مى‏گرداند.

مبادله اكسيژن و انيدريد كربنيك و نيتروژن از آن پيچيده‏تر ولى مداوم‏تر است.

كليد اصلى اين مبادله فتوسنتز است كه به وسيله گياهان سبز با استفاده از نور خورشيد انجام مى‏گيرد. در اين عمل انيدريد كربنيك و آب به اكسيژن خالص و هيدرات‏هاى كربن مبدل مى‏شود. هيدرات‏هاى كربن كه مركّب از كربن، ئيدروژن و اكسيژن است، جزء عمده گياه و منبع اصلى خوراك ما را تشكيل مى‏دهند. اكسيژن كه به اين طريق آزاد مى‏شود، ذخيره اكسيژن جوّ را ترميم مى‏كند.

گياهان براى رشد به عناصر ديگرى نيز احتياج دارند. آنها عناصر مهمّى مانند فسفر، پتاسيم، آهن و يُد را از خاك يا از دريا مى‏گيرند. نيتروژن به خصوص براى رشد گياه ضرورى است، ولى با وجود اين كه هوا شامل ميلياردها تن نيتروژن است، اين عنصر از نظر شيميايى چندان فعّال نيست و معدودى از موجودات زنده مى‏توانند مستقيماً از آن استفاده كنند.

گياهانى مانند شبدر و باقلا استثناءً مى‏توانند نيتروژن خود را به يارى باكترى‏هاى نيتروژن گير كه بر غده‏هاى روى ريشه آنها زندگى مى‏كنند جذب كنند و تحليل برند.

اين دسته از گياهان آن قدر نيتروژن مى‏گيرند، يعنى آن را به تركيبات قابل استفاده تبديل مى‏كنند، كه هم براى مصرف خود آنها كافى است و هم براى ترميم ذخيره نيتروژن خاك كه گياهان ديگر مصرف كرده‏اند!

جانوران از گياهان تغذيه مى‏كنند و تركيبات نيتروژن دفع مى‏كنند كه زمين را حاصلخيز مى‏سازد و قسمتى از آن نيز تجزيه شده و به صورت نيتروژن خالص به جوّ باز مى‏گردد.» «7» «اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود، از قدرتى بى‏نهايت، وجودى آگاه و منبعى كريم سرچشمه دارد، كه انبياى عظامش در سايه وحى، انسان را به او هدايت نموده و از اسما و صفاتش قلوب را آگاه كرده تا در تمام شؤون حيات دست به دامان رحمتش زنند و آنچه هست از او دانند و هر حركت و حالى را بر وفق خواسته او از خود بروز دهند، كه راهى براى رسيدن به سعادت و كمال و بهشت عنبر سرشت و به دست آوردن رضايت دوست جز اين نيست و به غير اين مسير و ذوق و شوق باطنى نسبت به معشوق حقيقى دست نمى‏دهد، ذوق و شوقى كه مايه حقيقى و سرمايه واقعى انسان در دنيا و آخرت است.

از وجود مقدس حضرت رسالت پناه، خاتم انبيا، گل سرسبد موجودات، مَجلاى اتم، سرور امم، نقل شده كه:

الإيمانُ كُلُّهُ ذَوْقٌ وَشَوْقٌ.

ذات ايمان همه مزه و خوشى است.

زاهدى را كه ذوق و خوشى و مستى نباشد، او را مرده بايد دانستن اگر چه زنده نمايد؛ زيرا جان حقيقى ندارد. عكس جان است كه بر وى زده است و او را زنده مى‏دارد، چنانكه آفتاب در خانه‏اى تابد و خانه را روشن دارد، جاهلان پندارند كه آن روشنى از خانه است، ندانند كه مستعار است.» «8»

مقبل آن قومى كه با تو عشق دعوا كرده‏اند

 

وز دو عالم قصد آن درگاه اعلا كرده‏اند

روضه مأوى‏ نمى‏خواهند و نخلستان خُلد

 

بينوايانى كه در كوى تو مأوا كرده‏اند

زندگى تن چو جان را مانع است از روى تو

 

عاشقان زنده دل مردن تمنّا كرده‏اند

عاشقان از بهر جانان ترك عالم گفته‏اند

 

زاهدان از بهر جنّت ترك دنيا كرده‏اند

     

عاشق عالى نظر را كآرزو ديدار توست‏

 

كُحل چشم جانش از نور تجلّا كرده‏اند

     

(سيف فرغانى)

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- پنج گام: 42.

(2)- پنج گام: 53.

(3)- نشانه‏هاى معرفت: 63.

(4)- علم و زندگى: 177.

(5)- عناصر جهان: 9.

(6)- عناصر جهان: 161.

(7)- عناصر جهان: 164.

(8)- رباب نامه: 352.

نظرات کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
comment *

کوچک و یا بزرگ بودن حروف اهمیتی ندارد
 مطالب مرتبط 
 بیشترین بازدید از مجموعه " مقالات دینی و اخلاقی "  
Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR