چهارشنبه 3 خرداد 1391 - الاربعاء 2 رجب 1433  
الإمام علىّ (عليه السلام) : أعظَمُ الذُّنوبِ عِندَ اللهِ ذنبٌ أصَرَّ علَيهِ عامِلُهُ . امام على(عليه السلام) : بزرگترين گناه نزد خدا گناهى است كه مرتكبش بر آن اصرار ورزد. (غرر الحكم : 3131)
فهرست مطالب
 
در محضر استاد
 
نهى از سركشى و فساد

در پايان آيه شريفه بنى‏اسرائيل را از سركشى و فساد و طغيان و افساد كه از مصاديق بارز و خانمان سوزش اختلاف و ناسازگارى با يكديگر و جنگ و خون‏ريزى و نهايتاً تباه شدن جان و مال و ناتوان شدن بنيه جامعه و از دست رفتن اتحاد و وحدت است اكيداً نهى مى‏كند آنجا كه مى‏فرمايد:
از همه نعمت‏هائى كه به شما عطا كرده‏ام يا به سبب اين
اعمال, ادعیه و زیارات روز

- دعای توسل
- دعای توسل دیگر
- متن زیارت عاشورای معروفه
- فضیلت و اعمال ماه رجب
- اعمال مشترکه ماه رجب
- سایر اعمال ماه رجب
- اعمال لیله الرغائب
- اعمال مخصوص روزها و شبهای ماه رجب
- دعای روز سه شنبه
- زیارت امام زین العابدین, امام باقر, امام صادق (ع) در روز سه شنبه
- دعای فرج امام زمان (ع)
- دعاهای هر روز ماه رجب
- زیارت رجیبیه (الحمد الله الذی اشهدنا)

تازه های سایت
 
صوت متن و ترجمه استاد انصاریان بر روی قرآن سایت ...
زندگینامه تصویری استاد
تیزر معرفی دارالعرفان
گزارش سفر استاد انصاریان به ترکیه - 1389
گزارش سفر استاد انصاریان به اروپا - 1390
پخش زنده اماکن متبرکه
بخشی از سخنرانی استاد در بزرگداشت شهید پهلوان ...
مناسبت

در گذشت« ابوریحان بیرونی » دانشمند بزرگ مسلمان440ق

اشعار عرفانی استاد
تويي جان و تويي جانانم اي دوست
تويي درد و تويي درمانم اي دوست
به باغ عشق و صحراي محبت
تويي روح و تويي ريحانم اي دوست
  مقالات دینی و اخلاقی
1390/12/2 18:12:52 ارسال به دوستان    چاپ کد مطلب : 46689
تعداد بازدید : 223

گوشه‏اى از جهان با عظمت خلقت‏

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد یک         

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

  

«بشر روى سوّمين سيّاره يك ستاره صغير، واقع در كهكشانى به نام كهكشان داخلى زندگى مى‏كند، مع ذلك آن چنان هوشمند است كه مى‏خواهد عظمت خيره كننده تمام جهان را درك كند. نمودارهاى زير نشان مى‏دهد كه او تا چه اندازه در اين كوشش خود موفّقيّت حاصل كرده است.

مسافاتى كه در اين جا داده مى‏شود بر حسب سال نورى است، يعنى براى‏ احتساب آن بايد در نظر بگيريم كه نور در هر ثانيه 000/ 186 ميل معادل 000/ 300 كيلومتر مى‏پيمايد، با اين حساب يك سال نورى بالغ بر شش تريليون ميل است.

مسافات اين جهان‏هاى تو در تو از يكديگر آن قدر زياد است كه هر طبقه فضايى به نوبه خود فقط لكّه خالى در ميان طبقه ديگر فضا محسوب مى‏شود. مثلًا منظومه شمسى كه فضاى نخست ناميده مى‏شود در داخل فضاى 2 تنها يك خال تلقّى مى‏شود و همين طور فضاى 2 در قبال فضاى 3 تا آخر.

فضاى 1 منظومه شمسى: خورشيد هشت دقيقه نورى يا 93 ميليون ميل از زمين دور است و عرض آن فقط يك هزارم سال نورى است.

فضاى 2 نزديك‏ترين ستاره: اين ستاره را كه آلفاسنتورى نامگذارى كرده اند 3/ 4 سال نورى از زمين فاصله دارد، يعنى هرگاه يك سفينه فضايى با سرعت يك ميليون ميل در ساعت از زمين حركت كند تقريباً سه هزار سال طول مى‏كشد تا به اين ستاره خيلى نزديك برسد.

فضاى 3 كهكشان داخلى: كهكشانى كه زمين در داخل آن قرار دارد شبيه يك ظرف پر از ستاره و گاز و غبار است كه 000/ 100 سال نورى فاصله دارد، ما بين 100 ميليون ستاره‏اش، خورشيد زمين و ستاره آلفاسنتورى فقط يك نقطه نور در لبه خارجى اين كهكشان مارپيچى به حساب مى‏آيد.

فضاى 4 نزديكترين كهكشان: اين كهكشان را (آندرومدا) نام گذاشته‏اند و 2/ 2 ميليون سال نورى از كهكشان داخلى دور است، مع ذلك منجّمان آن را آن قدر نزديك مى‏دانند كه به آن كهكشان خواهر نسبت داده و قسمتى از گروه كهكشان‏هاى داخلى تلقّى مى‏كنند.

(آندرومدا) نيز به شكل مارپيچ است كه در كناره‏هاى آن ستاره‏هاى جوان سكونت اختيار كرده و درون غليظش را ستارگان قديمى سوخته شده اشغال كرده‏اند.

فضاى 5 دورترين كهكشان‏ها: (كازارها) از تازه‏ترين اكتشافات علوم نجوم هستند، نزديك‏ترين آنها با علامت 273- 3 در فاصله 2 ميليون سال نورى واقع است.

دورترين آنها كه با علامت 147- 3 شناخته شده شش بيليون سال نورى فاصله دارد.

تا اين جا منجّمان معتقدند كه تازه تا نيمه راه كناره قابل رؤيت جهان با عظمت، پيش رفته‏اند و هنوز فضاهاى نامكشوف ديگرى را بايد بيابند.» «1» كهكشانى كه منظومه شمسى و كرات اطراف آن جزء كوچكى از آن به شمار مى‏رود محيطش 950 كاترليون متر است، در اين كهكشان كه ما به آن تعلّق داريم چندين نوع ستاره وجود دارد كه بعضى از آنها به نام خورشيدهاى آبى رنگ نورشان 000/ 50 بار شديدتر و قوى‏تر از خورشيد ما است. اين كهكشان، پر از ستاره و پر از گاز و غبار است.

كهكشان‏ها و منظومه‏ها و صورت‏هاى فلكى نيز مثل زمين و مرّيخ و زهره كه به دور خورشيد مى‏چرخند دور خود و دور كهكشان‏هاى بزرگترى نيز مى‏چرخند.

برخى از اين كهكشان‏ها با سرعت 200 كيلومتر در ثانيه دور خود يا دور فضاى نامتناهى گردش مى‏كنند.

تعداد كهكشان‏هايى كه تاكنون شماره كرده‏اند از يك ميليارد تجاوز مى‏كند. هر يك از اين كهكشان‏ها ستارگانى دارند كه از لحاظ عظمت هزاران برابر خورشيد ما است، فقط كهكشانى كه كره زمين در آن قرار دارد يكصد هزار ميليون ستاره دارد.

در هر صورت پس از دوران‏هاى مختلف و فعل و انفعالات شگفت‏انگيز، نظام متقن آفرينش بدين صورت كه هست به وجود آمد و در يك گوشه آن سيّاره‏اى به نام زمين در سايه اراده و مشيّت حقّ براى حيات موجودات آماده گشت.

البتّه بيان و توضيح آماده شدن آب درياها، به استعداد رسيدن خاك، تكوّن معادن، آراسته شدن زمين جهت زندگى و ... مسائلى است كه هر يك در خور كتاب جداگانه است و خوشبختانه در اين زمينه‏ها كتابهاى تحقيقى فراوانى نوشته شده كه موضوعات هر كدام نمايش و نمودى از قدرت و اراده و مشيّت حضرت حقّ و حكمت و علم آن جناب است.

زمين پس از جدا شدن از خورشيد طى قرون متمادى به سردى گراييد و در سطح آن قشرى به وجود آمد كه ابتدا نازك و به تدريج ضخيم شد، از آن پس نخستين پوسته آن تشكيل يافت و اين قشر حايل بين موادّ مذاب درون زمين و اتمسفر و گاز موجود در جوّ شد.

زمين پس از سرد شدن منقبض گرديد. چون هسته مركزى زمين به حالت مَيَعان بود و مايع به علّت كاسته شدن درجه حرارت زودتر از جامد منقبض مى‏شود، به اين سبب هسته مركزى آن از حجم پوسته يا قشر جامدش كوچكتر است و در سطح زمين چين‏هايى شبيه به چروك‏هايى كه در سطح ميوه‏هاى پلاسيده ظاهر مى‏شود به وجود آمد.

بالاى آن چين‏ها، نخستين برآمدگى‏هاى قشر خاكى يعنى خشكى‏ها و قارّه‏ها پديدار گرديد، گازها و بخارهايى كه در جوّ زمين موجود بود چون حرارت آنها كاهش يافت سرد گشته و در هم متراكم و به حالت ميعان درآمدند و به باران مبدّل و به روى زمين نازل و در فرورفتگى‏هاى قشر و پوسته زمين جمع شدند، در نتيجه اقيانوس‏ها و درياها به وجد آمدند.

مقايسه‏اى كه نسبت به بلندى برآمدگى‏هاى قشر زمين يعنى كوه‏ها با گودى درياها به عمل آمده، معلوم گرديده عمق درياها زيادتر از ارتفاع كوه‏هاى زمين است. بلندى مرتفع‏ترين كوه‏ها 8884 متر و گودترين درياها 11521 متر است.

به اراده آفريدگار توانا و مشيّت مطلقه و دور انديش جهان آفرينش، بر سطح‏ برونى زمين قشرى از خاك براى پرورش گياهان و تهيّه مواد خوراكى انسان و حيوانات و در درون آن سنگ‏ها و معادن فلزات جهت تمهيد زندگى بنى آدم خلق شد و براى استفاده از اين همه مواهب، عقل و درايت و انديشه و فكر به او مرحمت فرمود.

براى زمين، هوا و خورشيد و ماه و شب و روز و چهار فصل و گردش وضعى و انتقالى و انواع معادن و گياهان و چشمه و جوى و رود و رودخانه و دشت و صحرا و باغ و بستان و گلستان و هزاردستان و هر چه براى پديد آمدن حيات لازم بود قرار داد و انسان را بر سر اين سفره كامل و جامع نشاند و جهت تربيت و رشد و كمال و خير دنيا و آخرتش انبيا و ائمّه و قرآن فرستاد و وى را امر فرمود تا برخوردش را با انواع نعمت‏ها هماهنگ با قواعد الهى قرار دهد، تا صلاح و سداد و حكمت و عدالت بر زمين حكمفرما شود و خيمه حيات از فساد و افساد پاك بماند.

 

اسرار حيات از زبان كرسى موريسن‏

با جمع شدن اسباب و علل، جهت پديد آمدن حيات بر صفحه خاك، مشيّت عاشقانه‏اش به ظهور اين واقعيّت اسرارآميز كه تا ابد براى احدى روشن نخواهد شد تعلّق گرفت و حيات كه پرتوى از امر حضرت او و شعاعى از هستى اوست ماهيّات امكانيّه را گرفت و جنب و جوش موجودات زنده از هر طبقه و نوعى در روى زمين آغاز شد.

كرسى موريسن كه از دانشمندان بنام مغرب زمين است و قسمت‏هاى عمده كتاب پر ارزشش: «راز آفرينش انسان» با معارف الهيّه مطابقت دارد، محصول تحقيقات بزرگترين دانشمندان جهان علم را همراه با نظريّات خودش در باب حيات بدين صورت در كتابش آورده:

حيات جاودانى است، ازمنه و اعصار بى حساب و عصور طبقات الأرضى‏ سپرى شده‏اند و حيات همچنان باقى است. «2» قارّه‏ها از زير آب درآمده و در آب فرو رفته‏اند و آثار حيات پا برجا مانده است.

حيات، اعماق درياها و سطح امواج و شن‏هاى ساحلى اقيانوس‏ها را با جود خود فرا گرفته است. «3» هر دفعه كه دوره‏هاى يخ سپرى شده و قسمتى از سطح زمين را آزاد كرده است، حيات بالفور جاى آن را تصرّف نموده است.

هر وقت دوره يخبندان فرا رسيده و منطقه قطبى پيش آمده است باز حيات در برابر پيشرفت آن مقاومت به خرج داده و همچنان برجاى مانده است.

كوهها از سطح پرچين و چروك زمين بيرون جسته، سطح كره را زلزله‏هاى هولناك درهم ريخته، قلل شامخه جبال در طىّ ميليون‏ها سال به تدريج شسته شده و طبقه به طبقه از بين رفته است، قارّه‏ها را آب شسته و به درون درياها فرو برده و رسوبات سرزمين‏هاى عتيق همچو كفنى سپيد كف اقيانوس‏ها را پوشيده است، با اين حال حيات همچنان جاودانى و سرمد باقى مانده است.

حيات، ذرّات خاك را به مصرف مى‏رساند و بنا به ناموس طبيعت هر روز شگفتى‏هاى تازه ايجاد مى‏كند، امّا هر ذرّه را كه به كار برده است در مسير خود باقى مى‏گذارد و مى‏گذرد.

صخره‏هاى سپيد «دوور» كه از طبقات گچ و آهك و سنگ چخماق تشكيل شده است تاريخ گويايى از داستان زندگانى حيوانات دريايى و نباتات بحرى و موجودات زنده ذرّه بينى قرون و اعصار متماديه هستند. جنگل‏هاى سر سبز، ذغال‏ سنگ و نفت و گاز، يادگار و باقى مانده دوره فعّاليّت‏هاى ادوار گذشته زمين اند كه حيات به وسيله آن نيروى آفتاب را اقتباس كرده و براى مصرف امروزى نوع بشر باقى گذاشته است!

همين ميراث‏هاى گران‏بهاست كه از حيث قيمت و ارزش ما فوق همه جواهرات عالم محسوب مى‏شود و بشر را به درجات ما فوق حيوانى ارتقا داده است.

از كوره گداخته قشر زمين كه در اوايل تكوين همه موادّ در آن ذوب مى‏شد و به صورت نيم سوز و خاكستر در مى‏آمد، حيات نيروى آفتاب رابه كار انداخته، ذرّات مركّب آب را تجزيه كرد و كربن را در اسيد كربنيك از اكسيژن جدا نمود و از مجموع آنها نيروى سوخت را در سراسر سطح زمين ذخيره نمود؛ همين سوخت است كه اساس اوّليّه و آلات و ادوات تمدّن بشر بوده و اين همه شگفتى‏ها در جهان پديد نيامده است، مگر بر اثر آن كه حيات قواى منتشر از خورشيد را جذب و نگهدارى كرده است. «4» حيات، بر اوضاع و احوال متغيّر آب و زمين و هوا غلبه كرده ودر هر گوشه دنيا، نبات يا حيوان ظاهر كرده است.

حيات در اشكال عديده و مختلف خود از موجودات تك سلّولى تا ماهى‏ها و حشرات و پستانداران و مرغان هوا و از ميكرب‏ها و انگل‏ها و حيوانات ذرّه بينى تا نباتات و جانوران و ماموت‏ها وانسان، در هر شكل و هيئتى باشد بر عناصر طبيعت‏ چيره مى‏شود و آنها را وادار مى‏كند از تركيبات اصلى خود خارج شوند و به وضع و تركيب جديدى درآيند.

حيات، جانداران رنگارنگ و متنوّعى را از روى نمونه و قالب اجداد آنها به وجود مى‏آورد و به آنها قدرتى مى‏دهد كه نسل‏هاى نامحدود ديگرى را تا ابد به همان اشكال و قواره‏ها به وجود آورند.

حيات، بى نهايت كثير التّوالد است تا حدّى كه خود از مازاد توالد خويش تغذيه مى‏كند، امّا در عين حال بر تعداد مواليد، نظارت دقيق مى‏نمايد تا مبادا مخلوقات آن بيش از ظرفيّت زمين شود. فى المثل، هرگاه در امر توالد ملخ جلوگيرى نشود در ظرف چند سال نسل نباتات و هر گونه رستنى را از زمين بر مى‏اندازد و طولى نمى‏كشد كه زندگى حيوانى در بالاى سطح آب معدوم مى‏شود.

حيات، پيكر تراش ماهرى است كه شكل و هيئت موجودات زنده را طرّاحى مى‏كند، هنرمندى است كه نقش هر برگ سبز يا تنه درختى را ترسيم مى‏كند و گل‏ها و ميوه‏ها و جنگل‏ها و بال و پر مرغان بهشتى را به انواع رنگ‏ها مزيّن مى‏سازد.

حيات، رامشگرى است كه نغمه سرايى عشق را به مرغان آموخته است و در آواى مطّرد و خوش آهنگ حشرات، رمزى نهاده است كه با هم راز و نياز كنند.

اين همه صداها و اصوات متعدّد كه از حنجره حيات بر مى‏خيزد از قرقر غوكان در فصل بهار و قدقد مادرانه ماكيان تا نعره غرورآميز شير و بوق و كرناى فيل، همه و همه مظهرى از نوع احساسات و تأثّرات موجودات زنده است و از همه بالاتر صداى انسانى است كه زير و بم و تنوّع عجيب آن از اصوات ساير جانداران دلكش‏تر است».

به قول صائب:

سياه مستى چشم از شرابخانه كيست‏

 

عقيق چهره و لعل لب از خزانه كيست‏

ز خرمن كه برون جسته است دانه خال‏

 

غبار خط معنبر ز آستانه كيست‏

     

ز خواب ناز نظر وا نمى‏كند نرگس‏

 

زبان سبزه نو رسته در فسانه كيست‏

مى صبوح كه در جام صبح ريخته است‏

 

سياه مستى شب از مى شبانه كيست‏

بهار، نسخه‏اى از پنجه نگارين است‏

 

خزان ميوه ده رنگ عاشقانه كيست‏

نظر به خوشه پروين سيه نمى‏سازد

 

دل رميده مادر هواى دانه كيست‏

     

ز عشق نيست اثر در جهان نمى‏دانم‏

 

كه اين هماى سعادت در آشيانه كيست‏

چگونه مست نگردد جهان ز گفتارش‏

 

حريم سينه صائب شرابخانه كيست‏

     

(صائب تبريزى)

 

كيمياگرى حيات‏

 «حيات، تنها انسان را مسلّط بر انواع صداها ساخته و او را به استادى در جمع آورى الحان و ارتعاشات صدا برگزيده و در عين حال لوازم و مصالح كافى نيز در دسترس او نهاده است تا از اين اصوات به صورتى خوش استفاده كند.

حيات، مهندسى ز بر دست است كه طرح پاى ملخ و مگس و عضلات ماهيچه و مفاصل و دستگاه خودكار قلب و سلسله الكتريكى اعصاب كلّيّه جانوران و همچنين اعضاى دستگاه عجيب دَوَران دَم همه موجودات زنده را او كشيده است.

سوسن صحرا را همين مهندس چيره‏دست طرح ريخته و تخم آن را به دست باد صبا به اطراف مى‏افشاند، گل‏ها را هم او رسم مى‏كند و گرد تناسلى آنها را به وسيله حشرات از بوته‏اى به بوته ديگر مى‏رساند و آنها را بارور مى‏كند.

حيات، كيمياگرى افسونكار است كه به ميوه‏ها طعم و به ادويه بو و به گلها عطر مى‏بخشد!!

حيات موادّ جديدى تدارك مى‏كند كه طبيعت از تهيّه آنها براى موازنه افعال خود و براى جلوگيرى از تهاجم مادّه حيات عاجز مانده بوده است.

حيات، به پروانه‏ها و كرم‏هاى شب تاب تشعشع و نورى عطا مى‏كند كه در عشق‏ بازى‏هاى شبانه آنها به كار آيد و كيمياگرى حيات، متضمّن خير و صلاح عالم هستى است؛ زيرا نه تنها به نيروى آفتاب، اسيد كربونيك و آب را تبديل به چوب و قند مى‏كند، بلكه در ضمن اين فعل و انفعال، اكسيژن زندگى بخش را براى تنفس جانداران تدارك مى‏كند.

حيات، مورّخى داناست كه تاريخ پيدايش خود را ورق به ورق در طىّ ازمنه و اعصار نوشته است و سرگذشت خود را در دل سنگ‏هاى خارا نقش كرده است و فقط چشم و دل بينا مى‏خواهد كه آن را درست بخواند و تفسير كند. حيات، بارقه شعف و شوق زنده بودن را در وجود زندگان مى‏تاباند.

برّه جوان با نشاط تمام مى‏رود و فرياد شوق بر مى‏آورد و خودش هم نمى‏داند براى چه اين كار را مى‏كند.

گونه طفل را افسونگر حيات رنگ مى‏كند و از چشم او برق تلألؤ مى‏ريزد و لب‏هاى نازك او را با تبسّم مى‏گشايد. مادّه بدون حيات هرگز تبسّم نمى‏كند.

حيات، براى حفظ و پرورش مخلوقات خود مادّه غذايى فراوان در بيضه فراهم مى‏كند و نوزادان را به قدر كافى تغذيه مى‏كند كه زندگى و فعّاليّت را آغاز نمايند.

همچنين در سينه مادران حسّى نهفته و ناگفتنى پرورش مى‏دهد كه براى نوزادان خود غذاى كافى تدارك نمايند. حيات، خود موجد حيات است، حوايج آنى نوزادان را با شير رفع مى‏كند و احتياجات آينده آنان را پيش بينى مى‏نمايد. حيات عشق مادرى را به دنيا آورده است و حسّ خانه و خانواده و عشق به وطن را به مردان عطا نموده و در راه همين عشق است كه مردان مى‏جنگند و جان فدا مى‏كنند.

حيات، براى حفظ و حراست موجودات وسايل عديده مى‏انگيزد. از جمله مخلوقات خود را در مواقع خطر با الوان مختلف مخفى مى‏كند، به آنها ياد مى‏دهد كه فرار كنند، پر مى‏دهد كه پرواز نمايند، وسايل تدافعى چون شاخ و دندان و چنگال مى‏دهد كه از خويشتن دفاع نمايند، حسّ شامّه و سامعه و باصره آنها را تقويت مى‏كند كه گاهِ حمله يا دفاع آنها را يارى نمايد.

حيات، گاهى به معصوم‏ترين حشرات، صورتى كريه و وحشتناك عطا مى‏كند تا ساير جانوران از آن بترسند و به اوتعرّضى نكنند.

مادّه جز بر طبق قوانين و نظامات خود عملى انجام نمى‏دهد، ذرّات و اتم‏ها تابع قوانين مربوط به قوّه جاذبه زمين و فعل و انفعالات شيميايى و تأثيرات هوا و الكتريسته هستند. مادّه از خود قوّه ابتكار ندارد و فقط حيات است كه هر لحظه نقش‏هاى تازه و موجودات بديع به عرصه ظهور مى‏آورد. بدون وجود حيات عرصه پهناور زمين عبارت از بيابانى قَفْر «5» و لم يزرع و دريايى مرده و بى فايده مى‏شد، مادّه بدون حيات، جامد و بى جنبش و حركت است و تنها خاصيّت آن اين است كه حيات را به صورت جانداران مختلف متجلّى مى‏سازد و سلسله وجود زندگان را الى الأبد ادامه مى‏دهد.

انسان هنوز نتوانسته است بفهمد كه حيات عبارت از چيست؟ حيات نه وزن دارد و نه ابعاد و نه هيچ صورت هندسى؛ حيات داراى قدرت و نيروى زياد است؛ زيرا ريشه‏هاى درختى كه در حال رشد و توسعه است صخره‏هاى سخت را مى‏تركاند، درخت عظيمى را به وجود مى‏آورد و آن را قرن‏هاى متمادى برخلاف اثرات جاذبه زمين سر پا نگاه مى‏دارد.

هر روز هزارها خروار آب از زمين مى‏كشد و آن را به صورت برگ و ميوه درختان در مى‏آورد. قديمى‏ترين موجودات زنده در روى زمين، درختى است كه پنج هزار سال از عمر آن گذشته و تازه اين عمر طولانى به منزله لحظه‏اى در حيات زمين مى‏باشد.

حيات با كوششى تزلزل ناپذير به كالبد مادّه جان مى‏بخشد و در عين انجام اين‏ امر خطير هيچ گونه تبعيضى قائل نمى‏شود و نه به حال چيزى دلش مى‏سوزد و نه از انجام كارى احساس مسرّت و خوشحالى مى‏كند.

با اين حال، حيات اسّ و اساس هر گونه شعور و قوّه مدركه در اين عالم است و تنها از راه حيات است كه ما با فهم ناقص خود به صنع خداى بى چون پى مى‏بريم و اعمال او را ستايش مى‏كنيم؛ حيات وسيله و دست آويزى است كه مقاصد «عقل كلّ» را به موقع اجرا مى‏گذارد؛ حيات جاويد و سرمدى است.» «6» آرى، به قول حضرت زين العابدين عليه السلام:

«ابْتَدَعَ بِقُدرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتِداعاً، و اخْتَرَعَهُمْ عَلى مَشِيَّتِهِ اخْتِراعاً»

در حُسن رخ خوبان پيدا همه او ديدم‏

 

در چشم نكو رويان زيبا همه او ديدم‏

در ديده هر عاشق او بود همه لايق‏

 

و ندر نظر وامق، عذرا همه او ديدم‏

دلدار دل افكاران غمخوار جگر خواران‏

 

يارى ده بى ياران هر جا همه او ديدم‏

ديدم همه پيش و پس جز دوست نديدم كس‏

 

او بود همه او بس تنها همه او ديدم‏

آرام دل غمگين جز دوست كسى مگزين‏

 

فى الجمله همه او بين زيرا همه او ديدم‏

     

(فخرالدين عراقى)

 

شناسايى و معرفت حق‏

در احاديث نبويّه آمده است:

أعْلَمُكُمْ بِاللَّهِ أَخْوَفُكُمْ للَّهِ. «7»

آگاه‏ترين شما به خدا، خائف‏ترين شما براى خداست.

«شناسايى و معرفت حقِّ اوّل، سه نحو متصوّر است:

1. معرفت ذات‏

2. معرفت صفات‏

3. معرفت افعال‏

دركتاب الهى؛ قرآن مجيد از علم به ذات و علم به صفات و اسما و علم به افعال الهيّه بحث و گفتگو مى‏شود و غايت خلقت انسانى و علّت غايى خلقتِ حقايق ملكوتى و موجودات واقع در مواطن غيب و سكّان ملأ اعلى، معرفت حقّ و عرفان جمال و جلال وجود مطلق است، همان معرفتى كه اصل الاصول علم اعلى به شمار مى‏رود.» «8» «نهج البلاغه» و «صحيفه سجاديه» و دعاها و معارف الهيّه همه و همه توضيح و تفسيرى بر آيات كتاب خدا و به انضمام آثار عينى كه در دايره وجود است نشانى از ذات و توضيحى از اسما و تفسيرى از افعال آن وجود مقدّس و ذات اقدس است و اين همه براى برانگيختن عشق و معرفت در قلب انسان براى پيمودن راه او تا رسيدن به مقام وصال و منزل قرب و در افتادن در عرصه فنا و باقى شدن به بقاى اوست.

امّا افسوس كه اكثر مردم از حقايق الهيّه بى خبرند و به جاى سفر به سوى دوست در ماتم شكم و شهوتند، از اين وادى نور دورند و جملگى مست و مغرورند، نمى‏دانند منشأ اين همه جنگ و نزاع و فساد وافساد، جدايى از اصل عالم و ريشه هستى يعنى حضرت اللَّه است.

به قول عطار نيشابورى:

چه مقصود است ار چه دويديم‏

 

كه از مقصود خود بويى نديديم‏

     

بسى زارى و دلتنگى نموديم‏

 

بسى خوارىّ و بى برگى كشيديم‏

بسى در گفتگوى دوست بوديم‏

 

بسى در جست و جويش ره بريديم‏

گهى سجّاده و محراب جستيم‏

 

گهى رندى و قلّاشى گزيديم‏

به هر ره كان كسى گيرد گرفتيم‏

 

به هر پر كان كسى پرّد پريديم‏

     

(عطار نيشابورى)

 [ «4» اخْتِرَاعاً ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَرِيقَ إِرَادَتِهِ و بَعَثَهُمْ فِي سَبِيلِ مَحَبَّتِهِ لَايَمْلِكُونَ تَأْخِيراً عَمَّا قَدَّمَهُمْ إِلَيْهِ و لَا يَسْتَطِيعُونَ تَقَدُّماً إِلَى مَا أَخَّرَهُمْ عَنْهُ‏]

آن‏گاه، تمام آنها را در مسير خواسته خود راهى نمود و در راه محبتش برانگيخت. قدرت پس رفتن، به جانب مرزهايى كه آنان را از آنها پيش انداخت ندارند و توان پيش رفتن به سوى حدودى كه آنان را از آنها پس انداخت ندارند.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- پيام آسمانى توحيد، به نقل از مجله نيوزويك 25/ 5/ 1964.

(2)- برگرفته از آيه «وَيَبْقَى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ»؛ «و تنها ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى مى‏ماند.» الرحمن (55): 27.

(3)- برگرفته از آيه «ألا إنَّهُ بِكُلِّ شَئ مُحيطٌ»؛ «آگاه باش! كه يقيناً او به همه چيز [با قدرت و دانش بى‏نهايتش‏] احاطه دارد.» فصّلت (41): 54.

(4)- برگرفته از آيات «وَسَخَّرَ لَكُمُ الَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ»؛ «و شب و روز و خورشيد و ماه را نيز رام و مسخّر شما قرار داد، وستارگان هم به فرمانش رام و مسخّر شده‏اند.» نحل (16): 12. «وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ»؛ «از نشانه‏هاى [ربوبيت و قدرت‏] او شب و روز و خورشيد و ماه است.» فصّلت (41): 37. «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّماوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ»؛ «آيا ندانسته‏اى كه هر كه در آسمان‏ها و هر كه در زمين است و خورشيد و ماه و ستارگان و كوه‏ها و درختان و جنبندگان و بسيارى از مردم براى او سجده مى‏كنند؟» حج (22): 18.

(5)- قَفْر: زمين متروك و بى‏آب و علف.

(6)- راز آفرينش انسان: 51.

(7)- بحار الأنوار: 67/ 344، باب 59؛ تفسير الصافى: 4/ 237، ذيل حديث 28.

(8)- رسائل فلسفى ملّاصدرا: 167.

 

نظرات کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
comment *

کوچک و یا بزرگ بودن حروف اهمیتی ندارد
زندگی در هفت طبقه وجود دارد هرطبقه کهکشان و کرات زیادی دارد،طبقات شبیه یه بطری در بسته می باشد که به وقتش باز خواهد شد.
 مطالب مرتبط 
 بیشترین بازدید از مجموعه " مقالات دینی و اخلاقی "  
Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR