|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اسرار خلقت
منابع مقاله: کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد یک نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
سر رشته و پديده خلقت و شروع و ابتداى آفرينش و به فرموده حضرت سجّاد عليه السلام: ابداع و اختراع جهان هستى، از اسرارى است كه هنوز كسى موفّق به كشف آن نشده و به همين خاطر در اين زمينه نظريّات گوناگونى از جانب اهل تحقيق بازگو شده است. آنچه كه در اين مرحله مسلّم تمام متخصّصان فنّ است و در آن جاى هيچ گونه بحث و جدل نمىباشد اين است كه: اين جهان پهناور و اين ميدان پر از عجايب و اسرار داراى نقطه ابتداست و وقتى بود كه از اين ماجرا هيچ خبرى نبود و جز حضرت حقّ چيزى وجود نداشت و او بود كه اراده كرد موجودات را به قدرت و عنايت خود ظهور دهد و دست به خلقت و آفرينش موجودات بزند، در حالى كه براى هيچ موجودى در ابتداى به وجود آمدن، نظير و مثلى و مادّه مسبوقى وجود نداشت، آنچه مسبوق به موجودات بود حق بود و بس. امّا اين كه چگونه خلقت به وجود آمد سرّى است كه هيچ سرّى از آن خبر ندارد. مَّا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ» «1» من ابليس و نسلش را در آفرينش آسمانها و [در پديد آوردن]، زمين و در آفرينش خودشان شاهد و گواه نگرفتم [تا ياريم دهند]. در كتاب «پيدايش و مرگ خورشيد» آمده است: «مسئله پيدايش مادّه، اصولًا مسئلهاى است كه بيرون از قلمرو تحقيقات و تفكّرات ثمر بخش است؛ بايستى مادّه را مفروض و موجود پنداشت و از آن جا جريان آفرينش كاينات را تعقيب كرد»! آنچه در قرآن مجيد و روايات بسيار متين و گفتار دانشمندان بزرگ آمده، اين است كه: مصالح جهان خلقت، مايههاى اوّل آفرينش، عبارت بودند از ذرّات دود و گاز، ولى دود و گاز چگونه پيدا شد؟ جوابش با اللَّه است و احدى در اين عالم از كيفيّت پيدايش آن خبر ندارد.
خلقت آفرينش در قرآن «ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ» «2» آنگاه آهنگ آفرينش آسمان كرد، در حالى كه به صورت دود بود، پس به آن و به زمين گفت: خواه يا ناخواه بياييد. آن دو گفتند: فرمانبردار آمديم.
خلقت آفرينش در روايات امام على عليه السلام در خطبه اوّل «نهج البلاغه» مىفرمايد: فَرَفَعَهُ فى هَوءٍ مُنْفَتِقٍ، وَجَوٍّ مُنْفَهِقٍ، فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَماواتٍ. «3» آنگاه خداوند آن كف را در هواى گشاده و فضاى فراغ بالا برد و آسمانهاى هفتگانه را از آن كف ساخت. و در جاى ديگر مىفرمايد: وَناداها بَعْدَ إذْ هِىَ دُخانٌ فَالْتَحَمَتْ عُرى أشْراجِها. «4» پس از آن كه آسمانها به صورت دود بود و آن را براى شكل گرفتن ندا داد تا اجزائش زنجيروار به هم پيوست. شارحان و مفسّران «نهج البلاغه» گفتهاند: بدون ترديد مقصود از آب، آن مايع محسوس كه مىبينيم نيست، بلكه يك مادّه مايعى است كه استعداد تحوّل به موادّ آسمانى و زمينى را داشته است. عَنْ حَبَّةَ الْعُرَنىِّ قالَ: سَمِعْتُ عَلِيّاً عليه السلام ذَاتَ يَوْمٍ يَحْلِفُ: وَالَّذى خَلَقَ السَّماءَ مِنْ دُخانٍ و ماءٍ. «5» حبّه عُرَنى مىگويد:؛ شنيدم روزى على عليه السلام بدينگونه قسم مىخورد: به خدايى كه آسمان را از گاز و آب آفريد! عبداللَّه بن سلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد: آسمان دنيا از چه چيز آفريده شده؟ فرمود: از موج مكفوف، عرضه داشت: موج مكفوف چيست؟ فرمود: آبى است راكد و ايستاده بدون اضطراب كه در ابتدا دود و دخان بوده است. عرض كرد: راست گفتى اى محمّد. «6» در «تفسير قمّى» در ضمن خبر خلقت آسمان است كه: «دود به فرمان خداوند منجمد شد». «7»
خلقت آفرينش در منابع علمى مادّه جهان از گازهايى كه در فضا انتشار دارد آغاز گشته و از تراكم اين گازها سديم «مه رقيق» پديد آمده است.
نظريه دكتر گاموف در خلقت دكتر گاموف استاد طبيعى دانشگاه واشنگتن مىنويسد: «جهان در ابتداى پيدايش مملوّ ازگازهايى بوده كه در هوا پراكنده بوده است. اين گازها از نظر تراكم و درجه حرارت به حدّى است كه تصوّر آن براى ما امكانپذير نيست». «8» عالم وجود انباشته از گازهاى هليوم، هيدروژن، ازت، اكسيژن، آرگون، گاز كربنيك، نئون، كريپتون، كزنون است كه همگى در راه خدمت آماده مىباشند «9» و تخلّفى از اراده صاحب خلقت ندارند. دلايل نجومى به وضوح بر اين دلالت مىكنند كه ستارگان بى حساب آسمان و همچنين خورشيد ما كه درميان آنها جاى دارد نمىتوانند هميشگى بوده باشند، بلكه احتمال دارد متجاوز از دو ميليارد سال پيش از گازهاى سوزانى به وجود آمده باشند كه تمام عالم را قبلًا فرا گرفته بوده است. «10» ستارگان در مراحل نخستين پيدايش و تكامل خود، كرات گازى رقيق و نسبتاً سردى هستند كه در نتيجه انقباض ثقلى رفته رفته گرمتر مىشوند. در سپيده دم پيدايش جهان بايستى جرم ستارگان چنان رقيق بوده باشد كه تمام فضايى راكه در برابر آنها وجود داشته پر كند و به اين ترتيب گاز بهم پيوسته خاصّى را بسازد. «11» امير المؤمنين عليه السلام در پانزده قرن قبل در خطبه اوّل «نهج البلاغه» مسئله حركت دخان و گاز را تا تبديل به هفت آسمان شدن، برابر آخرين تحقيقات علمى و تجربى امروز چنين بيان مىكند: سپس خداوند سبحان با انشاى جديدى جوهاى تيره و تار را كه چهرهاش بهم كشيده مىنمود به تدريج و اندك اندك از هم گشود و باز كرد تا چهرهاش باز شد. «21» ژرژگاموف در كتاب پر ارزش «يك، دو، سه، بى نهايت» مىنويسد: «وايتس زيكر توانست نشان بدهد كه: ذرّات غبار رقيقى كه در آغاز در تمام فضايى كه امروز در اشغال سيّارات است پراكنده بوده است، در حدود مدّتى نزديك به يك صد ميليون سال با هم جمع شده و سيّارات معدودى را كه ما مىشناسيم به وجود آوردهاند». «31» ژرژگاموف در آخرين فصل كتاب «پيدايش و مرگ خورشيد» مىگويد: داستان تكامل جهان از فضايى آغاز مىشود كه به صورت يكنواخت از مادّهاى كه اندازه گرما و چگالى آن باور نكردنى است پر شده و در اين مادّه عمل تبدّل هستههاى عناصر با يكديگر به همان آسانى صورت مىگيرد كه تخم مرغ در آب جوش مىپزد. در اين آشپزخانه ما قبل تاريخى جهان، اندازه عناصر مختلف و نسبت آنها به يكديگر مقدّر گرديده و از همان جاست كه فراوانى آهن و اكسيژن و كميابى زر و سيم تعيين شده است. در تحت تأثير فشار شگرف اين گاز فشرده داغ، جهان به گسترش آغاز كرده و در طول اين مدّت انبساط جهان، چگالى و درجه حرارت مادّه به كندى در حال تنزّل بوده است. در مرحله معيّنى از اين گسترش، گاز پيوسته بريدگى پيدا كرد و به صورت پاره ابرهاى منظّم، مجزّاى از يكديگر، به بزرگىهاى مختلف درآمد و رفته رفته شكل اين پارهها به صورت منظّمِ گردى كه همان شكل ستارگان است متبدّل گرديد. «14»
نظريه سيبورك در خلقت سيبورك در كتاب «عناصر جهان» مىگويد: «منظومه شمسى ما از تراكم گازهايى با حركت گردبادى ايجاد شده است و چرخش سيّارات و خود خورشيد بازمانده همان حركت چرخشى است.» «15» بر اساس منابع اسلامى و مدارك علمى كه برپايه تحقيقات تجربى است به اين نكته واقف شديد كه مادّه اصلى جهان تودهاى از گاز يا به عبارت ديگر غبار، يا به اصطلاح قرآن مجيد دخان بوده كه خود اين مادّه اصلى طبق آيات قرآن و جمله زيباى دعاى اوّل صحيفه: «ابْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقِ ابْتِداعاً، و اخْتَرَعَهُمْ عَلى مَشِيَّتِهِ اخْتِراعاً» و نظريات متقن علمى كه توسّط دانشمندان با انصاف و روشندل اظهار شده تكيه بر اراده و مشيّت ناظم و حكيم و قادرى دارد كه احاطه علمى و قيّومىاش بر باطن وظاهر هستى حاكم است و لفظ زيباى «اللَّه» معرّف ذات اوست كه مستجمع جميع صفات كمال است. صاحبان عقل و درايت و خردمندان با وجدان و آنان كه هستى و رياضيّات عالى و فيزيك و هيئت را به دقّت مطالعه كردهاند، در برابر حضرت او خاضعند و به وجود مقدّس او عالمانه و آگاهانه اقرار دارند؛ زيرا آنان هنگامى كه مىبينند تمام اجزاى عالم به وسيله قوانين محكم رياضى به يكديگر مربوطند و رياضيّات كليد فهم ظواهر طبيعت است، پى مىبرند كه ناگزير، اجزاى عالم هستى را خردمندى به يكديگر پيوسته و اين خردمند «اللَّه» است، او هستى بخش و ترتيب دهنده اجزاى عالم هستى است كه: «ابْتَدَعَ بِقُدْرَتِهِ الْخَلْقِ ابْتِداعاً، و اخْتَرَعَهُمْ عَلى مَشِيَّتِهِ اخْتِراعاً»
نظريه آينشتاين در خلقت آينشتاين مىگفت: «اگر به نظام درونى كه عالمِ ما را اداره مىكند اعتقاد قطعى نبود، براى علم پايه و اساسى وجود نداشت. اين اعتقاد و جزم و يقين است كه ما رابه كشفيّات علمى نايل مىكند و همواره چنين خواهد بود.» و باز مىگفت: «بدون ترديد هر بحث علمى دقيقى بر اساس عقيدهاى شبيه به عقيده دينى است، آن عقيده اين است كه عالم براساس عقل آفريده شده و ممكن است آن را فهميد.» و در جملات زيباترى مىگفت: «زيباترين و عميقترين احساسى كه ممكن است به ما دست دهد حسّ عرفانى است. اوست كه تخم علوم واقعى را در دلها مىافشاند. كسى كه از اين حس بى خبر است، كسى كه ديگر نمىتواند دستخوش حيرت شود، يا به حالت بهت زدگى درآيد گويى مرده است. بايد دانست كه چيزى وجود دارد كه ممكن نيست ما به كنه آن پى ببريم و به صورت بالاترين كمالها و خيره كنندهترين جمالها تجلّى مىكند، حال آن كه استعدادها و حواسّ محدود ما جز به درك مقدّماتىترين و سادهترين صور اين كمال و جمال قادر نيستند، اين دانش و اين حس را بايد در ايمان واقعى جستجو كرد.» «16» در جملات پر مغز آينشتاين سه مسئله اساسى به چشم مىخورد: 1- عالم و اين جهان هستى بر اساس عقل آفريده شده است. 2- انسان با همه توان قلبى و عقلى در برابر حضرت او و عظمت و مقامش مبهوت و حيرت زده است. 3- كنه ذات وجود مقدّس او براى كسى قابل درك نيست. گويى آينشتاين كه از طريق فيزيك و رياضى و قدرت تفكّر به اين سه مسئله رسيده به طور دقيق آثار اسلامى را مطالعه كرده بود؛ زيرا ما اين سه واقعيّت را به وضوح در قرآن مجيد و روايات و دعاها مىبينيم: قرآن در نزديك به هزار آيه عقل را دعوت به دقّت در جريان شگفتانگيز هستى مىكند، تا به اين حقيقت برسد كه نظام آفرينش بر پايه اراده و مشيّت و حكومت عقلِ مطلق و حكمت و علمِ بىنهايت است. در ابتداى قطعه دوّم زيارت امين اللَّه كه حاوى بهترين و پرمعناترين مضامين است آمده: اللّهُمَ إنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتينَ إلَيْكَ وَالِهَةٌ. «17» خدايا دلهاى آنان كه در برابر عظمت و جلال تو خاضعند نسبت به وجودت غرق شگفتى است! در آثار اسلامى و روايات معتبره آمده: در ذات و كنه حضرت او انديشه نكنيد كه جز حيرت و سرگردانى و تعجّب و بهت، چيزى عايد شما نمىگردد، آن وجود پاك را بايد از طريق انديشه در اسما و صفات و آثارش شناخت كه در اين شناخت سود كامل دنيايى و آخرتى نصيب انسان مىشود. «18»
نظريه جان آلدر در خلقت جان آلدر كه از دانشمندان بزرگ قرن بيستم است در كتاب پر ارزش «ايمان به خدا در قرن بيستم» مىگويد: «نه تنها حقيقت خلقت، بلكه جزئيّات خلقت نيز، اگر آنها را دقيقاً مورد مطالعه قرار دهيم، ما را به اعتقاد به وجود خدا رهبرى مىنمايد. مثلًا وجود حيات در كره زمين را به نظر آوريد، اين حيات از كجا آمده و چگونه شروع شده است؟ تحقيقات و مطالعات عدّه بى شمارى از علماى زمين شناس، اين حقيقت را ثابت و مسلّم نموده است كه مدّتهاى متمادى و بسيار طولانى، در زمين آثارى از حيات و زندگى نبود، هميشه پستترين طبقات زمين را فاقد قوّه حيات يافتهاند، تنها در جوف طبقاتى كه نسبتاً در قرون و ازمنه نزديك تشكيل يافته، مستحدثاتى يافت مىشود كه وجود قوّه حيات را در سطح زمين نشان مىدهد. علاوه بر اين طبقات سطح الأرضى قديمى همه آتش فشان بوده و از موادّ آتش فشانى تشكيل يافته و نشان مىدهد كه در زمان تشكيل آنها، دنيا به قدرى حرارت داشته كه تمام صخرهها مايع و جارى بودهاند. در مقابل آن ميزان حرارتى كه صخرهها را مبدّل به مايع مىنمايد، هيچ گونه قوّه حياتى قابل بقا نيست. پس از آنهم كه زمين رو به برودت و سردى گذاشت، ميليونها سال سپرى شد تا موجودات و حيات بر سطح آن پديد آمد، ولى اين موجودات ذى حيات از كجا آمدند؟! براى جواب سؤال مذكور سه فرضيّه براى ما قابل تصوّر است: فرضيّه اول اين است كه: حيات از اصل زمين پديد گرديد و منشأ آن خاك است. فرضيّه دوّم بايد بگوييم: حيات خود به خود و بدون هيچ گونه عامل خارجى به وجود آمده. سوّمين فرضيّه بر روى اين عقيده استوار است كه: حيات نتيجه و مولود منشأ جاويدان و سرمدى حيات يا خدا مىباشد. فرضيّه اوّل كاملًا منافى و مخالف كليّه مقياسها و اصول طبيعت است. هر سلسله از سلاسل عالم خلقت و آفرينش مىتواند سلسله ديگرى مشابه خود يا مادون خود به وجود آورد، نجّارى ميزى مىسازد، يا مردى طفلى به وجود مىآورد و يا پرندهاى آشيانهاى مىسازد، ولى هيچ امكان ندارد كه ميزى مرد نجّارى را بسازد، يا طفلى مردى را به وجود آورد و يا آشيانهاى پرندهاى را ايجاد نمايد. با اين وصف مشاهده مىشود در عين اين كه ايجاد يك حيات به وسيله يك قوّه مافوق، موافق و مطابق اصول و قوانين طبيعت مىباشد، ايجاد يك سلسله عالىتر و والاتر در عالم خلقت به وسيله موادّ فاقد قوّه فعل و انفعال، از قبيل خاك و سنگ نيز كاملًا مخالف عقل و تجربه است. علاوه بر اين، مشخصّات اشياى فاقد قوّه فعل و انفعال در طىّ قرنها مورد دقيقترين مطالعات واقع گرديده و نتايج آن ثبت و ضبط شده و مدلّل گرديده است كه هيچ كدام از آنها واجد استعداد ايجاد حيات نمىباشد. اين موضوع ما را به سوى فرضيّه دوم مىكشاند كه مىگويد: حيات خود به خود وجود يافت. در جواب اين فرضيّه بايد گفت: على رغم مجاهدات و مساعى بى شمار در اثبات اين فرضيّه، به بهترين علماى دنيا ثابت شده است كه ايجاد حيات به خودى خود و در تحت بهترين وسايل فنّى دارالتجزيهها از دايره امكان خارج مىباشد. حيات در هر جا و هميشه به وسيله حيات پديد مىگردد و هيچ گاه به وسيله ديگرى به وجود نمىآيد. تا آن جا كه علم مىتواند بطلان يك عقيده باطلى را اثبات نمايد، بر روى اين فرضيّه نيز كه مىگويد حيات خود به خود پديد آمده خط بطلان كشيده است. در اين صورت، حياتى كه دراين كره يافت مىشود و در همه جا به چشم مىخورد از كجا پديد آمده و مبدأ و منشأ آنچه مىباشد؟ قبلًا مشاهده نموديم كه حيات هميشه وجود نداشته است و نيز ثابت نموديم كه ايجاد آن به خودى خود و يا به وسيله موادّ بى جان و غير ذى روح، خارج از دايره امكان بوده است؛ بنابراين تنها يك جواب معقول و منطقى در جلو ماست و آن مبنى بر اين است كه حيات از يك منشأ حيات عالىتر و والاتر و غير مرئى كه تمام اطراف ما را احاطه نموده پديدار گرديده است؛ اين منشأ و مبدأ حيات را خدا مىدانيم. وقتى مشاهده مىكنيم كه حيات غير مرئى مىباشد، در آن صورت غير مرئى بودن اين منشأ حيات نيز اشكال مخصوصى نتواند داشت. ما اجسام زنده را توانيم ديد، ولى نمىتوانيم حيات در وجود آنها را ببينيم؛ هنگامى كه شخصى مىميرد، هيچ نمىبينيم كه چيزى از وجود وى خارج گردد، بدن وى در ظاهر پنج دقيقه بعد از مرگ عين همان است كه پنج دقيقه قبل از مرگ بود، ولى ما مىدانيم كه حيات به طور كامل او را ترك كرده است؛ لذا اين عقيده كاملًا قابل قبول و منطقى است كه بگوييم همان گونه كه خود حيات غير مرئى است همان طور نيز منشأ و منبع آن غير مرئى است.» «19» من نياز بيشترى به توضيح اين مسئله نمىبينم، اين قدر هست كه منابع اسلامى به خصوص قرآن مجيد و منابع علمى و تحقيقى و تجربى مىگويند: مادّه اوليّه آفرينش تودهاى عظيم از گاز بود و اين گاز بر اثر فعل و انفعالاتى كه ميليونها سال در آن به وجود آمده، تبديل به اين مجموعه شگفتانگيز شده كه آن را جهان مىنامند؛ و منشأ اين همه عجايب بهتانگيز و عناصر پر از اسرار و اين نظام متقن و با حساب با توجّه به هزاران استدلال منطقى و حكمت استوار، وجود مقدس اللَّه و ذات اقدس حقّ است كه انبياى گرامى و ائمّه طاهرين عليهم السلام و اولياى عظام و عرفاى شامخ و كتب آسمانى و به خصوص قرآن مجيد آن چنان كه شايسته است او را معرّفى كرده و دستورهاى حضرتش را كه ضامن خير دنيا و آخرت انسان است تبليغ كرده و از آدمى خواستهاند در تمام زمينههاى زندگى، بنده آن حضرت باشد. وحشى بافقى، در وصف آن جناب گويد:
(وحشى بافقى)
پی نوشت ها :
----------------------------------------------------------
(1)- كهف (18): 51. (2)- فصّلت (41): 11. (3)- نهج البلاغه: خطبه 1. (4)- نهج البلاغه: خطبه 90. (5)- بحار الأنوار: 55/ 104، باب 8، حديث 35؛ كنز العمال: 6/ 169، حديث 15235. (6)- اسلام و هيئت: 260؛ بحار الأنوار: 57/ 246، باب 37؛ قال: خُلِقَتْ من مُوجٍ مَكفوفٍ، قالَ: وما المَوْجُ المَكْفُوف قال: يا ابْنَسَلامٍ ماءٌ قائمٌ لا اضطرابَ لَهُ وكانتِ الأصلُ دُخاناً، قال: صَدَقْتَ يا محمّد. (7)- تفسير القمى: 2/ 69، ذيل آيه 30 سوره انبياء. (8)- قرآن و طبيعت: 21 به نقل از كتاب النجوم فى مسالكها. (9)- نور دانش: 37. (10)- سرگذشت زمين: 2. (11)- پيدايش و مرگ خورشيد: 188. (21)- نهج البلاغه: خطبه 1. (13)1 يك، دو، سه، بى نهايت: 323. (14)- پيدايش و مرگ خورشيد: 224. (15)- عناصر جهان: 178. (16)- راه تكامل: 2/ 118. (17)- مفاتيح الجنان: زيارت امين اللَّه. (18)- بحار الأنوار: 3/ 259، باب 9، حديث 4؛ الأمالى، شيخ صدوق: 417، حديث 3. (19)- ايمان به خدا در قرن بيستم: 16.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR |