|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
كيفر گناهان
منابع مقاله: کتاب : بربال انديشه
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
كيفر گناهان «1»
1- زنا در روايات آمده است، كه هر گناهى كه در قرآن به آن وعده عذاب داده شده «كبيره» است، و چون در كتاب خدا به گناه زنا صريحاً وعده عذاب داده شده، در كبيره بودن آن هيچ ترديدى نيست. درباره اين عمل خطرناك در قرآن مىخوانيم: «وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً* يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً» «2». «و آنان كه معبود ديگرى را با خدا نمىپرستند، و كسى را كه خدا خونش را حرام كرده است، جز به حق نمىكشند، و زنا نمىكنند؛ و كسى كه اين اعمال را مرتكب شود به كيفر سختى برسد.* روز قيامت عذابش دو چندان شود، و در آن با خوارى و سرشكستگى جاودانه ماند». در تفسير «منهج الصادقين» و برخى از تفاسير ديگر آمده است كه: «اثاماً» در آيه شريفه، نام محلى در جهنم است كه زناكاران را در آن كيفر مىدهند و گفتهاند: چيزى است مانند چرك و خون كه از بدن دوزخيان جارى شود. اما «اثم» و «اثام» در اصل به معناى اعمالى است كه انسان را از رسيدن به ثواب دور مىنمايد و در اينجا منظور جزاى گناه است «3».
آثار زنا در روايات
1- در روايتى امام باقر عليه السلام براى زنا شش اثر ذكر كردهاند: سه در دنيا و سه در آخرت، اما آثار دنيايى: از بين رفتن آبرو، كم شدن رزق، نزديك كردن مرگ. اما آثار آخرتى: غضب حق، سختى در حساب، دخول در جهنم و خلود در آن «4». 2- و نيز فرمود: «كسى كه با زن مسلمان، يا يهودى يا نصرانى يا مجوسى، آزاد يا كنيز زنا كند و توبه نكرده، با اصرار بر اين عمل از دنيا برود، خداى متعال در قبرش سيصد در از عذاب باز مىكند كه از هر در مارها و عقربها و افعىهايى از آتش بيرون مىآيد و تا روز قيامت مىسوزد» «5». 3- از قول امير مؤمنان عليه السلام نيز نقل شده است كه فرمود: «در قيامت به دستور خدا بوى متعفنى وزيده مىشود كه تمام اهل محشر ناراحت مىشوند، در حدى كه تنفس بر آنها سخت مىگردد، منادى ندا مىدهد: مىدانيد اين بوى متعفن از چيست؟ مىگويند: نه، ولى سخت ناراحتيم؛ مىگويد: اين بوى زناكاران است كه بدون توبه از دنيا رفتهاند، پس آنها را لعنت كنيد كه خدا لعنتشان كرده است، نمىماند در محشر كسى، مگر اينكه آنان را نفرين كرده و از خدا مىخواهند زناكاران را لعنت كند» «6». 4- رسول خدا صلى الله عليه و آله خطاب به امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «اى على! زنا شش پيامد دارد: سه در دنيا و سه در آخرت. پيامدهاى دنيايش اين است كه: 1- آبرو را مىبرد. 2- مرگ را شتاب مىبخشد. 3- روزى را قطع مىكند. و پيامدهاى آن در آخرت عبارت است از: 1- سختى در حسابرسى 2- خشم خداى رحمان 3- جاودانگى در آتش» «7». 5- قال الصادق عليه السلام: الذُّنُوبُ الَّتِى تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنا «8». «از گناهانى كه جلوى روزى را مىگيرد زناست». 6- قال على عليه السلام: الزِّنا يُورِثُ الْفَقْرَ «9». «زنا فقر را به بار مىآورد». 7- قال الصادق عليه السلام: مَنْ وَطِىءَ فُرُشَ امْرِءٍ مُسْلِمٍ وُطِىءَ فِراشُهُ، كَما تَدِينُ تُدانُ «10». «كسى كه به همسر مرد مسلمانى خيانت كند به همسرش خيانت كنند، به هر دستى بدهى از همان دست پس مىگيرى». 2- لواط
همجنسگرايى (لواط و مساحقه) از گناهان بزرگ است و در اسلام براى هر دو حد شرعى قرار داده شده است. حد همجنسگرايى در مردان، خواه فاعل باشد يا مفعول رجم (سنگسار) است، البته اثبات اين گناه بايد از راههاى معتبر و قاطعى كه در فقه اسلامى و روايات معصومان عليهم السلام ذكر شده است صورت پذيرد. اما حدّ همجنس گرايى در زنان كه در فقه اسلامى و روايات از آن به «مساحقه» ياد شده است، پس از اثبات، صد تازيانه است. رواياتى كه در مذمت و زشتى همجنسگرايى از پيشوايان اسلام نقل شده آنقدر زياد و تكاندهنده است كه با مطالعه آن هر كس احساس مىكند گناهى در قباحت و زشتى، به پاى آن نمىرسد. به يك روايت توجه كنيد: قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: لما عَمِلَ قَوْم لُوْطٍ ما عَمِلُوا بَكَتِ الْأرْضُ الى رَبِّها حتى بَلَغَتْ دُمُوعُها الىَ السَّماءِ وَبَكَتِ السَّماءُ حتى بَلَغَتْ دُمُوعُهَا الْعَرْشَ، فَاوحَى اللَّهُ الىَ السَّماءِ أَنْ احْصِبيْهِمْ واوْحِى الَى الْارْضِ انْ اخْسِفىِ بِهِمْ «11». «هنگامى كه قوم لوط آن اعمال ننگين را انجام دادند، زمين آنچنان گريست كه اشكهايش به آسمان رسيد و آسمان آنچنان گريست كه اشكهايش به عرش رسيد، در اين هنگام خداى متعال به آسمان وحى كرد كه آنها را سنگباران كن و به زمين وحى كرد كه آنها را فرو بر» «12». از قرآن مجيد و روايت حضرت صادق عليه السلام و امام هشتم عليه السلام كبيره بودن آن استفاده مىشود؛ بلكه از آثار اسلامى برمىآيد كه عقوبت لواط از زنا سختتر است. چند روايت 1- امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «بدى گناه لواط از زنا بيشتر است، خداوند قومى را به خاطر اين عمل، هلاك كرد؛ ولى كسى را به زنا هلاك ننمود» «13». 2- پيامبر بزرگ مىفرمايد: «لواطكار، درحال جنابت وارد محشر مىشود، و آب دنيا او را پاك نمىكند، خدا بر او خشمگين و لعنتش كرده و دوزخ برايش آماده است و بد جايگاهى است» «14». 3- و نيز پيامبر عزيز اسلام فرمود: «هرگاه كسى مرتكب لواط شود، عرش خدا به لزره افتد، و خداوند او را لعنت كرده، بر او غضب نمايد، و جهنم برايش آماده است، و شخصى كه تن به اين عمل داده و خودفروشى كرده، در كنار جهنم نگاهش مىدارند تا حساب خلايق تمام شود، آنگاه او را در عذاب انداخته و در طبقات دوزخ براى هميشه معذّب خواهد بود» «15». 4- امام ششم عليه السلام فرمود: «حلال داننده لواط يا مقرّ بر او نمىميرد مگر آن كه به وقت مرگ، سنگى از همان سنگهايى كه بر قوم لوط، به عنوان عذاب، باريد بر او بخورد، مرگ وى با همان سنگ است و براى اينكه رسوا نشود، خدا آن سنگ را پنهان مىدارد» «16». 5- حضرت رضا عليه السلام فرمود: «بترس و زنا و لواط را ترك كن، لواط بدتر از زناست، اين دو گناه موجب هفتاد و دو گونه درد در دنيا و آخرت است» «17». 3 مساحقه «17»
زنى به حضرت صادق عليه السلام عرض كرد، زنانى كه با يك ديگر مساحقه مىكنند حدّشان چيست؟ امام فرمود: حدّ زنا، به راستى چون قيامت شود آنان را مىآورند، و لباسهايى از آتش بريده شده بر آنها مىپوشانند، و مقنعههاى آتشين به سرشان مىبندند، و زيرجامههاى آتشين به بدنشان قرار مىدهند و عمودهاى آتش در جوفشان فرو كرده، و آنان را به جهنم مىاندازند. اولين ملتى كه مساحقه در آنان رواج يافت، قوم لوط بود، كه مردان به مردان سرگرم شدند و زنان بىشوهر به يكديگر اكتفا كردند، و به وقت نزول عذاب مرد و زن يك جا هلاك شدند «18». امام صادق عليه السلام در جواب زنى درباره زنان مساحقهگر فرمود: «در جهنماند، چون قيامت شود چادرهايى از آتش بر آنان پوشيده شود، و عمودهاى آتشين در باطن و عورتشان داخل كنند، و آنها را در جهنم اندازند. عرض كرد: در قرآن از اين مسئله ياد شده؟ فرمود: آرى، عرض كرد: كجا؟ فرمود اصحاب الرس» «19». 4 قيادت
قيادت، رساندن مرد و زن به يكديگر براى زنا، يا مرد و مرد براى لواط است و در حرام بودن آن و به گفته بعضى كبيره بودنش شكى نيست. دو روايت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كس براى زنا بين مرد و زنى واسطه شود، خداوند بهشت را بر او حرام كرده و جايش در دوزخ است، كه دوزخ بدجايى است، و دائم مورد خشم خداست تا بميرد» «20». امام ششم عليه السلام مىفرمايد: «در قيامت خداوند با سه كس سخن نمىگويد، و به آنان نظر رحمت نمىكند، و ايشان را پاكيزه نمىنمايد، و براى آنان عذاب دردناكى است: پير زناكار، ديّوث، زن شوهردارى كه زنا دهد» «21». 5 قذف «22»
قذف از بدترين گناهان، و قاذف فردى فاسق و پليد و تبهكار است؛ زيرا كسى كه در يك جامعه، يا يك محل و منطقه به يك مرد و زن نسبت زنا يا لواط بدهد، و بدون سبب آبروى يك مسلمان را در بين مردم ببرد، انسان نيست. ريختن آبروى مردم با زبان قابل مقايسه با شكم پارهكردن و زخم زدن با اسلحه نيست! مردم در حريم حرمت آبرو، داراى يك زندگى آرام و با امنيتاند، كسى كه حافظ زبان خود نيست و با آبروى مردم بازى مىكند، از حيوان درنده بدتر است، و اينكه در بسيارى از روايات آمده، عده كثيرى از مردم در قيامت به خاطر زبان معذب به بدترين عذابند جداً يك مسئله حقّى است! رسول اكرم و امام صادق و موسى بن جعفر و حضرت رضا و امام جواد عليهم السلام قذف را از گناهان كبيره دانسته و قرآن مجيد به اين گناه وعده عذاب حتمى داده است، آنجا كه مىفرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ* يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ» «23». «بىترديد كسانى كه زنان عفيفه پاكدامن باايمان را [كه از شدت ايمان از بىعفتى و گناه بىخبرند] متهم به زنا كنند، در دنيا و آخرت لعنت مىشوند، و براى آنان عذابى برزگ است.* [در] روزى كه زبانها و دستها و پاهايشان بر ضد آنان به گناهانى كه همواره انجام مىدادند، شهادت دهند». نظر ديگران
يكى از دانشمندان اسلامى در يكى از مقالاتش مىنويسد: «منظور از تشريع حدّ قذف، و فاسق شمردن قاذف، و اينكه پس از ارتكاب اين عمل خائنانه كه بازى با آبروى مردم است نبايد به هيچ وجه گواهى او را قبول كرد، حفظ عفت و عزت جامعه اسلامى و پرورش روح غيرت و بزرگوارى در افراد مسلمان است؛ زيرا در اجتماعى كه چنين دشنامهاى زننده و تهمتهاى گزنده شايع و رايج و بدون كيفر بماند، روح عزت و غيرت خواهد مرد، و پرده عِرْض و آبرو دريده خواهد شد، و محتاج به توضيح نيست كه چون قومى در چنين ورطه انحطاط سقوط كرد هيچگاه قادر بر حفظ كيان ملى و استقلال قومى و دفاع از وطن نخواهد بود». و ديگرى مىگويد: «براى جلوگيرى از تهمتهاى ناروا و شيوع افترا، اسلام كسى كه زنان پاكدامن را متهم سازد و نتواند چهار شاهد بياورد را با حكم خوردن هشتاد تازيانه، محروم شدن از اطمينان مردم مسلمان به او، و عدم قبول شهادت او كيفر مىدهد، و اين براى اين است كه بازار تهمت و شايعه و دروغ گرم نشود و اضطراب و ناراحتى در ميان مردم و خانهها شايع نگردد و به جاى اطمينان و اعتماد، شك و ترس در اجتماع رونق نيابد». نبايد فراموش شود كه قذف به طور مطلق حرام و از گناهان كبيره است، خواه قذف كننده راستگو باشد، خواه دروغگو؛ يعنى اگر با چشم خود زنا و لواط را ببيند حق گفتن ندارد مگر چهار شاهد عادل بياورد، بنابراين بر فرض ديدن وقوع زنا يا لواط حق گفتن ندارد و اگر بگويد قذف كرده و به قول قرآن ملعون و مستحق كيفر دنيايى و عذاب آخرتى است!! امام پنجم عليه السلام مىفرمايد: «كسى كه به زن پاكدامنى نسبت زنا بدهد، خداى متعال كردار نيكش را نابود مىكند و در قيامت هفتاد هزار ملك مأمور مىشوند او را از پس و پيش تازيانه بزنند، آنگاه او را به آتش دوزخ دراندازند» «24».
6 شراب خوارى «25»
مضرات انسانى، اقتصادى، اجتماعى، اخلاقى، مادى و معنوى مسكرات احتياج به توضيح ندارد. كدام انسان در كره زمين، ضربهها و خطرات هولناك مسكرات را انكار مىكند؟ آيا مشروب خوار واقعاً نمىداند پس از مستى و تعطيل عقل و تخدير اعصاب، منشأ چه جناياتى است؟! نكتهاى از الميزان
صاحب «تفسير الميزان»، رضوان اللَّه عليه مىفرمايد: «رجس و شيطانى بودن شراب و ساير محرّمات در آيه قرآن، از اين جهت است كه اين كارها، آدمى را به ارتكاب عمليات زشتى كه مخصوص شيطان است مىكشانند، و شيطان هم جز اين كارى ندارد كه وسوسههاى خود را در دلها راه دهد و دلها را گمراه كند، چنانچه در آيه 91 سوره مائده مىفرمايد: «مسلماً شيطان مىخواهد با شراب و قمار، ميان شما دشمنى و كينه [سخت] اندازد، و از ياد خدا و نماز بازتان دارد؛ آيا شما [از اين امور با همه زيانها وخطراتى كه دارد] خوددارى خواهيد كرد» «26». و اين كه در اين آيه دشمنى و خشم را تنها از آثار شراب و قمار دانسته از اين جهت است كه: اين اثر در آن دو ظاهرتر است، چه معلوم است كه نوشيدن شراب باعث تحريك سلسله اعصاب شده و عقل را تخدير و عواطف عصبى را به هيجان مىآورد، به طورى كه اين هيجان اعصاب، اگر در راه خشم و غضب به كار رود معلوم است چه ثمرات تلخى به بار مىآورد». مفاسد شراب خوارى
شراب زمينه بزرگترين جنايت، حتى جنايتى كه درندگان هم مرتكب آن نمىشوند را براى آدم مست فراهم مىكند، و اگر در مسير شهوت و بهيميّت قرار گيرد معلوم است كه به رسوايى كشيده مىشود، هر فسق و فجورى را، چه درباره مال و عرض خود، و چه درباره ديگران باشد در نظرش زينت داده و او را به هتك جميع مقدسات دينى و اجتماعى وا مىدارد. دزدى، خيانت، دريدن پرده محارم خود، فاش كردن اسرار، ورود به خطرناكترين ورطههاى هلاكت و امثال آن را در نظرش ناچيز جلوه مىدهد. چنان كه آمار ممالك به ظاهر متمدن، كه نوشيدن هر نوع مشروب در ميانشان رواج دارد نشان مىدهد كه بزرگترين ارقام جنايت، حوادث ناگوار، فسق، فجور و اعمال ننگين و شرمآور محصول نوشيدن شراب است!!
رواياتى در باب شراب خوارى
كافى است براى درك عظمت اين گناه، كه در كبيره بودنش شكى نيست، به رواياتى كه از طريق پيامبر و اهل بيت عليهم السلام عذاب سخت مشروب خوار را در قيامت بازگو كردهاند دقت كنيد:
1- عذاب شراب خوار در قيامت
حضرت صادق عليه السلام فرمود: «فرداى قيامت شراب خوار وارد محشر مىشود، در حالى كه رويش سياه و دهانش كج، و زبانش بيرون آمده و فرياد تشنگىاش بلند است و به او از چاهى كه در آن چرك زناكاران ريخته شده مىآشامانند» «27». و نيز فرمود: «به خدا قسم كسى كه نماز را سبك بشمارد، و مست كنندهاى بياشامد به شفاعت من نمىرسد».
2- لعنت شدگان
همچنين از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «در مسئله شراب، خداوند ده نفر را لعنت كرده: كارنده درخت، نگهبان باغ انگور جهت شراب، فشار دهنده انگور، نوش كننده، ريزنده در جام، حمل كننده، تحويل گيرنده، خريدار، فروشنده و دريافت كننده پول» «28». امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «شراب خوار با بتپرست مساوى است و در قيامت كافر محشور مىشود، شراب ريشه هر گناهى است» «29».
عقوبت شراب خوارى
امام صادق عليه السلام فرمود: «كسى كه يك جرعه شراب بخورد خدا و پيامبران و مؤمنان او را لعنت مىكنند، اگر به مقدارى بخورد كه مست شود، روح ايمان از او دور و به جايش روح پليد شيطانى جايگزين مىگردد، پس نماز را ترك مىكند و ملائكه او را سرزنش مىكنند و خداوند به او خطاب مىكند: اى بنده! كافر شدى، بدا به حال تو، سپس امام فرمود: بدا به حالش، بدا به حالش، به خدا سوگند! يك سرزنش الهى از هزار سال عذاب سختتر است. لعنت كرده خدا هستند، هر جا بروند از پناه خدا بيرونند و هلاك مىشوند، پس فرمود: ملعون است كسى كه امر الهى را ترك مىكند، اگر به صحرا رود صحرا هلاكش مىكند، اگر به دريا رود، دريا غرقش مىكند، پس او مغضوب به خشم خداوند بزرگ است» «30».
7 سرقت
فضل بن شاذان كه از بزرگان اصحاب ائمه و از دانشمندان مشهور شيعه است، نقل مىكند كه حضرت رضا عليه السلام سرقت را از گناهان كبيره شمرده است «31». و در روايت اعمش آمده كه حضرت صادق عليه السلام از قول نبى اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده است: زنا نمىكند كسى كه به خدا و روز جزا ايمان داشته باشد و هم چنين دزدى نمىكند شخص دزد، در حالى كه ايمان داشته باشد «32». آرى! بنابراين روايت، زناكار و سارق، از ايمان به خدا و روز قيامت بهرهاى ندارند.
روايات و حرامخوارى
مسئله عذاب خوردن مال دزدى را بايد در باب حرام خوارى جستجو كرد، اتفاقاً در اين زمينه رواياتى وارد شده كه انسان از خواندن آنها بر خود مىلرزد!! 1- رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «خداوند را در بيت المقدس ملكى است كه هر شب ندا مىكند: هر كس حرام بخورد از او واجب و مستحبى پذيرفته نيست» «33». 2- و نيز فرمود: «كسى كه جامهاى را به ده درهم بخرد و در آن ده درهم، درهمى از حرام باشد، مادامى كه بر تن اوست، نمازش قبول نيست» «34». 3- و نيز فرمود: «هر كس از به دست آوردن مال از هر كجا و هر راهى پروا نداشته باشد، خداوند از درافكندن او در جهنم از هر راهى باشد پروا ندارد» «35». 4- همچنين فرمود: «هر گوشتى كه بر بدن انسان از حرام برويد، آتش به آن سزاوارتر است» «36». 5- و نيز حضرت فرمود: «كسى كه از راه گناه مال به دست آورد و با آن كمك به خويشاوند كند، يا صدقه داده و انفاق كند، خداوند همه را جمع كرده و با او به آتش جهنم افكند» «37». 6- امام باقر عليه السلام مىگويد: «پيامبر فرمود: ترسناكترين برنامهاى كه بعد از خود بر امتم مىترسم سه چيز است: به دست آوردن مال از راه حرام، شهوترانى و ربا» «38». 7- امام باقر عليه السلام فرمود: «كسى كه غير از حلال مالى كسب كند، سپس حج برود وقتى تلبيه مىگويد خطاب مىرسد: لالَبَّيْكَ وَلا سَعْدَيْكَ، اما اگر از حلال باشد خداوند به او خوش آمد مىگويد» «39». 8- امام پنجم مىفرمايد: «آثار مال حرام در نسل انسان آشكار مىگردد» «40». در رواياتى كه آمده است: «هيچ عبادتى از حرامخور قبول نمىشود، باز دقت كنيد، آنگاه به رواياتى كه عذاب بىنماز، روزه خوار، بىحج، و... مراجعه كنيد ببينيد وقتى عبادات حرامخور قبول نشود، مثل كسى است كه اصلًا عبادت نكرده، و چنين كسى در قيامت به چه عذابهايى دچار خواهد شد!!».
8 محارب و مفسد
قرآن مجيد شخص محارب و مفسد را علاوه بر وعده كيفر دنيايى، وعده كيفر سختى در قيامت داده است، بنابراين محاربه و افساد از گناهان كبيره است. محارب كسى است كه اسلحه بردارد، براى اينكه با ترساندن مسلمانان به مال و ناموس آنان دستدرازى كند، و فرقى نمىكند كه اين اسلحه چه باشد: شمشير، نيزه، تفنگ، كارد، چوب، سنگ. در اين برنامه خواه تنها باشد يا داراى همدست و خواه بتواند مالى را ببرد يا به كسى لطمه وارد كند يا نه، در دريا باشد يا خشكى، شهر باشد يا ده، صحرا باشد يا سرگردنه، شب باشد يا روز، مسلمان باشد يا غير مسلمان، مرد باشد يا زن، در بلاد اسلامى باشد يا كفر، و بالاخره محارب كسى است كه با به كار بردن اسلحه و قصد حمله به مسلمانان از آنان سلب آسايش كرده و امنيّت جانى يا مالى يا عِرْضى آنان را به خطر اندازد. در سوره مائده درباره محارب چنين مىخوانيم: «إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ* إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» «41». «كيفر آنان كه با خدا و پيامبرش مىجنگند، و در زمين به فساد و تباهى مىكوشند، فقط اين است كه كشته شوند، يا به دارشان آويزند، يا دست راست و پاى چپشان بريده شود، يا از وطن خود تبعيدشان كنند. اين براى آنان رسوايى و خوارى در دنياست، و براى آنان در آخرت عذابى بزرگ است.* مگر كسانى كه پيش از دست يافتنتان بر آنان توبه كنند؛ پس بدانيد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است». جهت اينكه در آيه شريفه از محارب با مسلمانان، تعبير به محارب با خدا و پيامبر كرده، براى تعظيم و تشريف شأن مسلمين است، به نحوى كه هرگونه معامله با مردم مسلمان، در حقيقت معامله با خدا و پيامبر است؛ زيرا مؤمن وابسته به خدا و پيامبر است و خدا و رسول هر نوع دستدرازى به مسلمان را مخالفت با خود دانسته است. امام ششم عليه السلام مىفرمايد: «خداوند فرمود: بايد به من اعلام جنگ كند هر كه بنده مؤمن مرا آزار دهد، و بايد از غضبم ايمن باشد هر كس مؤمن را گرامى بدارد». و فرمود: «هر كس دوست مرا اهانت كند، آشكارا به جنگ با من برخاسته است» «42».
كلامى از يك دانشمند مصرى
يكى از دانشمندان بزرگ اسلامى «مصر» در اين زمينه مىنويسد: «هدف كليّه شرايع آسمانى در اجتماع بشرى اين است كه پنج اصل مقدس و موضوع مهم يعنى: جان، عقل، مال، نسل، و عِرْض مردم را از تجاوز و تباهى محفوظ بدارند؛ زيرا تفريط و تعدى درباره هر يك از اين پنج موضوع مهم، موجب پديد آمدن تنازع و خونريزى و انتشار مفاسد و شرور است، و حكمت تشريع كيفر در برابر جرايم، جلوگيرى افراد متجرّى و جسور از اين گونه افراط و تعدى است، و جاى ترديد نيست كه صرف امر به معروف و نهى از منكر نمىتواند اين منظور را تأمين كند؛ بلكه تنها بيم از كيفر امروز و فرداست كه مىتواند ضامن اجراى اوامر و نواهى الهى باشد».
تزلزل پيوندها
با توجه به اين حقايق معلوم مىشود كه چرا شريعت اسلام كيفر چند گناه از قبيل: قتل عمد، قذف، زنا، محاربه افساد، شرب خمر، ارتداد از دين، لواط و سرقت را به نص صريح تعيين كرده و در ساير موارد كيفر خاصى مقرّر نداشته و نوع و مقدار كيفر را به نظر حاكم شرع گذاشته است. اين همه به خاطر اين است كه به اقتضاى اوضاع زمان و مكان جرم و احوال مجرم او را تعزير كند؛ زيرا ارتكاب و انتشار اين گونه گناهان، موجب تزلزل پيوندهاى اجتماعى و علت بدبختى و پريشانى امتهاست.
9 ارتداد
اسلام، منبع تمام خيرات و بركات، در دنيا و آخرت است. تقوا، ورع، بيدارى، علم، فضيلت، درستى، صلاح و سداد، جود و سخا، تواضع و خشيت و تمام اوصاف حميده، در سايه ارتباط اسلام به دست آمده و كسى كه در حدّ خودش از اسلام شناخت دارد و به آن عمل مىكند، مؤمن است، و مؤمن تنها كسى است كه از رضايت و خشنودى حق برخوردار است و در آخرت از بهترين نعمتهاى الهى بهرهمند است. قرآن مجيد بهشت را حق مؤمن دانسته و احترامى كه براى مؤمن قائل است براى كسى قائل نيست. كسى كه روى به اسلام كند، در حقيقت روى به خير دنيا و آخرت كرده، و در نتيجه، درهاى رحمت الهى را به روى خود گشوده است. با توجه به منافع دنيوى و آخرتى كه در اسلام هست، حساب كنيد اگر كسى روى از اين دين جاويد برگرداند، كه در حقيقت روى از خدا و انبياء و كتب آسمانى و درهاى رحمت الهى برگردانده، چه گناه بزرگى مرتكب شده است و علاوه بر كيفر در دنيا، در آخرت به چه عذابى مبتلا خواهد شد. از آنجايى كه مرتد، از نظر قرآن كافر است، بهتر اين است كه خوانندگان محترم براى آگاهى از وضع كافر به قرآن مجيد مراجعه كنند، تا بر آنان معلوم شود كه مرتد در قيامت دچار چه بلاهاى خطرناك ابدى است: «اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ وَيْلٌ لِلْكافِرِينَ مِنْ عَذابٍ شَدِيدٍ» «43». «خدايى كه آنچه در آسمانها و زمين است، در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست؛ و واى بر كافران از عذابى سخت». «وَ أَنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً» «44». «و براى آنان كه به قيامت ايمان نمىآورند، عذابى دردناك آماده كردهايم». «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَأُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ» «45». «و كسانى كه كافر شده و آيات ما را تكذيب كردهاند، پس عذابى خواركننده براى آنان است». كمتر سورهاى در قرآن مجيد مىبينيم كه به عذاب روگردانندگان از خدا اشاره نكرده باشد، وهمچنين در روايات مهم، بهعذاب مرتدين اشاره شده كه خوانندگان محترم مىتوانند براى تفصيل بيشتر، به قرآن و كتب روايى مراجعه كنند.
پی نوشت ها:
-------------------------------------------
(1)- اول: گناهان جنسى قبل از آنكه به كيفر گناهان سه گانه «زنا» و «لواط» و «مساحقه» اشاره شود توجه شما را به مقدمهاى جلب مىنماييم: وجود مبارك حضرت حق در وجود انسان غرايزى قرار داده است كه در چرخش چرخ زندگى شخصى و اجتماعى او نقش مهمى را ايفا مىكند. از آنجا كه انسان يك موجود اجتماعى است و زندگى روزمرّهاش بدون ارتباط با هم نوعان امكانپذير نيست، اين غرايز مورد نظر به طور معجزهآسايى او را در زندگى بهتر، يارى مىكند. بدون ترديد انسانِ بدون غريزه و تمايلات درونى در مسير زندگى خود به مشكلات و معضلات سختى دچار مىشود و هرگز به بهرهورى صحيح از زندگى موفق نمىشود. يكى از نيرومندترين غرايز درونى انسان «غريزه جنسى» است كه در نوع زندگى بشر و چگونگى آن دخالت مستقيمى دارد. از آنجا كه انسان يك موجود لذّت گراست و به طور كلى نمىتواند از امور لذّتانگيز متنفر باشد، خداى متعال اين غريزه را در وجود او به امانت گذاشت. از ثمرات مهم اين غريزه بقاى نسل بشر، آرامش و آسايش و بهرهبردارى از لذايذ صحيح انسانى است. با توجه به آنچه ذكر شد اگر اين غريزه و غرايز ديگرى كه در وجود انسان نهفته شده است به تعديل در نيايد؛ به طور قطع او را دچار خسارتهاى جبرانناپذيرى مىنمايد. تحريك يا تعطيل اين غريزه و ساير غرايز درونى بشر، مايه ركود و سقوط حتمى او را فراهم مىآورد و زندگى شخصى و اجتماعيش را به جهنمى از اضطراب و وحشت تبديل مىنمايد. در روايات رسيده تصرح شده است كه پيروى بىچون و چراى از غرايز درونى و نفس اماره، ارزش و قيمت انسان را از بين مىبرد. از وجود مبارك امير عارفان حضرت على عليه السلام پرسيدند كه: آيا انسان بهتر است يا ملائكه؟ حضرت فرمود: إنَّ اللَّهَ عزّوجلّ ركَّبَ فىِ الْمَلائكةِ عَقْلًا بِلا شَهْوَةٍ وَركَّبَ فىِ الْبَهائِمِ شَهْوَةً بَلا عَقْلٍ وَرَكَّبَ فىِ بَنى آدَمَ كِلْتَيْهِما، فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَيْرٌ مِنَ الْمَلائِكَةِ وَمَنْ غَلَبَ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهائِمِ [بحار الانوار: 57/ 299، باب 39، حديث 5]. «خداى متعال در فرشتگان فقط عقل را نهاده است بدون شهوت و در حيوانات شهوات را بدون عقل و در فرزندان آدم هر دو را (عقل و شهوت) نهاده است. پس كسى كه عقلش بر شهوتش غالب شود از فرشتگان بهتر است، و كسى كه شهوتش بر عقلش چيره شود ازحيوانات بدتر است». سركوب كردن غرايز نكته مهم ديگرى كه لازم به ذكر است اين است كه اسلام هرگز با سركوب كردن غريزه جنسى موافق نيست و در راه استفاده صحيح از آن تأكيد كرده است. آنچه در مورد برخورد با اين غريزه نيرومند مطرح است و اسلام با آن مخالفت شديد خود را اعلام كرده است بهرهبردارى غير مجاز از اين نعمت الهى است. اگر اسلام زنا، استمناء و لواط و... را حرام كرده است در مقابل، تمام دختران و پسران جوان را به ازدواج (دائم يا موقت) دعوت كرده است. اين همه تأكيد و پافشارى بر تشكيل خانواده و ازدواج نشانه اهميّتى است كه اسلام براى اين غريزه ارزشمند قايل شده است. اسلام جوانى كه عذب است و تن به ازدواج نداده را از نظر دينى شخص ناقصى معرفى كرده و در مقابل، كسى را كه به امور مقدس ازدواج پرداخته از نظر دينى كامل دانسته است. اسلام نماز جوان مجرد را با نماز جوان متأهل برابر نمىداند و خلاصه اسلام احترامى را كه براى جوان متأهل قايل است هرگز براى شخص مجرد قايل نيست. اين همه، نشانه اهميّت و ارزش غريزه جنسى در نگاه اسلام مىباشد. علل و عوامل تحريم مفاسد جنسى مهمترين علت تحريم مفاسد جنسى، متلاشى شدن نقطه لذّت انسان است. توضيح اينكه براى هر انسانى در خور خواستههاى درونى، نقطه اوجى براى لذت درونش قرار داده شده است، به عنوان مثال اگر كسى با يك منزل كوچك به اوج لذّت مىرسد و ديگرى با ساختمانى مرتفع، هر دو از نظر لذّت در يك سطح قرار دارند و نقطه اوج لذّتشان يكى است. با توجه به اين مثال در مورد غريزه جنسى اگر قرار باشد حد و مرزى در كار نباشد، شخصى كه با ازدواج با يك دختر متوسط از نظر زيبايى به اوج لذّت مىرسيد، با آزادى بىقيد و شرط نقطه لذّتش به هم مىخورد و ديگر از چنين همسرى به اوج لذّت نمىرسد. اين نكته داراى ريشههاى عقلى و فلسفى است كه در اين مقال فرصت بررسى تمام جوانب آن نيست، بنابراين خوانندگان محترم را به فكر و مراجعه به تفاسير قرآن كريم ارجاع مىدهيم. تنها در اين قسمت به اين نكته اشاره مىكنيم كه به هم پاشيدن نقطه اوج لذّت انسان، داراى خسارات جبرانناپذيرى است كه مىتوان مهمترين آن را با هرج و مرج و تبديل زندگى انسان به جنگل حيوانات برشمرد. شاهد نكته فوق زندگى غريبان و غربگرايان است كه بر هيچ انسان با انصافى پوشيده نيست. با توجه به آنچه ذكر شد اينك توجه شما را به كيفر گناهان سهگانه مورد بحث جلب مىكنيم. (2)- فرقان (25): 68- 69. (3)- نكته مهمى كه در اين آيه شريفه مطرح است اين است كه خداى متعال مىفرمايد: كسانى كه مرتكب اين گناهان من جمله «زنا» شوند، در قيامت عذاب و مجازاتشان مضاعف است. در اينجا دو سؤال پيش مىآيد: نخست اينكه چرا عذاب اين گونه افراد مضاعف است؟ و چرا به اندازه گناهشان مجازات نمىشوند؟ و آيا اين با عدالت سازگار است؟ دوم اينكه در اينجا سخن از خلود و جاويدان ماندن در عذاب است، در حالى كه مىدانيم خلود تنها به كفار مربوط است و از سه گناهى كه در آيه شريفه مطرح است تنها گناه اول كفر است؛ اما درباره قتل نفس و زنا چرا خلود مطرح شده است؟. مفسران در پاسخ سؤال اول مىفرمايند: گاه يك گناه سرچشمه گناهان ديگراست، مانند كفر كه سبب ترك واجبات و انجام محرمات مىگردد؛ اما در مورد زنا مضاعف بودن مجازات و عذاب فردى كه مرتكب آن شده است را مىتوان به آثار اجتماعى آن سوق داد. گرچه شخص زناكار يك گناه مرتكب شده است؛ اما از آنجا كه اين گناه اثر مستقيمى در بروز آثار شوم و خطرناك اجتماعى دارد و زمينه بروز گناهان ديگر مىشود، مجازاتش دو برابر است. شاهد نكته فوق آيه 31 سوره اسراء است كه مىفرمايد: «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا». «نزديك زنا نشويد كه كار بسيار زشت و بد بدراهى است». خداى متعال در اين آيه نمىفرمايد «زنا نكنيد» بلكه مىفرمايد: «نزديك زنا نشويد» اين تعبير علاوه بر تأكيدى كه در عمق آن نسبت به خود عمل نهفته شده است اشاره لطيفى دارد كه آلودگى به زنا غالباً مقدماتى دارد كه انسان را به طور تدريجى به آن نزديك مىكند، به عنوان مثال: چشم چرانى يكى از مقدمات آن است و يا بدحجابى و برهنگى نيز مقدمه ديگر آن مىباشد. نكته مورد نظر در آيه فوق اين است كه در جمله «إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا». سه تأكيد نهفته شده است كه همه دليل بر عظمت گناه است (انَّ، و استفاده از فعل ماضى، و تعبير به فاحشة موارد تأكيد است.) و جمله «ساءَ سَبِيلًا» بيانگر اين واقعيت است كه عمل زنا راهى به مفاسد ديگر در جامعه مىباشد. اما در پاسخ از سؤال دوم مىتوان گفت كه بعضى از گناهان به قدرى شديد است كه سبب بىايمان از دنيا رفتن مىشود. در مورد زنا مخصوصاً اگر زناى محصنه باشد نيز ممكن است چنين باشد. اين احتمال نيز وجود دارد كه خلود در آيه مربوط به هر سه گناه (شرك، قتل و زنا) باشد. فلسفه تحريم زنا: 1- پيدايش هرج و مرج در نظام خانواده و از ميان رفتن رابطه فرزندان و پدران. امير مؤمنان عليه السلام در مورد فلسفه تحريم زنا فرموده است: «خداى متعال زنا را براى حفظ اصل و نسب و لواط را براى زياد شدن نسل حرام كرده است». همچنين از امام رضا عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «علت تحريم زنا مفاسدى مانند: قتل نفس، از بين رفتن اصل و نسب، ترك تربيت كودكان، تباه شدن موضوع ارث و ميراث، كه در آن وجود دارد مىباشد». 2- اين عمل ننگين سبب انواع برخوردها و كشمكشهاى فردى و اجتماعى در ميان هوسبازان است. 3- علم و تجربه نشان داده است كه اين عمل زشت سبب بيمارىهاى فراوانى است. 4- شيوع عمل منافى با عفت مهمترين عامل و از موانع بزرگ ازدواج و تشكيل خانواده به شمار مىرود. نبايد فراموش كرد كه تنها فلسفه ازدواج اشباع غريزه جنسى نيست؛ بلكه اشتراك در تشكيل زندگى، انس روحى و آرامش روانى و تربيت فرزندان و همكارى در تمام زمينههاى زندگى از آثار ازدواج است كه در صورت عدم تحريم زنا، انسان از اين مواهب الهى محروم مىماند. (4)- كافى: 5/ 541، باب الزانى، حديث 3؛ وسائل الشيعه 20/ 309، باب تحريم الزنا، حديث 25692. (5)- وسائل الشيعه: 20/ 321، باب 9، حديث 25725؛ بحار الانوار: 72/ 389، باب 85، حديث 6. (6)- ثواب الاعمال: 262؛ وسائل الشيعه: 20/ 322، باب 10، حديث 25725. (7)- من لا يحضره الفقيه: 4/ 365، باب النوادر وهو آخر ابواب الكتاب؛ وسائل الشيعه: 20/ 311، باب 1، حديث 25700. (8)- كافى: 2/ 447، باب تفسير الذنوب، حديث 1؛ بحار الانوار: 70/ 374، باب 138، حديث 11. (9)- من لا يحضره الفقيه: 4/ 20، باب ما جاء فى الزنا، حديث 4978؛ الخصال: 2/ 504، حديث 2. (10)- كافى: 5/ 553، باب من عف عن حرم الناس، حديث 1؛ روضة الواعظين: 2/ 463. (11)- ثواب الاعمال: 264؛ وسائل الشيعه: 20/ 332، باب 17، حديث 25753. (12)- علت تحريم همجنسگرايى مهمترين علت تحريم اين عمل ننگين اين است كه: انسان به صورت طبيعى و سالم تمايل جنسى به جنس مخالف دارد و اين ميل از ريشهدارترين غرايز انسان است كه ضامن بقاى نسل اوست؛ بنابراين هر گونه كارى كه اين ميل را از مسير خود منحرف نمايد، يك نوع بيمارى و انحراف روانى در انسان ايجاد مىكند. مردى كه تمايل به جنس موافق دارد و يا مردى كه تن به چنين عملى مىزند هرگز مرد كاملى نيست. در كتابهاى امور جنسى اين ميل زشت به عنوان يكى از مهمترين انحرافات انسانى شمرده شده است و ضمن آن به اين نكته نيز توجه شده است كه ادامه همجنس بازى، تمايلات جنسى را نسبت به جنس مخالف در انسان به صورت تدريجى از بين مىبرد و در مورد كسى كه تن به اين كار مىدهد احساسات زنانهاى پيدا مىشود و كمكم هر دو گرفتار بيماريهاى جنسى مىشوند. اسلام يكى از مجازاتهايى را كه براى چنين افرادى برشمرده آنست كه ازدواج خواهر، مادر و دختر شخص مفعول را بر فاعل حرام نموده است. (13)- كافى: 5/ 543، باب اللواط، حديث 1؛ وسائل الشيعه: 20/ 329، باب 17، حديث 25745. (14)- كافى: 5/ 544، باب اللواط، حديث 2؛ وسائل الشيعه: 20/ 329، باب 17، حديث 25744. (14)- كافى: 5/ 544، باب اللواط، حديث 2. (15)- كافى: 5/ 548، باب اللواط، حديث 9؛ وسائل الشيعه: 20/ 331، باب 17، حديث 25750. (16)- فقه الرضا عليه السلام: 277، باب 44؛ بحار الانوار: 76/ 70، باب 71، حديث 21. (17)- همجنسبازى زنان. (18)- كافى: 3/ 91، باب معرفة دم الحيض، حديث؛ وسائل الشيعه 20/ 344، باب 24، حديث 25786. (19)- تفسير قمى: 2/ 113؛ وسائل الشيعه: 20/ 347، باب 24، حديث 25794. (20)- ثواب الاعمال: 286؛ وسائل الشيعه: 20/ 351، باب 27، حديث 25803. (21)- كافى: 5/ 537، باب الغيره، حديث 7؛ وسائل الشيعه: 20/ 236، باب 133، حديث 25522. (22)- در كتاب «حدود» بابى تحت عنوان «حد قذف» مطرح شده است. «قذف» (بر وزن حذف) در لغت به معناى پرتاب كردن به سوى نقطه دور دستى است؛ ولى در اين گونه موارد، مانند كلمه رَمْى، كنايه از متهم كردن كسى به يك اتهام ناموسى است. هدف از قراردادن حدود قذف اولًا: حفظ آبروى انسان است و ثانياً: جلوگيرى از مفاسد فراوان اجتماعى و اخلاقى است كه در اين راستا دامان جامعه را لكهدار مىكند؛ چرا كه اگر افراد فاسد آزاد باشند و هر نسبت ناروايى را به هر كس كه بخواهند بدهند، آبرو و نواميس مردم همواره در معرض خطر قرار مىگيرد. و كانون گرم خانواده به جهنمى سوزان تبديل مىشود. (23)- نور (24): 23- 24. (24)- وسائل الشيعه: 18/ 431. (25)- شراب خوارى و ميگسارى در زمان جاهليت و قبل از ظهور اسلام بسيار رواج داشت و به صورت يك بلاى عمومى در آمده بود. آنقدر گرايش مردم عرب به شراب زياد بود كه برخى از مورخان مىگويند: عشق عرب جاهلى در سه چيز خلاصه مىشد: شعر، شراب و جنگ. هم چنين از روايات استفاده مىشود كه حتى بعد از تحريم شراب مسئله ممنوعيت آن براى بعضى از مسلمانان بسيار گران و مشكل بود، تا آنجا كه مىگفتند: ما حَرَّمَ عَلَيْنا شَىءٌ اشَدُّ مِنَ الْخَمْرِ «ما هيچ حكمى بر ما سنگينتر از تحريم شراب نبود». به هر تقدير خداى متعال با اين بلاى عمومى به مبارزه برخواست و نخست با ذكر زشتى و قباحت و پليدى شراب و سپس بايك حركت قاطع حرمت آن را از طريق رسول خدا صلى الله عليه و آله اعلام و عمومى نمود. آثار شوم شراب خوارى 1- به موجب آمارى كه در انگلستان درباره جنون الكى انتشار يافته است چنين به دست آمده كه از 2249 ديوانهاى الكى تنها 53 نفر از آنها بر اثر حوادث ديگر به اين درد مبتلا شدهاند. (سمپوزيوم الكل: 65) 2- به موجب آمار ديگرى كه از تيمارستانهاى آمريكا به دست آمده است 85% از بيماران روانى آنها را معتادان به الكل و شراب تشكيل مىدهند. (سمپوزيوم الكل: 65) 3- در فرانسه هر روز 440 نفر جان خود را براثر مصرف الكل از دست مىدهند. (بلاى اجتماعى قرن ما: 205) 4- به موجب آمارى كه توسط يكى از دانشمندان به نام «هوگر» به مناسبت بيستمين سالگرد جمله علوم ابراز شد 60% از قتلهاى عمدى، 75% ضرب و جرح، 30% جرايم ضد اخلاقى مانند زنا، 20% از جرايمى مانند سرقت مربوط به كسانى بوده كه شراب خوارى مىكردند. بنابر آمار همين مشخص 40% از كودكان مجرم، داراى سابقه شراب خوارى بودهاند. (سمپوزيوم الكل: 66) (26)- «إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ» [مائده (5): 91]. (27)- وسائل الشيعه: 25/ 297، باب 9، حديث 31948. (28)- كافى: 6/ 429، باب النوادر، حديث 4؛ وسائل الشيعه: 17/ 224، باب 55، حديث 32163. (29)- كافى: 6/ 403، باب ان الخمر رأس كل اثم، حديث 4؛ وسائل الشيعه: 25/ 315، باب 12، حديث 31993. (30)- كافى: 6/ 399، باب شارب الخمر، حديث 16؛ تهذيب الاحكام: 9/ 105، باب 2، حديث 191. (31)- عيون اخبار الرضا عليه السلام: 2/ 126، باب 35 (باب ما كتبه الرضا للمامون...). (32)- كافى: 2/ 281 باب الكبائر، حديث 16؛ من لا يحضره الفقيه 4/ 23، باب ما جاء فى الزنا، حديث 4978. (33)- بحار الانوار: 100/ 16، باب 1، حديث 72؛ عدة الداعى: 153. (34)- محجة البيضاء: 3/ 204، كتاب الحلال والحرام. (35)- مستدرك الوسائل: 13/ 22، باب 7، حديث 14623- 6؛ اختصاص: 249. (36)- مستدرك الوسائل: 13/ 332، باب 1، حديث 15509- 14؛ مجموعه ورّام: 1/ 61، باب العتاب. (37)- محجة البيضاء: 3/ 205، كتاب الحلال والحرام. (38)- كافى: 5/ 124، باب المكاسب الحرام، حديث 1؛ وسائل الشيعه: 17/ 81، باب 1، حديث 22041. (39)- كافى: 5/ 124، باب المكاسب الحرام، حديث 4؛ وسائل الشيعه: 17/ 89، باب 4، حديث 28597. (40)- كافى: 5/ 124، باب المكاسب الحرام، حديث 4؛ وسائل الشيعه: 17/ 18، باب 1، حديث 22043. (41)- مائده (5): 33- 34. (42)- كافى: 2/ 352، باب من آذى المسلمين، حديث 7؛ وسائل الشيعه 2/ 428، باب 19، حديث 2549. (43)- ابراهيم (14): 2. (44)- اسراء (17): 10. (45)- حج (22): 57.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR |