چهارشنبه 3 خرداد 1391 - الاربعاء 2 رجب 1433  
الإمام علىّ (عليه السلام) : أعظَمُ الذُّنوبِ عِندَ اللهِ ذنبٌ أصَرَّ علَيهِ عامِلُهُ . امام على(عليه السلام) : بزرگترين گناه نزد خدا گناهى است كه مرتكبش بر آن اصرار ورزد. (غرر الحكم : 3131)
فهرست مطالب
 
در محضر استاد
 
نهى از سركشى و فساد

در پايان آيه شريفه بنى‏اسرائيل را از سركشى و فساد و طغيان و افساد كه از مصاديق بارز و خانمان سوزش اختلاف و ناسازگارى با يكديگر و جنگ و خون‏ريزى و نهايتاً تباه شدن جان و مال و ناتوان شدن بنيه جامعه و از دست رفتن اتحاد و وحدت است اكيداً نهى مى‏كند آنجا كه مى‏فرمايد:
از همه نعمت‏هائى كه به شما عطا كرده‏ام يا به سبب اين
اعمال, ادعیه و زیارات روز

- دعای توسل
- دعای توسل دیگر
- متن زیارت عاشورای معروفه
- فضیلت و اعمال ماه رجب
- اعمال مشترکه ماه رجب
- سایر اعمال ماه رجب
- اعمال لیله الرغائب
- اعمال مخصوص روزها و شبهای ماه رجب
- دعای روز سه شنبه
- زیارت امام زین العابدین, امام باقر, امام صادق (ع) در روز سه شنبه
- دعای فرج امام زمان (ع)
- دعاهای هر روز ماه رجب
- زیارت رجیبیه (الحمد الله الذی اشهدنا)

تازه های سایت
 
صوت متن و ترجمه استاد انصاریان بر روی قرآن سایت ...
زندگینامه تصویری استاد
تیزر معرفی دارالعرفان
گزارش سفر استاد انصاریان به ترکیه - 1389
گزارش سفر استاد انصاریان به اروپا - 1390
پخش زنده اماکن متبرکه
بخشی از سخنرانی استاد در بزرگداشت شهید پهلوان ...
مناسبت

در گذشت« ابوریحان بیرونی » دانشمند بزرگ مسلمان440ق

اشعار عرفانی استاد
تويي جان و تويي جانانم اي دوست
تويي درد و تويي درمانم اي دوست
به باغ عشق و صحراي محبت
تويي روح و تويي ريحانم اي دوست
  سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
1390/11/18 18:50:47 ارسال به دوستان    چاپ کد مطلب : 45823
تعداد بازدید : 123

تواضع و آثار آن - جلسه دهم - (متن کامل + عناوین)

 

عمل صالح‏

آغاز كردن اعمال با ياد خدا

 

تهران، مسجد حضرت امير عليه السلام‏ رمضان 1384

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين‏ و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

وجود مبارك پيامبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله مردم را در تمام كارها، اعمال، روابط، روش و منش، به حقايق قرار داده شده دعوت مى‏كنند.

كار خود را با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» شروع كنيد كه براى خدا و اميد به رحمانيت خدا در دنيا، و به طمع رحيميت پروردگار در آخرت باشد، حكمت‏ها و فلسفه‏ها در آن نهفته است. وقتى كار ريشه خدايى داشته باشد و در دايره توحيد انجام بگيرد، خالى از شرك باشد، خالص براى حضرت الله انجام بگيرد و به اميد بخشندگى خدا و عطاى خدا در دنيا و آخرت انجام بگيرد، آثار فراوان دنيايى و اخروى دارد.

اين گونه اعمال، برخى از بيمارى‏هاى روانى را معالجه مى‏كند، خلأهاى برونى و درونى را جبران مى‏كند. براى انسان ايجاد امنيت و آرامش مى‏كند و توان، قدرت، نيروى باطنى و ارادى و گاهى هم توان بدنى به انسان مى‏دهد.

 

بيمارى عجله در زندگى انسان‏

 

براى اينكه شما عزيزان به گوشه‏اى از اين آثار عنايت كنيد، من پنج آيه از قرآن مجيد را براى شما تلاوت مى‏كنم كه اين پنج آيه در توضيح اين مقدمه و در اثبات‏ كاربرد عمل صالح نقش مهمى دارد.

اما آيه اول كه در سوره مباركه اسراء قرار دارد.

«كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» «1»

دقت بفرماييد خداوند مهربان نمى‏گويد «خلق الانسان عجولا» نمى‏گويد: انسان بر مبناى شتاب و عجله آفريده شده است، «2» انسان‏ها دچار يك حالت روانى منفى به نام عجله و شتاب مى‏شوند. شما عجله و شتاب انسان را، در دو برنامه، در همه جوامع و ملت‏ها ملاحظه مى‏كنيد. يكى رويكرد شتابانه به ثروت و ديگرى به لذّت است. بيمارى عجله و شتاب، باعث مى‏شود كه انسان تمام نيروى خودش را در دنيا مصرف جمع مال و مصرف لذّت‏هاى مادّى و محدود و كم زمان و از بين رفتنى كند.

 

راه رسيدن به خداوند

 

خداوند در قرآن مجيد مى‏فرمايد: بهشت جايى است كه:

«ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» «3»

محل هر گونه خواسته، اشتها، ميل و طلب، بدون محدوديت و محل لذت است.

ولى براى رسيدن به «ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» نياز به ايمان و عمل صالح دارد. «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ» «4» اما عده‏اى به طرف ثروت و لذت دنيوى شتاب مى‏كنند. تمام عمر و نيرو را صرف رسيدن به ثروت و لذّت دنيايى مى‏كنند، نصيبشان را از آخرت قطع مى‏كنند. حالت روانى عجله و شتاب ورزى، زيان سنگينى براى انسان دارد كه در قرآن مى‏فرمايد:

«إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ» «5»

______________________________
(1)- اسراء (17): 11؛ «انسان بسيار شتاب زده و عجول است.»

(2)- «من الآيات الأنبياء خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آياتِي فَلا تَسْتَعْجِلُون.»

بحار الأنوار: 68/ 338، باب 83؛ «فى الخصال، عن أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ مَعَ التَّثَبُّتِ تَكُونُ السَّلَامَةُ وَ مَعَ الْعَجَلَةِ تَكُونُ النَّدَامَةُ وَ مَنِ ابْتَدَأَ بِعَمَلٍ فِي غَيْرِ وَقْتِهِ كَانَ بُلُوغُهُ فِي غَيْرِ حِينِهِ.»

و نيز در بحار الأنوار: 68/ 338، باب 83؛ «عيون أخبار الرضا عليه السلام لي، الأمالي للصدوق، عَبْدِ الْعَظِيمِ الْحَسَنِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي عَنْ آبَائِهِ عليه السلام قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام التَّدْبِيرُ قَبْلَ الْعَمَلِ يُؤْمِنُكَ مِنَ النَّدَمِ.»

(3)- زخرف (43): 71؛ «و در آنجا آنچه دل‏ها مى‏خواهد و چشم‏ها از آن لذّت مى‏برد، آماده است.»

(4)- نساء (4): 57؛ «و كسانى كه ايمان آورده‏اند و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، به زودى آنان را در بهشت‏هايى كه از زيرِ [درختانِ‏] آن نهرها جارى است، وارد كنيم.»

(5)- عصر (103): 2؛ « [كه‏] بى‏ترديد انسان در زيان‏كارى بزرگى است.»

و مى‏فرمايد:

«هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا* الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا» «1»

يعنى كسانى هستند كه از نظر حركت و عمل، شتاب‏زده مى‏باشند، و مى‏خواهند زودتر به ثروت، شهوت و لذّت برسند. در حالى كه اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد:

«لافقر بعد الجنة ألا و إنّه لا غنى بعد النار» «2» بعد از بهشت ثروتى وجود ندارد. خداوند در قرآن مجيد مى‏فرمايد:

«ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ»

اگر در بهشت هر ثروت و لذّتى را بخواهيد مى‏يابيد.

 

علاج بيمارى عجله و شتابزدگى‏

 

انسان بايد خودش را مقيّد به عمل صالح كند، از آثار عمل صالح، علاج شتاب‏زدگى و عجله است، انسان آرام، با ادب و با وقار مى‏شود و بيمارى عجولى او هنگامى كه با مقيّد شدن به أعمال صالحه علاج شد، ديگر عمرش را صرف ثروت بيش از نياز نمى‏كند، قناعت مى‏كند و صرف لذت و شهوات حرام نمى‏كند.

وقار و ادب پيدا مى‏كند. از راه حلال به سراغ ثروت و شهوت مى‏رود، با روى آوردن و آراسته شدن به عمل صالح، اين بيمارى خطرناك كه باعث از دست دادن بهشت مى‏شود، و باعث تلف كردن عمر به خاطر پول و لذّت مى‏شود، از بين مى‏رود؛ يعنى انسان عمر خود را تلف و ضايع نمى‏كند.

«كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» «3»

______________________________
(1)- كهف (18): 103- 104؛ «آيا شما را از زيانكارترين مردم از جهت عمل آگاه كنم؟* آنان‏] كسانى هستند كه كوششان در زندگى دنيا به هدر رفته [و گم شده است‏].»

(2)- الكافى: 2/ 216، حديث 2؛ «أَبِي جَمِيلَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام كَانَ فِي وَصِيَّةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام لِأَصْحَابِهِ اعْلَمُوا أَنَّ الْقُرْآنَ هُدَى اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ نُورُ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ عَلَى مَا كَانَ مِنْ جَهْدٍ وَ فَاقَةٍ فَإِذَا حَضَرَتْ بَلِيَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَكُمْ دُونَ أَنْفُسِكُمْ وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دِينِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ وَ الْحَرِيبَ مَنْ حُرِبَ دِينُهُ أَلَا وَ إِنَّهُ لَافَقْرَ بَعْدَ الْجَنَّةِ أَلَا وَ إِنَّهُ لَاغِنَى بَعْدَ النَّارِ لَايُفَكُّ أَسِيرُهَا وَ لَايَبْرَأُ ضَرِيرُه.»

(3)- اسراء (17): 11؛ «انسان بسيار شتاب زده و عجول است.»

نمى‏فرمايد، «خُلِقَ الْإِنْسانُ»، معلوم مى‏شود عجله يك امر عارضى و بيمارى است. و اين بيمارى با عمل صالح قابل معالجه است، انسان را از بيمارى شتابزدگى و عجولى شفا مى‏دهد.

«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ» «1» «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً» «2»

 

بافت اصلى آفرينش انسان‏

 

در آيه دوم: مسأله آفرينش انسان مطرح است.

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ» «3»

ما انسان را در چارچوب كار، كوشش، زحمت، مشقت و فعاليت آفريديم؛ «4» يعنى نبايد تمام عمر خود را به بطالت بگذراند، فعاليت و عمل جزء بافت خلقت و آفرينش انسان است. پروردگار در قرآن مى‏فرمايد: تو بايد حركت كنى و كوشش كنى، بافت وجود خود را، با كوشش، فعاليت و اطاعت از خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله گره بزن، تا زحمات، فعاليت‏ها و كوشش‏هاى شما باطل نشود.

 

ارزش عمل صالح در زندگى‏

 

عمل صالح نمى‏گذارد فعاليت‏ها، رنج‏ها و حركت‏هاى انسان نابود شود.

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ» «5»

عمل صالح انسان را دست پر مى‏كند. دنيا و آخرت انسان را آباد مى‏كند و عامل به دست آوردن بهشت است.

______________________________
(1)- اسراء (17): 82؛ «و ما از قرآن آنچه را براى مؤمنان مايه درمان ورحمت است، نازل مى‏كنيم.»

(2)- اسراء (17): 9؛ «بى‏ترديد اين قرآن به استوارترين آيين هدايت مى‏كند، و به مؤمنانى كه كارهاى شايسته انجام مى‏دهند، مژده مى‏دهد كه براى آنان پاداشى بزرگ است.»

(3)- بلد (90): 4؛ «همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفريديم.»

(4)- الحياة با ترجمه احمد آرام: 3/ 220 و 221 و 223

سوره النجم: 39؛ «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‏»

سوره النساء: 32؛ «لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا، وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ‏»

النّبي صلى الله عليه و آله: كلوا من كدّ أيديكم.

سئل النّبيّ صلى الله عليه و آله: أيّ كسب الرّجل أطيب؟ قال: «عمل الرّجل بيده و كلّ بيع مبرور.

الإمام الباقر عليه السلام- قال راوي الحديث: سألته عن الرّجل يتقبّل العمل فلا يعمل فيه و يدفعه إلى آخر، يربح فيه؟ قال: لا.

امام جعفر صادق عليه السلام در اين خصوص مى‏فرمايد: «... و خلق له الوبر لكسوته، فكلّف ندفه و غزله و نسجه، و خلق له الشّجر، فكلّف غرسها و سقيها و القيام عليها ... و ترك عليه في كلّ شي‏ء من الأشياء موضع عمل و حركة، لما في ذلك من الصّلاح ... و جعل الخبز متعذّرا-/ لا ينال إلّابالحيلة و الحركة-/ ليكون للإنسان في ذلك شغل يكفّه عمّا يخرجه إليه الفراغ من الأشر و العبث.»

(5)- محمد (47): 33؛ «اى اهل ايمان! خدا را اطاعت كنيد و پيامبر را اطاعت كنيد و اعمالتان را [با تخلف از دستورها خدا و پيامبر، شرك، نفاق، منت گذارى و ريا] باطل مكنيد.»

آيه سوم:

«إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ» «1»

اين جزو خلقت انسان نيست، يك امر عارضى است، به انسان نعمت‏هاى فراوان دادم، اما او با وجود نعمت‏هاى من، عليه من به ناسپاسى بر مى‏خيزد. از شهوت، چشم، گوش و دست در اعمال حرام استفاده مى‏كند، و در امضا، تقلّب، دوز و كلك در اجناس مردم و اسناد مردم، قدم حرام برمى دارد، در مجالس حرام شركت مى‏كند، جاى ناسپاس كجا است؟ دوزخ مى‏باشد. «2»

 

اثرات عمل صالح‏

 

إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ» «3»، كافر يعنى ناسپاس، يعنى منكر واقعيات. اثر عمل صالح اين است كه انسان را از ناسپاسى حفظ مى‏كند و در دايره شكر قرار مى‏دهد.

«اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً» «4»

كلمه شكر از نظر عربى در اينجا مفعول لاجله است، قاعده ادبى است. اى خاندان داود عمل كنيد، اى انسانها از فرمان من اطاعت كنيد، تا شكر در شما تحقق پيدا كند.

از آثار ديگر عمل صالح اين است كه انسان دائماً در حال شكر است. «5»

 

لزوم شكر منعم‏

 

وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ» «6» ما به شاكرين پاداش عنايت مى‏كنيم. پيغمبر در هنگام سحر سجده‏هاى طولانى و گريه فراوان داشتند، به حدى كه بلال به حضرت صلى الله عليه و آله عرض كرد: آيا اين مقدار گريه لازم است؟ حضرت جواب او را

______________________________
(1)- عاديات (100): 6؛ « [كه‏] قطعاً انسان نسبت به پروردگارش بسيار ناسپاس است.»

(2)- سوره ابراهيم: 34؛ «و قال تعالى‏ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ»

مستدرك الوسائل: 35/ 11، حديث 13235؛ «الشَّيْخُ الْمُفِيدُ فِي أَمَالِيهِ، مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام قَالَ طُوبَى لِمَنْ لَمْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْراً طُوبَى لِلْمُتَحَابِّينَ فِي اللَّه.»

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد: 304/ 1؛ «وَ قَالَ عليه السلام أَشْكَرُ النَّاسِ أَقْنَعُهُمْ وَ أَكْفَرُهُمْ لِلنِّعَمِ أَجْشَعُهُم.»

(3)- توبه (9): 49؛ «و يقيناً دوزخ بر كافران احاطه دارد.»

(4)- سبأ (34): 13؛ «اى خاندان داود! به خاطر سپاس گزارى [به فرمان‏ها حق‏] عمل كنيد.»

(5)- الجواهر السنية، كليات حديث قدسى: 80، الباب السابع؛ «مالك بن عطية عن داود بن فرقد عن أبي عبد اللَّه عليه السلام أنّ فيما أوحى اللَّه عز و جل إلى موسى بن عمران عليه السلام: يا موسى، ما خلقت خلقا هو أحبّ إليّ من عبدي المؤمن و أنّي إنّما ابتليته لما هو خير له و أنا أعلم بما يصلح عليه عبدي، فليصبر على بلائي و ليشكر نعمائي و ليرض بقضائي أكتبه في الصدّيقين عندي إذا عمل برضائي و أطاع أمرى.»

(6)- آل عمران (3): 145؛ «و يقيناً سپاس گزاران را پاداش خواهيم داد.»

اين‏گونه دادند. «أفلا أكون عبداً شكوراً» «1» من بنده شاكر نباشم! شكر يعنى عمل صالح. البته هنگامى كه بحث به ذكر «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» برسد، مفصّل مسأله شكر را از قرآن و روايات براى شما بيان خواهم كرد. اما طبق آيات قرآن، نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، انفاق و احسان به پدر و مادر شكر پروردگار است. چنانكه در اوايل سوره لقمان هم آمده:

«أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ» «2»

تو مسئول هستى كه هم مرا و هم پدر ومادر خود را شكر كنى. شكر پروردگار، عبادت پروردگار است. شكر والدين هم احسان به والدين است.

پس از آثار عمل صالح، حفظ انسان از ناسپاسى يا نجات ناسپاس از ناسپاسى و قرار دادن او در دايره شكر پروردگار عزيز عالم است.

اما آيه چهارم: آيه چهارم در سوره يوسف است،

«وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي» «3»

خودم را نمى‏توانم تبرئه كنم.

 

معناى جهاد اكبر

 

اگر من بيشتر اوقات زندگى خود را، از عمل صالح، عبادت خدا و خدمت به بندگان خدا پر كنم، وارد جهاد اكبر شده‏ام.

«قَضَوا الجهاد الاصغر و بقى علينا جهاد الاكبر قيل: يا رسول الله! و ما الجهاد الاكبر؟ قال جهاد النفس» «4» هنگامى كه شما اوقات زندگى خود را با خدمت و عبادت پر كنيد، در حقيقت در برابر هواى نفس موضع گرفته ايد و به يك جنگ الهى عليه جنود شيطانى باطن برخواسته‏ايد و با عمل صالح، ديو هواى نفس را به تدريج ضعيف مى‏كنيد، تا

______________________________
(1)- مستدرك الوسائل: 11/ 253، حديث 12912؛ «مِصْبَاحُ الشَّرِيعَةِ، قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام وَ إِذَا رَأَيْتَ مُجْتَهِداً أَبْلَغَ مِنْكَ فِي اجْتِهَادِهِ فَوَبِّخْ نَفْسَكَ وَ لُمْهَا وَ عَيِّرْهَا وَ حُثَّهَا عَلَى الِازْدِيَادِ عَلَيْهِ وَ اجْعَلْ لَهَا زِمَاماً مِنَ الْأَمْرِ وَ عِنَاناً مِنَ النَّهْيِ وَ سُقْهَا كَالرَّائِضِ لِلْفَارِهِ الَّذِي لَايَذْهَبُ عَلَيْهِ (خَطَرُهُ مِنْهَا) إِلَّا وَ قَدْ صَحَّحَ أَوَّلَهَا وَ آخِرَهَا وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يُصَلِّي حَتَّى يَتَوَرَّمُ [قَدَمَاهُ‏] وَ يَقُولُ أَ فَلَا أَكُونُ عَبْداً شَكُوراً أَرَادَ أَنْ يَعْتَبِرَ [بِهَا] أُمَّتُهُ فَلَا يَغْفُلُونَ عَنِ الِاجْتِهَادِ وَ التَّعَبُّدِ وَ الرِّيَاضَةِ أَلَا وَ إِنَّكَ لَوْ وَجَدْتَ حَلَاوَةَ عِبَادَةِ اللَّهِ وَ رَأَيْتَ بَرَكَاتِهَا وَ اسْتَضَأْتَ بِنُورِهَا لَمْ تَصْبِرْ عَنْهَا سَاعَةً وَاحِدَةً وَ لَوْ قُطِعْتَ إِرْباً إِرْباً.»

(2)- لقمان (31): 14؛ « [و سفارش كرديم‏] كه براى من و پدر و مادرت سپاس گزارى كن.»

(3)- يوسف (12): 53؛ «من خود را از گناه تبرئه نمى‏كنم؛ زيرا نفس طغيان گر، بسيار به بدى فرمان مى‏دهد مگر زمانى كه پروردگارم رحم كند.»

(4)- الكافى: 5/ 12، باب وجوه الجهاد، حديث 3؛ «السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله بَعَثَ بِسَرِيَّةٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْس.»

و همچنين در وسائل الشيعة: 15/ 163، حديث 20216؛ «عنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله بَعَثَ سَرِيَّةً فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ عَلَيْهِمُ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ فَقَالَ جِهَادُ النَّفْسِ وَ قَالَ صلى الله عليه و آله إِنَّ أَفْضَلَ الْجِهَادِ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيه.»

وقتى نفس از هوا و هوس بيفتد، و تبديل به نفس مطمئنّه شود. و انسان آرام مى‏گيرد. «مطمئنّه»؛ يعنى آرام بگيرد.

اين از آثار عمل بر مبناى‏ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» است. عملى كه با خدا معامله مى‏شود و به اميد رحمانيت و رحيميت پروردگار است.

آيه پنجم: دوباره مسأله خلقت انسان را مطرح مى‏كند.

«خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً» «1»

ناتوان آفريده شده، اما مى‏تواند به يك توانمندى بى‏نظيرى نائل شود. در بدو امر و ابتداى كار ناتوان آفريده شده است، ما هم قوانين، مقررات، حلال و حرام و فرمان‏هاى خود را، با لحاظ كردن اراده، بدن و قلب محدود و توان ضعيف انسان نظام داديم.

«يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ» «2»

من تمام قوانين را آسان و سبك براى شما قرار دادم.

در ماه رمضان با اينكه غذا نمى‏خوريم، آن هم وسط روز، كه بيش از اول صبح و شب نيازمند به غذا هستيم؛ زيرا در روز كار و فعاليت مى‏كنيم، اما احوال ما غير از ماه رمضان خيلى بهتر است و سبك‏تر هستيم.

من اراده دائمى دارم كه تمام پيشنهادات خود را به شما سهل و آسان و سبك بگيرم كه خود شما را از هزار گونه بار سنگين و عمل به خواسته‏هاى من، سبك كند. شما اگر در ماه رمضان، غذاى خود را نصف ايام ديگر كنيد، يعنى سحرى و افطار را كمتر بخوريد. بعد از ماه رمضان به هر آزمايشگاهى مراجعه كنيد، مى‏بينيد كه از قبل سالم‏تر هستيد و عوارضى در خون شما ديده نمى‏شود. وزنتان سبك شده، سبك شدن وزن آثار بسيارى براى زانو و كمر و مفاصل دارد، علاوه بر اين روزه، عذاب روز قيامت را، به خاطر گناهان، سبك مى‏كند تا آتش را به‏

______________________________
(1)- نساء (4): 28؛ «انسان [در برابر مشكلات و شهوات جنسى‏] ناتوان آفريده شده است.»

(2)- نساء (4): 28؛ «خدا مى‏خواهد [با تشريع ازدواج با زنان مؤمن، و ازدواج با كنيزان مؤمن، و ازدواج موقت، بار مشكلات زندگى و مشقت‏هاى روابط نامشروع جنسى را] بر شما سبك كند.»

خاموشى بكشاند.

اين معناى:

«يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ»

است.

 

قدرت و اراده انسان در عبادت‏

 

اگر اراده انسان قوى باشد روزه گرفتن آسان مى‏شود، هم قدرت بدنى انسان زياد مى‏شود و هم به قدرت روحى و ارادى مى‏رسد.

«لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «1» قدرت اراده و قدرت عقل است، «صوموا تصحّوا» «2» قدرت بدنى است.

روز قيامت عده‏اى از بدن‏ها در كمال ناتوانى است، خداوند در سوره‏ «ن وَ الْقَلَمِ» مى‏فرمايد: در دنيا كه بودند:

«كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ» «3»

من آنها را دعوت به نماز و عبادت كردم، سجده در اينجا به معناى عبادت است، انسان وقتى بخورد و بخوابد و شهوترانى كند، ضعيف مى‏شود؛ زيرا در عبادت تمرين نداشته است و در دنيا سست بودند و ورزش‏هاى بدنى آنها هم در مسير عبادت نمى‏باشد، به روح، عقل و اراده خود كارى نداشته‏اند، در قيامت جاى ورزش نيست، با همان بدن سست و شهوانى، با آن شكم پر، وارد قيامت مى‏شوند، آنها را دعوت مى‏كنم كه فقط سجده‏اى در محشر براى من انجام دهند.

خداوند در قرآن مى‏فرمايد:

«فَلا يَسْتَطِيعُونَ» «4»

نمى‏توانند سجده كنند. ولى كسانى كه تمرين عبادت و خدمت داشتند، وقتى‏

______________________________
(1)- بقره (2): 21؛ «تا [با پرستيدن او] پروا پيشه شويد.»

(2)- مستدرك الوسائل: 502/ 7؛ «وَ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أَنَّهُ قَالَ صُومُوا تَصِحُّوا.»

(3)- قلم (68): 43؛ «اينان [در دنيا] به سجده [بر خدا] دعوت مى‏شدند.»

(4)- قلم (68): 42؛ «ولى در خود قدرت و استطاعت [سجده كردن‏] نيابند!»

از قبر بيرون مى‏آيند، به هر مقدارى كه با بهشت فاصله دارند، مى‏گويم:

«ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» «1»

از كنار قبر خود تا بهشت؛ مانند برقى كه در ابرهاى بهار زده و خاموش مى‏شود سريعتر به بهشت مى‏رسند. چون بدن لخت و پاى فلجى ندارند، بدن و اراده از عبادت، قدرت گرفته است، پيرمرد نود ساله، مكّه، كربلا و مشهد مى‏رود و مى‏گويد: حالم خوب است، از او سؤال مى‏شود كه در زيارت امام رضا چه كار كردى؟ مى‏گويد: شب جمعه تا صبح حرم بودم، الحمدلله دويست ركعت نماز قضا در حرم خواندم، توان روحى و ارادى او بر بدن 90 ساله مسلّط است.

اين هم يكى از آثار عمل صالح است كه ضعف را در ناحيه بدن، اراده، روح، قلب و باطن، كم مى‏كند و باعث قدرت مى‏شود.

 

قدرت و اراده امام زين العابدين عليه السلام‏

 

امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: نوجوان ده دوازده ساله بودم، پدرم حضرت زين العابدين عليه السلام با بودن در آن حادثه عظيم كربلا كه كوه‏ها را از بين مى‏برد، قسمتى از شب، كيسه‏اى را از خرما، لباس و پول پر مى‏كرد و روى شانه خود مى‏گرفت و در خانه مستحق‏هاى مسلمان شيعه و سنى و يهودى و مسيحى، مى‏گذاشت و بر مى‏گشت. مقدارى مى‏خوابيد و بقيه آن را به نماز شب، گريه، دعا و مناجات مى‏گذراند، بعد اذان مى‏گفت ونماز صبح را مى‏خواند و بعد از نماز صبح، صورت مبارك را روى خاك مى‏گذاشت، خاكى كه از كنار قبر أبى عبدالله آورده بود، هزار مرتبه در سجده مى‏گفت:

«الهى عبيدك بفنائك، مسكينك بفنائك، فقيرك بفنائك» «2» آفتاب هم كه طلوع مى‏كرد سر زمين مى‏رفت و كشاورزى مى‏كرد، و به خانه بر

______________________________
(1)- حجر (15): 46؛ « [به آنان گويند:] با سلامت و امنيت وارد آنجا شويد.»

(2)- بحار الأنوار: 46/ 75، باب 5، حديث 66؛ « [الإرشاد] عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ التَّمِيمِيِّ قَالَ سَمِعْتُ شَيْخاً مِنْ عَبْدِ الْقَيْسِ يَقُولُ قَالَ طَاوُسٌ دَخَلْتُ الْحِجْرَ فِي اللَّيْلِ فَإِذَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام قَدْ دَخَلَ فَقَامَ يُصَلِّي فَصَلَّى مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ سَجَدَ قَالَ فَقُلْتُ رَجُلٌ صَالِحٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الْخَيْرِ لَأَسْتَمِعَنَّ إِلَى دُعَائِهِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي سُجُودِهِ عُبَيْدُكَ بِفِنَائِكَ مِسْكِينُكَ بِفِنَائِكَ فَقِيرُكَ بِفِنَائِكَ سَائِلُكَ بِفِنَائِكَ قَالَ طَاوُسٌ فَمَا دَعَوْتُ بِهِنَّ فِي كَرْبٍ إِلَّا فُرِّجَ عَنِّي.»

مى‏گشت، دوباره شروع به عبادت مى‏كرد، يك روزى در اتاق را باز كردم و رفتم كنار ديوار نشستم و او را نگاه مى‏كردم، ديدم كه بسيار گريه مى‏كند.

چقدر انسان بايد قدرت و توان داشته باشد، كه كربلا را ببيند، و بعد از آن واقعه شب‏ها بار به دوش بكشد، بعد از آن در نماز شب گريه و هزار بار تكرار ذكر كند و بعد در طول روز مشغول كشاورزى شود و دوباره برگردد و مشغول عبادت شود.

امام باقر مى‏فرمايد: «1» او مشغول عبادت بود و من هم بلند بلند گريه مى‏كردم. وقتى پدر سلام نماز را داد، فرمود: فرزندم، چرا گريه مى‏كنى؟ گفتم دلم براى شما مى‏سوزد، چقدر كار، خدمت، عبادت و سجده مى‏كنيد، مگر اين بدن چقدر انرژى دارد؟ فرمود: عزيز دلم، روى طاقچه، كتابى است آن را بردار بياور. كتاب را آوردم و به پدر دادم، باز كرد و جلوى من گذاشت، فرمود: در اين صفحات، عبادات و خدمات جدّم على عليه السلام نوشته شده است. عزيز دلم، اگر بخوانى، آن وقت به من نمى‏گويى چقدر خودت را به زحمت مى‏اندازى، من كجا و على كجا؟

عمل صالح، ضعف خلقتى انسان را جبران مى‏كند. انسان با تمرين عمل صالح، عبادات، خدمت به خلق خدا و اخلاق خوش به توان عجيبى در دنيا و آخرت خواهد رسيد. «من كان لله كان الله له» «2» ولى بايد به اين معنا آگاه باشيم كه همه اين امور، خدمت‏ها و عبادات در صورتى از افق وجود انسان طلوع مى‏كند كه انسان نسبت به خدا و خلق خدا متواضع و فروتن باشد. وقتى خداوند مى‏فرمايد: نماز بخوانيد و روزه بگيريد، شانه بالا نيندازيد، با كمال خاكسارى اطاعت نماييد؛ زيرا اگر مقام تواضع نباشد،

«إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ» «3»

نماز، روزه، خدمت و احسان براى انسان سنگين است، وقتى سنگين شد، با داشتن تكبر قبول نمى‏كند، با كبر از مجموع آثار عمل صالح خودش را محروم‏

______________________________
(1)- إعلام الورى بأعلام الهدى: 260، الفصل الرابع؛ «دَخَلَ أَبُو جَعْفَرٍ ابْنُهُ عليه السلام عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ قَدْ بَلَغَ مِنَ الْعِبَادَةِ مَا لَمْ يَبْلُغْهُ أَحَدٌ فَرَآهُ قَدِ اصْفَرَّ لَوْنُهُ مِنَ السَّهَرِ وَ رَمِدَتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْبُكَاءِ وَ دَبِرَتْ جَبْهَتُهُ مِنَ السُّجُودِ وَ وَرِمَتْ سَاقَاهُ مِنَ الْقِيَامِ فِي الصَّلَاةِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام فَلَمْ أَمْلِكْ حِينَ رَأَيْتُهُ بِتِلْكَ الْحَالِ مِنَ الْبُكَاءِ فَبَكَيْتُ رَحْمَةً لَهُ وَ إِذَا هُوَ يُفَكِّرُ فَالْتَفَتَ إِلَيَّ بَعْدَ هُنَيْئَةٍ مِنْ دُخُولِي فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَعْطِنِي بَعْضَ تِلْكَ الصُّحُفِ الَّتِي فِيهَا عِبَادَةُ عَلِيٍّ فَأَعْطَيْتُهُ فَقَرَأَ مِنْهَا يَسِيراً ثُمَّ تَرَكَهَا مِنْ يَدِهِ تَضَجُّراً وَ قَالَ مَنْ يَقْوَى عَلَى عِبَادَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام إِذَا تَوَضَّأَ اصْفَرَّ لَوْنُهُ فَقِيلَ لَهُ مَا هَذَا الَّذِي يَغْشَاكَ فَقَالَ أَ تَدْرِي لِمَنْ أَتَأَهَّبُ لِلْقِيَامِ بَيْنَ يَدَيْه.»

(2)- بحار الأنوار: 82/ 319، باب 36؛ «أنه من كان لله كان الله له.»

(3)- بقره (2): 45؛ «بى‏ترديد اين كار جز بر كسانى كه در برابر حق قلبى فروتن دارند دشوار و گران است.»

مى‏كند.

وقتى از اويس مى‏پرسد تو كه پيغمبر صلى الله عليه و آله را نديدى، از فرهنگ، آئين و مدرسه او چه بهره‏اى بردى؟ مى‏گويد: هشت بهره، بهره اول: «طلبتُ الرفعة» رسيدن به قلّه مقام، درجات الهى و كمالات انسانى را جستجو كردم، ديدم دين و فرهنگ او مرا راهنمايى كرده،

«فوجدتها فى التواضع»

اين مقام و رفعت را با تواضع و فروتنى، مى‏شود به دست آورد.

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏

 

نظرات کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
comment *

کوچک و یا بزرگ بودن حروف اهمیتی ندارد
 مطالب مرتبط 
 بیشترین بازدید از مجموعه " سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان "  
Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR