|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
تواضع و آثار آن - جلسه دهم - (متن کامل + عناوین)
عمل صالح آغاز كردن اعمال با ياد خدا
تهران، مسجد حضرت امير عليه السلام رمضان 1384 الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
وجود مبارك پيامبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله مردم را در تمام كارها، اعمال، روابط، روش و منش، به حقايق قرار داده شده دعوت مىكنند. كار خود را با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» شروع كنيد كه براى خدا و اميد به رحمانيت خدا در دنيا، و به طمع رحيميت پروردگار در آخرت باشد، حكمتها و فلسفهها در آن نهفته است. وقتى كار ريشه خدايى داشته باشد و در دايره توحيد انجام بگيرد، خالى از شرك باشد، خالص براى حضرت الله انجام بگيرد و به اميد بخشندگى خدا و عطاى خدا در دنيا و آخرت انجام بگيرد، آثار فراوان دنيايى و اخروى دارد. اين گونه اعمال، برخى از بيمارىهاى روانى را معالجه مىكند، خلأهاى برونى و درونى را جبران مىكند. براى انسان ايجاد امنيت و آرامش مىكند و توان، قدرت، نيروى باطنى و ارادى و گاهى هم توان بدنى به انسان مىدهد.
بيمارى عجله در زندگى انسان
براى اينكه شما عزيزان به گوشهاى از اين آثار عنايت كنيد، من پنج آيه از قرآن مجيد را براى شما تلاوت مىكنم كه اين پنج آيه در توضيح اين مقدمه و در اثبات كاربرد عمل صالح نقش مهمى دارد. اما آيه اول كه در سوره مباركه اسراء قرار دارد. «كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» «1» دقت بفرماييد خداوند مهربان نمىگويد «خلق الانسان عجولا» نمىگويد: انسان بر مبناى شتاب و عجله آفريده شده است، «2» انسانها دچار يك حالت روانى منفى به نام عجله و شتاب مىشوند. شما عجله و شتاب انسان را، در دو برنامه، در همه جوامع و ملتها ملاحظه مىكنيد. يكى رويكرد شتابانه به ثروت و ديگرى به لذّت است. بيمارى عجله و شتاب، باعث مىشود كه انسان تمام نيروى خودش را در دنيا مصرف جمع مال و مصرف لذّتهاى مادّى و محدود و كم زمان و از بين رفتنى كند.
راه رسيدن به خداوند
خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد: بهشت جايى است كه: «ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» «3» محل هر گونه خواسته، اشتها، ميل و طلب، بدون محدوديت و محل لذت است. ولى براى رسيدن به «ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» نياز به ايمان و عمل صالح دارد. «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ» «4» اما عدهاى به طرف ثروت و لذت دنيوى شتاب مىكنند. تمام عمر و نيرو را صرف رسيدن به ثروت و لذّت دنيايى مىكنند، نصيبشان را از آخرت قطع مىكنند. حالت روانى عجله و شتاب ورزى، زيان سنگينى براى انسان دارد كه در قرآن مىفرمايد: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ» «5» ______________________________ (2)- «من الآيات الأنبياء خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آياتِي فَلا تَسْتَعْجِلُون.» بحار الأنوار: 68/ 338، باب 83؛ «فى الخصال، عن أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ مَعَ التَّثَبُّتِ تَكُونُ السَّلَامَةُ وَ مَعَ الْعَجَلَةِ تَكُونُ النَّدَامَةُ وَ مَنِ ابْتَدَأَ بِعَمَلٍ فِي غَيْرِ وَقْتِهِ كَانَ بُلُوغُهُ فِي غَيْرِ حِينِهِ.» و نيز در بحار الأنوار: 68/ 338، باب 83؛ «عيون أخبار الرضا عليه السلام لي، الأمالي للصدوق، عَبْدِ الْعَظِيمِ الْحَسَنِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي عَنْ آبَائِهِ عليه السلام قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام التَّدْبِيرُ قَبْلَ الْعَمَلِ يُؤْمِنُكَ مِنَ النَّدَمِ.» (3)- زخرف (43): 71؛ «و در آنجا آنچه دلها مىخواهد و چشمها از آن لذّت مىبرد، آماده است.» (4)- نساء (4): 57؛ «و كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته انجام دادهاند، به زودى آنان را در بهشتهايى كه از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است، وارد كنيم.» (5)- عصر (103): 2؛ « [كه] بىترديد انسان در زيانكارى بزرگى است.» و مىفرمايد: «هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا* الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا» «1» يعنى كسانى هستند كه از نظر حركت و عمل، شتابزده مىباشند، و مىخواهند زودتر به ثروت، شهوت و لذّت برسند. در حالى كه اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد: «لافقر بعد الجنة ألا و إنّه لا غنى بعد النار» «2» بعد از بهشت ثروتى وجود ندارد. خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد: «ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» اگر در بهشت هر ثروت و لذّتى را بخواهيد مىيابيد.
علاج بيمارى عجله و شتابزدگى
انسان بايد خودش را مقيّد به عمل صالح كند، از آثار عمل صالح، علاج شتابزدگى و عجله است، انسان آرام، با ادب و با وقار مىشود و بيمارى عجولى او هنگامى كه با مقيّد شدن به أعمال صالحه علاج شد، ديگر عمرش را صرف ثروت بيش از نياز نمىكند، قناعت مىكند و صرف لذت و شهوات حرام نمىكند. وقار و ادب پيدا مىكند. از راه حلال به سراغ ثروت و شهوت مىرود، با روى آوردن و آراسته شدن به عمل صالح، اين بيمارى خطرناك كه باعث از دست دادن بهشت مىشود، و باعث تلف كردن عمر به خاطر پول و لذّت مىشود، از بين مىرود؛ يعنى انسان عمر خود را تلف و ضايع نمىكند. «كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» «3» ______________________________ (2)- الكافى: 2/ 216، حديث 2؛ «أَبِي جَمِيلَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام كَانَ فِي وَصِيَّةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام لِأَصْحَابِهِ اعْلَمُوا أَنَّ الْقُرْآنَ هُدَى اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ نُورُ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ عَلَى مَا كَانَ مِنْ جَهْدٍ وَ فَاقَةٍ فَإِذَا حَضَرَتْ بَلِيَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَكُمْ دُونَ أَنْفُسِكُمْ وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دِينِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ وَ الْحَرِيبَ مَنْ حُرِبَ دِينُهُ أَلَا وَ إِنَّهُ لَافَقْرَ بَعْدَ الْجَنَّةِ أَلَا وَ إِنَّهُ لَاغِنَى بَعْدَ النَّارِ لَايُفَكُّ أَسِيرُهَا وَ لَايَبْرَأُ ضَرِيرُه.» (3)- اسراء (17): 11؛ «انسان بسيار شتاب زده و عجول است.» نمىفرمايد، «خُلِقَ الْإِنْسانُ»، معلوم مىشود عجله يك امر عارضى و بيمارى است. و اين بيمارى با عمل صالح قابل معالجه است، انسان را از بيمارى شتابزدگى و عجولى شفا مىدهد. «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ» «1» «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً» «2»
بافت اصلى آفرينش انسان
در آيه دوم: مسأله آفرينش انسان مطرح است. «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ» «3» ما انسان را در چارچوب كار، كوشش، زحمت، مشقت و فعاليت آفريديم؛ «4» يعنى نبايد تمام عمر خود را به بطالت بگذراند، فعاليت و عمل جزء بافت خلقت و آفرينش انسان است. پروردگار در قرآن مىفرمايد: تو بايد حركت كنى و كوشش كنى، بافت وجود خود را، با كوشش، فعاليت و اطاعت از خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله گره بزن، تا زحمات، فعاليتها و كوششهاى شما باطل نشود.
ارزش عمل صالح در زندگى
عمل صالح نمىگذارد فعاليتها، رنجها و حركتهاى انسان نابود شود. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ» «5» عمل صالح انسان را دست پر مىكند. دنيا و آخرت انسان را آباد مىكند و عامل به دست آوردن بهشت است. ______________________________ (2)- اسراء (17): 9؛ «بىترديد اين قرآن به استوارترين آيين هدايت مىكند، و به مؤمنانى كه كارهاى شايسته انجام مىدهند، مژده مىدهد كه براى آنان پاداشى بزرگ است.» (3)- بلد (90): 4؛ «همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفريديم.» (4)- الحياة با ترجمه احمد آرام: 3/ 220 و 221 و 223 سوره النجم: 39؛ «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى» سوره النساء: 32؛ «لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا، وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ» النّبي صلى الله عليه و آله: كلوا من كدّ أيديكم. سئل النّبيّ صلى الله عليه و آله: أيّ كسب الرّجل أطيب؟ قال: «عمل الرّجل بيده و كلّ بيع مبرور. الإمام الباقر عليه السلام- قال راوي الحديث: سألته عن الرّجل يتقبّل العمل فلا يعمل فيه و يدفعه إلى آخر، يربح فيه؟ قال: لا. امام جعفر صادق عليه السلام در اين خصوص مىفرمايد: «... و خلق له الوبر لكسوته، فكلّف ندفه و غزله و نسجه، و خلق له الشّجر، فكلّف غرسها و سقيها و القيام عليها ... و ترك عليه في كلّ شيء من الأشياء موضع عمل و حركة، لما في ذلك من الصّلاح ... و جعل الخبز متعذّرا-/ لا ينال إلّابالحيلة و الحركة-/ ليكون للإنسان في ذلك شغل يكفّه عمّا يخرجه إليه الفراغ من الأشر و العبث.» (5)- محمد (47): 33؛ «اى اهل ايمان! خدا را اطاعت كنيد و پيامبر را اطاعت كنيد و اعمالتان را [با تخلف از دستورها خدا و پيامبر، شرك، نفاق، منت گذارى و ريا] باطل مكنيد.» آيه سوم: «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ» «1» اين جزو خلقت انسان نيست، يك امر عارضى است، به انسان نعمتهاى فراوان دادم، اما او با وجود نعمتهاى من، عليه من به ناسپاسى بر مىخيزد. از شهوت، چشم، گوش و دست در اعمال حرام استفاده مىكند، و در امضا، تقلّب، دوز و كلك در اجناس مردم و اسناد مردم، قدم حرام برمى دارد، در مجالس حرام شركت مىكند، جاى ناسپاس كجا است؟ دوزخ مىباشد. «2»
اثرات عمل صالح
إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ» «3»، كافر يعنى ناسپاس، يعنى منكر واقعيات. اثر عمل صالح اين است كه انسان را از ناسپاسى حفظ مىكند و در دايره شكر قرار مىدهد. «اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً» «4» كلمه شكر از نظر عربى در اينجا مفعول لاجله است، قاعده ادبى است. اى خاندان داود عمل كنيد، اى انسانها از فرمان من اطاعت كنيد، تا شكر در شما تحقق پيدا كند. از آثار ديگر عمل صالح اين است كه انسان دائماً در حال شكر است. «5»
لزوم شكر منعم
وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ» «6» ما به شاكرين پاداش عنايت مىكنيم. پيغمبر در هنگام سحر سجدههاى طولانى و گريه فراوان داشتند، به حدى كه بلال به حضرت صلى الله عليه و آله عرض كرد: آيا اين مقدار گريه لازم است؟ حضرت جواب او را ______________________________ (2)- سوره ابراهيم: 34؛ «و قال تعالى وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ» مستدرك الوسائل: 35/ 11، حديث 13235؛ «الشَّيْخُ الْمُفِيدُ فِي أَمَالِيهِ، مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام قَالَ طُوبَى لِمَنْ لَمْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْراً طُوبَى لِلْمُتَحَابِّينَ فِي اللَّه.» الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد: 304/ 1؛ «وَ قَالَ عليه السلام أَشْكَرُ النَّاسِ أَقْنَعُهُمْ وَ أَكْفَرُهُمْ لِلنِّعَمِ أَجْشَعُهُم.» (3)- توبه (9): 49؛ «و يقيناً دوزخ بر كافران احاطه دارد.» (4)- سبأ (34): 13؛ «اى خاندان داود! به خاطر سپاس گزارى [به فرمانها حق] عمل كنيد.» (5)- الجواهر السنية، كليات حديث قدسى: 80، الباب السابع؛ «مالك بن عطية عن داود بن فرقد عن أبي عبد اللَّه عليه السلام أنّ فيما أوحى اللَّه عز و جل إلى موسى بن عمران عليه السلام: يا موسى، ما خلقت خلقا هو أحبّ إليّ من عبدي المؤمن و أنّي إنّما ابتليته لما هو خير له و أنا أعلم بما يصلح عليه عبدي، فليصبر على بلائي و ليشكر نعمائي و ليرض بقضائي أكتبه في الصدّيقين عندي إذا عمل برضائي و أطاع أمرى.» (6)- آل عمران (3): 145؛ «و يقيناً سپاس گزاران را پاداش خواهيم داد.» اينگونه دادند. «أفلا أكون عبداً شكوراً» «1» من بنده شاكر نباشم! شكر يعنى عمل صالح. البته هنگامى كه بحث به ذكر «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» برسد، مفصّل مسأله شكر را از قرآن و روايات براى شما بيان خواهم كرد. اما طبق آيات قرآن، نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، انفاق و احسان به پدر و مادر شكر پروردگار است. چنانكه در اوايل سوره لقمان هم آمده: «أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ» «2» تو مسئول هستى كه هم مرا و هم پدر ومادر خود را شكر كنى. شكر پروردگار، عبادت پروردگار است. شكر والدين هم احسان به والدين است. پس از آثار عمل صالح، حفظ انسان از ناسپاسى يا نجات ناسپاس از ناسپاسى و قرار دادن او در دايره شكر پروردگار عزيز عالم است. اما آيه چهارم: آيه چهارم در سوره يوسف است، «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي» «3» خودم را نمىتوانم تبرئه كنم.
معناى جهاد اكبر
اگر من بيشتر اوقات زندگى خود را، از عمل صالح، عبادت خدا و خدمت به بندگان خدا پر كنم، وارد جهاد اكبر شدهام. «قَضَوا الجهاد الاصغر و بقى علينا جهاد الاكبر قيل: يا رسول الله! و ما الجهاد الاكبر؟ قال جهاد النفس» «4» هنگامى كه شما اوقات زندگى خود را با خدمت و عبادت پر كنيد، در حقيقت در برابر هواى نفس موضع گرفته ايد و به يك جنگ الهى عليه جنود شيطانى باطن برخواستهايد و با عمل صالح، ديو هواى نفس را به تدريج ضعيف مىكنيد، تا ______________________________ (2)- لقمان (31): 14؛ « [و سفارش كرديم] كه براى من و پدر و مادرت سپاس گزارى كن.» (3)- يوسف (12): 53؛ «من خود را از گناه تبرئه نمىكنم؛ زيرا نفس طغيان گر، بسيار به بدى فرمان مىدهد مگر زمانى كه پروردگارم رحم كند.» (4)- الكافى: 5/ 12، باب وجوه الجهاد، حديث 3؛ «السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله بَعَثَ بِسَرِيَّةٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْس.» و همچنين در وسائل الشيعة: 15/ 163، حديث 20216؛ «عنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله بَعَثَ سَرِيَّةً فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ عَلَيْهِمُ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ فَقَالَ جِهَادُ النَّفْسِ وَ قَالَ صلى الله عليه و آله إِنَّ أَفْضَلَ الْجِهَادِ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيه.» وقتى نفس از هوا و هوس بيفتد، و تبديل به نفس مطمئنّه شود. و انسان آرام مىگيرد. «مطمئنّه»؛ يعنى آرام بگيرد. اين از آثار عمل بر مبناى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» است. عملى كه با خدا معامله مىشود و به اميد رحمانيت و رحيميت پروردگار است. آيه پنجم: دوباره مسأله خلقت انسان را مطرح مىكند. «خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً» «1» ناتوان آفريده شده، اما مىتواند به يك توانمندى بىنظيرى نائل شود. در بدو امر و ابتداى كار ناتوان آفريده شده است، ما هم قوانين، مقررات، حلال و حرام و فرمانهاى خود را، با لحاظ كردن اراده، بدن و قلب محدود و توان ضعيف انسان نظام داديم. «يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ» «2» من تمام قوانين را آسان و سبك براى شما قرار دادم. در ماه رمضان با اينكه غذا نمىخوريم، آن هم وسط روز، كه بيش از اول صبح و شب نيازمند به غذا هستيم؛ زيرا در روز كار و فعاليت مىكنيم، اما احوال ما غير از ماه رمضان خيلى بهتر است و سبكتر هستيم. من اراده دائمى دارم كه تمام پيشنهادات خود را به شما سهل و آسان و سبك بگيرم كه خود شما را از هزار گونه بار سنگين و عمل به خواستههاى من، سبك كند. شما اگر در ماه رمضان، غذاى خود را نصف ايام ديگر كنيد، يعنى سحرى و افطار را كمتر بخوريد. بعد از ماه رمضان به هر آزمايشگاهى مراجعه كنيد، مىبينيد كه از قبل سالمتر هستيد و عوارضى در خون شما ديده نمىشود. وزنتان سبك شده، سبك شدن وزن آثار بسيارى براى زانو و كمر و مفاصل دارد، علاوه بر اين روزه، عذاب روز قيامت را، به خاطر گناهان، سبك مىكند تا آتش را به ______________________________ (2)- نساء (4): 28؛ «خدا مىخواهد [با تشريع ازدواج با زنان مؤمن، و ازدواج با كنيزان مؤمن، و ازدواج موقت، بار مشكلات زندگى و مشقتهاى روابط نامشروع جنسى را] بر شما سبك كند.» خاموشى بكشاند. اين معناى: «يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ» است.
قدرت و اراده انسان در عبادت
اگر اراده انسان قوى باشد روزه گرفتن آسان مىشود، هم قدرت بدنى انسان زياد مىشود و هم به قدرت روحى و ارادى مىرسد. «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» «1» قدرت اراده و قدرت عقل است، «صوموا تصحّوا» «2» قدرت بدنى است. روز قيامت عدهاى از بدنها در كمال ناتوانى است، خداوند در سوره «ن وَ الْقَلَمِ» مىفرمايد: در دنيا كه بودند: «كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ» «3» من آنها را دعوت به نماز و عبادت كردم، سجده در اينجا به معناى عبادت است، انسان وقتى بخورد و بخوابد و شهوترانى كند، ضعيف مىشود؛ زيرا در عبادت تمرين نداشته است و در دنيا سست بودند و ورزشهاى بدنى آنها هم در مسير عبادت نمىباشد، به روح، عقل و اراده خود كارى نداشتهاند، در قيامت جاى ورزش نيست، با همان بدن سست و شهوانى، با آن شكم پر، وارد قيامت مىشوند، آنها را دعوت مىكنم كه فقط سجدهاى در محشر براى من انجام دهند. خداوند در قرآن مىفرمايد: «فَلا يَسْتَطِيعُونَ» «4» نمىتوانند سجده كنند. ولى كسانى كه تمرين عبادت و خدمت داشتند، وقتى ______________________________ (2)- مستدرك الوسائل: 502/ 7؛ «وَ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أَنَّهُ قَالَ صُومُوا تَصِحُّوا.» (3)- قلم (68): 43؛ «اينان [در دنيا] به سجده [بر خدا] دعوت مىشدند.» (4)- قلم (68): 42؛ «ولى در خود قدرت و استطاعت [سجده كردن] نيابند!» از قبر بيرون مىآيند، به هر مقدارى كه با بهشت فاصله دارند، مىگويم: «ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» «1» از كنار قبر خود تا بهشت؛ مانند برقى كه در ابرهاى بهار زده و خاموش مىشود سريعتر به بهشت مىرسند. چون بدن لخت و پاى فلجى ندارند، بدن و اراده از عبادت، قدرت گرفته است، پيرمرد نود ساله، مكّه، كربلا و مشهد مىرود و مىگويد: حالم خوب است، از او سؤال مىشود كه در زيارت امام رضا چه كار كردى؟ مىگويد: شب جمعه تا صبح حرم بودم، الحمدلله دويست ركعت نماز قضا در حرم خواندم، توان روحى و ارادى او بر بدن 90 ساله مسلّط است. اين هم يكى از آثار عمل صالح است كه ضعف را در ناحيه بدن، اراده، روح، قلب و باطن، كم مىكند و باعث قدرت مىشود.
قدرت و اراده امام زين العابدين عليه السلام
امام باقر عليه السلام مىفرمايد: نوجوان ده دوازده ساله بودم، پدرم حضرت زين العابدين عليه السلام با بودن در آن حادثه عظيم كربلا كه كوهها را از بين مىبرد، قسمتى از شب، كيسهاى را از خرما، لباس و پول پر مىكرد و روى شانه خود مىگرفت و در خانه مستحقهاى مسلمان شيعه و سنى و يهودى و مسيحى، مىگذاشت و بر مىگشت. مقدارى مىخوابيد و بقيه آن را به نماز شب، گريه، دعا و مناجات مىگذراند، بعد اذان مىگفت ونماز صبح را مىخواند و بعد از نماز صبح، صورت مبارك را روى خاك مىگذاشت، خاكى كه از كنار قبر أبى عبدالله آورده بود، هزار مرتبه در سجده مىگفت: «الهى عبيدك بفنائك، مسكينك بفنائك، فقيرك بفنائك» «2» آفتاب هم كه طلوع مىكرد سر زمين مىرفت و كشاورزى مىكرد، و به خانه بر ______________________________ (2)- بحار الأنوار: 46/ 75، باب 5، حديث 66؛ « [الإرشاد] عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ التَّمِيمِيِّ قَالَ سَمِعْتُ شَيْخاً مِنْ عَبْدِ الْقَيْسِ يَقُولُ قَالَ طَاوُسٌ دَخَلْتُ الْحِجْرَ فِي اللَّيْلِ فَإِذَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام قَدْ دَخَلَ فَقَامَ يُصَلِّي فَصَلَّى مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ سَجَدَ قَالَ فَقُلْتُ رَجُلٌ صَالِحٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ الْخَيْرِ لَأَسْتَمِعَنَّ إِلَى دُعَائِهِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي سُجُودِهِ عُبَيْدُكَ بِفِنَائِكَ مِسْكِينُكَ بِفِنَائِكَ فَقِيرُكَ بِفِنَائِكَ سَائِلُكَ بِفِنَائِكَ قَالَ طَاوُسٌ فَمَا دَعَوْتُ بِهِنَّ فِي كَرْبٍ إِلَّا فُرِّجَ عَنِّي.» مىگشت، دوباره شروع به عبادت مىكرد، يك روزى در اتاق را باز كردم و رفتم كنار ديوار نشستم و او را نگاه مىكردم، ديدم كه بسيار گريه مىكند. چقدر انسان بايد قدرت و توان داشته باشد، كه كربلا را ببيند، و بعد از آن واقعه شبها بار به دوش بكشد، بعد از آن در نماز شب گريه و هزار بار تكرار ذكر كند و بعد در طول روز مشغول كشاورزى شود و دوباره برگردد و مشغول عبادت شود. امام باقر مىفرمايد: «1» او مشغول عبادت بود و من هم بلند بلند گريه مىكردم. وقتى پدر سلام نماز را داد، فرمود: فرزندم، چرا گريه مىكنى؟ گفتم دلم براى شما مىسوزد، چقدر كار، خدمت، عبادت و سجده مىكنيد، مگر اين بدن چقدر انرژى دارد؟ فرمود: عزيز دلم، روى طاقچه، كتابى است آن را بردار بياور. كتاب را آوردم و به پدر دادم، باز كرد و جلوى من گذاشت، فرمود: در اين صفحات، عبادات و خدمات جدّم على عليه السلام نوشته شده است. عزيز دلم، اگر بخوانى، آن وقت به من نمىگويى چقدر خودت را به زحمت مىاندازى، من كجا و على كجا؟ عمل صالح، ضعف خلقتى انسان را جبران مىكند. انسان با تمرين عمل صالح، عبادات، خدمت به خلق خدا و اخلاق خوش به توان عجيبى در دنيا و آخرت خواهد رسيد. «من كان لله كان الله له» «2» ولى بايد به اين معنا آگاه باشيم كه همه اين امور، خدمتها و عبادات در صورتى از افق وجود انسان طلوع مىكند كه انسان نسبت به خدا و خلق خدا متواضع و فروتن باشد. وقتى خداوند مىفرمايد: نماز بخوانيد و روزه بگيريد، شانه بالا نيندازيد، با كمال خاكسارى اطاعت نماييد؛ زيرا اگر مقام تواضع نباشد، «إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ» «3» نماز، روزه، خدمت و احسان براى انسان سنگين است، وقتى سنگين شد، با داشتن تكبر قبول نمىكند، با كبر از مجموع آثار عمل صالح خودش را محروم ______________________________ (2)- بحار الأنوار: 82/ 319، باب 36؛ «أنه من كان لله كان الله له.» (3)- بقره (2): 45؛ «بىترديد اين كار جز بر كسانى كه در برابر حق قلبى فروتن دارند دشوار و گران است.» مىكند. وقتى از اويس مىپرسد تو كه پيغمبر صلى الله عليه و آله را نديدى، از فرهنگ، آئين و مدرسه او چه بهرهاى بردى؟ مىگويد: هشت بهره، بهره اول: «طلبتُ الرفعة» رسيدن به قلّه مقام، درجات الهى و كمالات انسانى را جستجو كردم، ديدم دين و فرهنگ او مرا راهنمايى كرده، «فوجدتها فى التواضع» اين مقام و رفعت را با تواضع و فروتنى، مىشود به دست آورد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR |