چهارشنبه 3 خرداد 1391 - الاربعاء 2 رجب 1433  
الإمام علىّ (عليه السلام) : أعظَمُ الذُّنوبِ عِندَ اللهِ ذنبٌ أصَرَّ علَيهِ عامِلُهُ . امام على(عليه السلام) : بزرگترين گناه نزد خدا گناهى است كه مرتكبش بر آن اصرار ورزد. (غرر الحكم : 3131)
فهرست مطالب
 
در محضر استاد
 
نهى از سركشى و فساد

در پايان آيه شريفه بنى‏اسرائيل را از سركشى و فساد و طغيان و افساد كه از مصاديق بارز و خانمان سوزش اختلاف و ناسازگارى با يكديگر و جنگ و خون‏ريزى و نهايتاً تباه شدن جان و مال و ناتوان شدن بنيه جامعه و از دست رفتن اتحاد و وحدت است اكيداً نهى مى‏كند آنجا كه مى‏فرمايد:
از همه نعمت‏هائى كه به شما عطا كرده‏ام يا به سبب اين
اعمال, ادعیه و زیارات روز

- دعای توسل
- دعای توسل دیگر
- متن زیارت عاشورای معروفه
- فضیلت و اعمال ماه رجب
- اعمال مشترکه ماه رجب
- سایر اعمال ماه رجب
- اعمال لیله الرغائب
- اعمال مخصوص روزها و شبهای ماه رجب
- دعای روز سه شنبه
- زیارت امام زین العابدین, امام باقر, امام صادق (ع) در روز سه شنبه
- دعای فرج امام زمان (ع)
- دعاهای هر روز ماه رجب
- زیارت رجیبیه (الحمد الله الذی اشهدنا)

تازه های سایت
 
صوت متن و ترجمه استاد انصاریان بر روی قرآن سایت ...
زندگینامه تصویری استاد
تیزر معرفی دارالعرفان
گزارش سفر استاد انصاریان به ترکیه - 1389
گزارش سفر استاد انصاریان به اروپا - 1390
پخش زنده اماکن متبرکه
بخشی از سخنرانی استاد در بزرگداشت شهید پهلوان ...
مناسبت

در گذشت« ابوریحان بیرونی » دانشمند بزرگ مسلمان440ق

اشعار عرفانی استاد
تويي جان و تويي جانانم اي دوست
تويي درد و تويي درمانم اي دوست
به باغ عشق و صحراي محبت
تويي روح و تويي ريحانم اي دوست
  سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
1390/11/15 19:30:47 ارسال به دوستان    چاپ کد مطلب : 45483
تعداد بازدید : 155

تواضع و آثار آن - جلسه هفتم - (متن کامل + عناوین)

 

مراتب تقوا

هماهنگى بين انسان و پروردگار

 

تهران، مسجد حضرت امير عليه السلام‏ رمضان 1384

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين‏ و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

مجموعه اعمالى كه از انسان ظهور پيدا مى‏كند، چه عبادت حق باشد و چه خدمت به خلق، و چه به كارگرفتن حسنات اخلاقى در روابط مردم با يكديگر، هنگامى است كه صورت عمل، با طرح و نقشه حق هماهنگ باشد؛ يعنى با برنامه‏هاى فقهى برابرى كند، فقهى كه در بيش از پانصد آيه قرآن مطرح است، و نزديك به هشتاد و دو عنوان فقهى در كتب فقهاى بزرگ مطرح است. باطن عمل هم با نيت خالص و فى سبيل الله صورت بگيرد و نهايتاً عمل، عملى باشد كه با پروردگار عالم معامله شود، اين عمل از نظر دين، عمل كامل و جامع است، آن كسى كه اين عمل را انجام مى‏دهد، يقيناً تكليف الهى خود را ادا كرده است، و از نظر فقهى تكليفى برعهده او نيست، كه فرداى قيامت از او بخواهند و دادگاهى براى او تشكيل دهند.

دين الهى بر عهده او بوده و به تعبير عالمانه، حقّ اولوهيت و ربوبيتى كه از جانب پروردگار به عهده او بوده به عنوان عبد، ادا كرده است. اين عمل ادا شده، در منزل ديگرى قرار مى‏گيرد كه قرآن كريم از آن منزل، به منزل قبول تعبير كرده است.

«إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» «1»

 

مراتب تقوا

 

تقوا مراتب مختلفى دارد، يك مرتبه آن هم همين مرتبه عمل است. عمل براساس فقه و نيت خالص، از مراتب تقوا است و باعث مى‏شود عمل به منزل قبول حق برسد و مورد پذيرش پروردگار عالم قرار بگيرد.

بعد از اينكه عمل را قبول كردند، اين عمل را در دنيا طبق آيات قرآن كريم به رحمانيت حقّ وصل مى‏كنند؛ يعنى خداى مهربان پاداشى براى آن قرار داده است، به اين عمل در دنيا پاداش مى‏دهند، پاداش‏هاى اين عمل هم مختلف است، اين طور كه از آيات قرآن و از روايات استفاده مى‏شود، پاداش چنين عمل كننده‏اى آبرو در ميان مردم و محبوبيت در قلوب اهل ايمان است، پاداش چنين عمل كننده‏اى وسعت و گشايش رزق، طهارت باطن و آمرزش گناهان گذشته در دنيا است؛ يعنى نمى‏گذارم پرونده گناه به آخرت منتقل شود. همين جا پروردگار عالم از بركت اين عمل جامع و كامل، گناهان گذشته عبد را مى‏آمرزد. «2»

 

نماز اول وقت، خاموش كننده آتش جهنم‏

 

وقتى كه نزديك وقت نماز مى‏شد، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به مردم مى‏فرمودند:

برخيزيد حركت كنيد و به اين نماز اول وقت رو بياوريد، براى اينكه آتش‏هاى افروخته شده از گناهانتان را با انجام اين عبادت خاموش كنيد. بعد از اينكه اين عمل جامع و كامل را قبول كردند؛ چون زمينه‏اى براى ردّ عمل وجود ندارد. عمل وقتى كه صورت ظاهرش الهى است، صورت باطنش هم الهى مى‏شود، اداى تكليف قطعى، قبول شدنش و وصل شدن آن به رحمانيت پروردگار عالم در دنيا قطعى است و در آخرت هم عمل به رحيميت پروردگار وصل مى‏شود، كه جلوه‏

______________________________
(1)- مائده (5): 27؛ «خدا فقط از پرهيزكاران مى‏پذيرد.»

(2)- الكافى: 1/ 35، حديث 6؛ «حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِيَ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِيماً فَقِيلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ.»

و نيز در الكافى: 1/ 44، حديث 2؛ «جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ الْعِلْمُ مَقْرُونٌ إِلَى الْعَمَلِ فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ وَ مَنْ عَمِلَ عَلِمَ وَ الْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ فَإِنْ أَجَابَهُ وَ إِلَّا ارْتَحَلَ عَنْهُ.»

و نيز الكافى: 70/ 1، حديث 7؛ «يُونُسَ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام إِنَّ أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ مَا عُمِلَ بِالسُّنَّةِ وَ إِنْ قَلَّ.»

اين رحيميت، بهشت و رضوان، من الله اكبر است.

 

وفاى به عهد پروردگار

 

در اين زمينه از سوره مباركه توبه يك آيه را عنايت كنيد:

«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ» «1»

خيلى آيه عجيبى است كه خدا به مردان و زنان با ايمان، كه در دنيا زندگى مى‏كنند و هنوز عمرشان خاتمه پيدا نكرده و وارد عالم ديگر نشدند، به جاى اينكه به مؤمنين و مؤمنات بگويد وعده مى‏دهم، مى‏گويد: وعده دادم و تمام شد، وعده پروردگار هم با وفاى به عهد همراه است.

«إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ» «2»

دليلى ندارد كه پروردگار عالم خلف وعده كند.

«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ»

 

خصوصيات مؤمن و وعده بهشت‏

 

البته در آيات ديگر مى‏گويد: مؤمن كيست؟ در آيات ديگر شرح مى‏دهد مؤمن آن انسانى است كه خدا، قيامت، فرشتگان، پيغمبران و كتاب‏هاى آسمانى را باور دارد و اهل عمل و اخلاق هم مى‏باشد. در آيات قرآن اعمال و اخلاق مؤمنين را هم بيان مى‏كند.

ظاهراً در آيه سوره بقره، مردان و زنان با ايمانى كه دارنده عمل صالح و اخلاق حسنه هستند، ده خصوصيت اخلاقى دارند، من بهشت را به آنها وعده دادم كه از زير درختان و قصرها نهرها جارى است. اين يك وعده است.

«وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ» «3»

______________________________
(1)- توبه (9): 72؛ «خدا به مردان و زنان با ايمان بهشت‏هايى را وعده داده كه از زيرِ [درختانِ‏] آن نهرها جارى است؟»

(2)- آل عمران (3): 9؛ «مسلماً خدا خلف وعده نمى‏كند.»

(3)- توبه (9): 72؛ «و نيز سراهاى پاكيزه‏اى را در بهشت‏هاى ابدى [وعده فرموده‏] و هم‏چنين خشنودى و رضايتى از سوى خدا [كه از همه آن نعمت ها] بزرگ‏تر است؛ اين همان كاميابى بزرگ است.»

به آنها مسكن‏هاى پاكيزه و با آرامش، در بهشت‏هاى جاويدان وعده دادم:

«وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ»

رضوان از بهشت و مسكن‏هاى طيبه بالاتر و بهتر است. در پايان آيه هم مى‏فرمايد:

«ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»

يعنى تحقق وعده پروردگار و رسيدن مكلّف به جنات و به مساكن و به رضوان من الله اكبر، كه پروردگار بى‏نهايت، كه با صفت عظيم از آن ياد كرده است، چيست؟

 

عاقبت بدگمانى به پروردگار

 

بنابراين هيچ مؤمنى نبايد نسبت به اعمالش كه عمل كامل و جامع انجام داده، نگرانى داشته باشد، و نبايد نسبت به دنيا و آخرت خود، دچار بدگمانى به پروردگار شود. من يك عمر زحمت كشيدم و پاك زيستم، اخلاق حسنه داشتم، اما فكر نمى‏كنم كار ما به جايى برسد كه در روز قيامت مورد لطف قرار بگيريم. اگر چنين حالى در باطن انسان قرار بگيرد، اين قدر اين حال مورد نفرت خدا است كه در روايات ما آمده است كه گاهى كار بدگمان به جايى مى‏رسد كه درِ نجات را به روى خود مى‏بندد. انسان نبايد به خداى مستجمع جميع صفات كمال، كه الله است، به خداى رحمان كه در مهربانى او بخشندگى وجود دارد و خداى رحيم كه بهشت‏ها ومساكن طيّبه و رضوان من الله اكبر را وعده داده، بدگمان باشد، اينجا جاى بدگمانى نيست. «1» بدگمان در حقيقت مى‏خواهد خدا را نامهربان معرفى كند. بدگمان مى‏خواهد خدا را يك خدايى كه بنا ندارد مزد زحمت بنده‏اش را بدهد معرفى كند. لذا در

______________________________
(1)- «ان الله سبحانه يقول للظالمين بالله «ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيرا».»

إرشادالقلوب: 1/ 110؛ «و قال أمير المؤمنين عليه السلام الثقة بالله و حسن الظن به حصن لا يتحصن به إلا كل مؤمن و التوكل عليه نجاة من كل سوء و حرز من كل عدو.

و قال الصادق عليه السلام و الله ما أعطي مؤمن خير الدنيا والآخرة إلا بحسن‏الظن بالله و رجائه له و حسن خلقه والكف عن أعراض الناس فإن الله تعالى لا يعذب عبدا بعد التوبة و الاستغفار إلا بسوء ظنه و تقصيره في رجائه و سوء خلقه واغتيابه للمؤمنين.»

روايت بسيار مهم ما كه قسمتى از آن در جلد يازدهم «وسائل الشيعه» نقل شده، در قيامت دستور مى‏دهند كه انسان را با پرونده كامل به جهنم ببرند، به پروردگار مى‏گويد: من كه گناهى مرتكب نشدم، من كه همه فرمانهاى تو را اجرا كردم، من كه اهل عبادت رب و خدمت به خلق بودم، به چه علت حكم به جهنم بردن من را صادر كردى، خطاب مى‏رسد من باگمان خودت با تو معامله مى‏كنم، در دنيا به من سوء ظن داشتى، من با همان حالت با تو معامله مى‏كنم. «1»

 

ارزش حسن ظن به پروردگار

 

اينجا جاى اميد به پروردگار و طمع به محبت و عنايت پروردگار است، در حالى كه انسان هر روز و هر شب در حد خودش عمل جامع و كامل انجام مى‏دهد بايد گمانش به پروردگار گمان درست و خوبى باشد، يعنى حسن ظن داشته باشد. به قدرى حسن ظن مهم است كه در كتاب «وسائل» و «بحارالانوار» آمده است. اين روايت را در مدارك گوناگون ديده‏ام، خطاب مى‏رسد گناهكار را به جهنم ببريد، در حالى كه او را به جهنم مى‏برند، يكى دو بار بر مى‏گردد و به پشت سر خود نگاه مى‏كند، خطاب مى‏رسد دنبال چه مى‏گردى، عرض مى‏كند من فكر نمى‏كردم كه با اين رحمت بى‏نهايت، حكم به جهنم رفتن من بدهى، من فكر مى‏كردم وقتى با تو برخورد كنم، از من گذشت كنى، مطلب بسيار زيبايى است، به پروردگار بايد حسن ظن داشت، مى‏داند كه گناهكار اهل جهنم است، مى‏داند كه بدكار اهل جريمه است، دروغ و كلك او را به جاى حرف راست حساب كنيد و او را به جهنم نبريد؛ «2» يعنى اين قدر گمان خوب به پروردگار ارزش دارد، كه پروردگار عالم، مطلب اين بنده‏اش را در صحراى محشر قبول مى‏كند.

«وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ‏

______________________________
(1)- بحار الأنوار: 67/ 366، باب 59، حديث 15؛ « [الكافى‏] ابْنِ بَزِيعٍ عَنِ الرِّضَا عليه السلام قَالَ أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عز و جل يَقُولُ أَنَا عِنْدَ حُسْنِ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً.

و قال رسول الله يقول الله عز و جل أخرجوا من النار من كان في قلبه مقدار حبة من خردل إيمانا ثم يقول و عزتي و جلالي لا أجعل من آمن بي ساعة من ليل أو نهار مع من لم يؤمن بي.»

(2)- عدة الداعي و نجاح الساعي: 148؛ وسائل الشيعه: 15/ 232، حديث 20356؛ «وَ رُوِيَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى إِذَا حَاسَبَ الْخَلْقَ يَبْقَى رَجُلٌ قَدْ فَضَلَتْ سَيِّئَاتُهُ عَلَى حَسَنَاتِهِ فَتَأْخُذُهُ الْمَلَائِكَةُ إِلَى النَّارِ وَ هُوَ يَلْتَفِتُ فَيَأْمُرُ اللَّهُ تَعَالَى بِرَدِّهِ فَيَقُولُ لَهُ لِمَ تَلْتَفِتُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِهِ فَيَقُولُ يَا رَبِّ مَا كَانَ هَذَا حُسْنَ ظَنِّي بِكَ فَيَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى مَلَائِكَتِي وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا أَحْسَنَ ظَنَّهُ بِي يَوْماً وَ لَكِنِ انْطَلِقُوا بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ لِادِّعَائِهِ حُسْنَ الظَّنِّ بِي.»

هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» «1»

روايت بسيار مهمى را از جلد دوم كتاب شريف «اصول كافى» درباره عمل جامع و كامل براى شما مطرح مى‏كنم. روايت از وجود مبارك حضرت باقر العلوم عليه السلام با سلسله سند نقل شده است. امام باقر عليه السلام از قول پروردگار نقل مى‏كند. چرا پروردگار در كلام خود پنج قسم خورده‏اند؟ زيرا مطلب بسيار مهم بوده كه پروردگار عالم در مقدمه گفتارشان پنج قسم خورده‏اند، «وعزّتى و جلالى وعظمتى و بهائى وعلوّ ارتفاعى» به عزت، جلال، عظمت، نورانيت و به بلندى مقام خدايى و الهيت سوگند، كه قسم بالاتر از اينها نيست.

 

مقدم كردن خواسته خود بر خواسته خدا

 

سوگند براى چيست؟

«لايُؤْثِرُ عبدٌ هوائى على هواه فى شى‏ءٍ مِنْ امر الدنيا» «2» به عزت، جلال، عظمت و نورانيت و به بلندى مقام الوهيت و ربوبيت و خدايى قسم، در زندگى دنيا، بنده‏اى از بندگان من، خواسته‏هاى مرا بر خواسته‏هاى خودش ترجيح نمى‏دهد، مثلا در عبادت، دلش مى‏خواهد كه همه بفهمند او عبادت مى‏كند ولى چون من با ريا موافق نيستم، خواسته مرا مقدم مى‏كند و عبادت انجام مى‏دهد، خدمت به مردم مى‏كند، اما دلش مى‏خواهد چهره شود.

ولى من به او مى‏گويم به من خدمت كن، خواسته مرا در همه امور دنيايى مقدم مى‏كند، «فى شى‏ء من أمر الدنيا» خواسته‏هاى مرا بر خواسته‏هاى خودش مقدم مى‏كند و عملى كه انجام مى‏دهد عملى جامع و كامل به دست مى‏آيد. من در مقابل كار او چه عكس‏العملى نشان مى‏دهم، اول «جعلت غناه فى نفسه» بى‏نيازى او را در

______________________________
(1)- توبه (9): 72؛ «خدا به مردان و زنان با ايمان بهشت‏هايى را وعده داده كه از زيرِ [درختانِ‏] آن نهرها جارى است؟ در آن جاودانه‏اند، و نيز سراهاى پاكيزه‏اى را در بهشت‏هاى ابدى [وعده فرموده‏] و هم‏چنين خشنودى و رضايتى از سوى خدا [كه از همه آن نعمت ها] بزرگ‏تر است؛ اين همان كاميابى بزرگ است.»

(2)- الكافى: 2/ 137، حديث 2؛ «ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ قَالَ اللَّهُ عز و جل وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ عَظَمَتِي وَ بَهَائِي وَ عُلُوِّ ارْتِفَاعِي لَايُؤْثِرُ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ هَوَايَ عَلَى هَوَاهُ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا إِلَّا جَعَلْتُ غِنَاهُ فِي نَفْسِهِ وَ هِمَّتَهُ فِي آخِرَتِهِ وَ ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقَهُ وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِرٍ.»

الكافى: 2/ 137، حديث 1؛ «أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ إِنَّ اللَّهَ عز و جل يَقُولُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ عَظَمَتِي وَ عُلُوِّي وَ ارْتِفَاعِ مَكَانِي لَايُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَايَ عَلَى هَوَى نَفْسِهِ إِلَّا كَفَفْتُ عَلَيْهِ ضَيْعَتَهُ وَ ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقَهُ وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِرٍ.»

خودش قرار مى‏دهم، تا مجبور باشد به وسيله مردم بى‏نياز شود، هر روز آبرو مايه بگذارد، گردن كج كند، دنبال پارتى و مقام برود، نمى‏گذارم بنده‏ام خلأ حس كند كه براى پر كردن خلأ، گردن كج كند و آبرو مايه بگذارد ودست دراز كند.

شاعرى گفت: قصيده‏اى در مدح حضرت رضا عليه السلام گفته بودم، با خط خوب روى كاغذ عالى نوشتم و گفتم بروم و براى حاكم خراسان بخوانم و حاكم خراسان بالاخره با شنيدن اين قصيده، پول خوبى به من مى‏دهد. در راه كه مى‏رفتم، به خودم گفتم مرد حسابى، اين قصيده را در مدح حضرت رضا عليه السلام گفتى، به حاكم چه ربطى دارد. بايد براى خود حضرت رضا عليه السلام بخوانى. برو براى خودش بخوان. يا حضرت رضا عليه السلام بعد از شنيدن اين قصيده، طبق عقيده شيعه:

«أنت تَسْمَعُ كلامى و تشهد مقامى»

آيا عنايتى مى‏كند؟ يا در آخرت جبران مى‏كند. اينها كسى را از در خانه خود نااميد بر نمى‏گردانند.

حاجى از مكه برگشته بود، خراسان آمد، در خانه حضرت رضا عليه السلام را زد، امام عليه السلام اجازه ندادند كه در را باز كنند، چون صداى در را مى‏داند كه مال كدام دست و كدام نيت است؟ خودشان پشت در آمدند، گفت: حاجى هستم و از سفر برگشته‏ام، ابن سبيل شدم، يعنى مخارجم تمام شده است، در شهر خود، وضع مالى من خوب است، در اين شهر، نمى‏خواستم به كس ديگر مراجعه كنم، پولى به من بدهيد، وقتى به شهر خودم برگشتم پول را براى شما مى‏فرستم.

اين شخص از مكه برگشته تا جمال شما را زيارت كند، همه مكه مى‏روند و دلشان مى‏خواهد همه پول خود را خرج كنند و به كربلا بروند، شما كه الان زنده و در دنيا هستى، در را باز مى‏كردى و اجازه مى‏دادى كه نگاهى به جمال مبارك شما بيندازد، فرمود: اين شخص آبرو دارد، اگر مرا مى‏ديد خجالت مى‏كشيد و عمل من‏ از بين مى‏رفت.

عمل بايد بى‏عيب باشد. سالم، صاف، جامع و كامل باشد، وقتى بنده من عمل كامل انجام داد:

«جعلت غناه فى نفسه»

طورى با باطنش معامله مى‏كنم كه احساس بى‏نيازى كند.

 

گفتن شعر در حرم امام رضا عليه السلام و گرفتن حاجت‏

 

از وسط راه برگشت و به حرم حضرت رضا عليه السلام رسيد، گفت: يابن رسول الله ببخشيد، ما راه را اشتباه رفتيم. من مى‏خواستم اين قصيده را نزد حاكم و استاندار ببرم، متوجه اشتباهم شدم. اين قصيده را براى شما گفتم، و بايد نزد شما بخوانم، يابن رسول الله شعر مرا گوش بده. آن شخص شعر را خواند. كسى در حال زيارت بود، اين فرد با صداى خوبى قصيده را مى‏خواند، آن زائر گفت: عجب مدح جالبى است، حالا ببينيد چگونه حضرت رضا عليه السلام مشكل را حل مى‏كند. اين شخص بايد قصيده را بخواند و يك اهل حالى بايد در حال زيارت باشد، قصيده را بشنود و حال زيارتش بيشتر شود، به پول آن زمان، شش تومان به اين شاعر داد و سريع لابه لاى جمعيت خودش را گم كرد. وقتى شاعر پول را ديد، متوجه شد كه مخارج دو سه ماه او است. از حضرت رضا عليه السلام تشكر كرد و گفت: از اين به بعد هم هر كارى كردم مى‏آيم و به شما ارائه مى‏كنم، من اشتباه كردم كه نزد حاكم مى‏رفتم. زيارت كرد و از حرم بيرون آمد، وارد مسجد گوهرشاد شد، يكى از اولياى خدا مى‏خواست حرم برود، به شاعر گفت: شش تومانى كه امروز حضرت رضا عليه السلام به تو حواله كرده، ده برابر مى‏خرم، شش تومان را داد، شصت تومان گرفت، ديد خرج سه چهار سال او تأمين شده است، شاعر به حضرت رضا عليه السلام گفت: من غلط كردم‏ كه درِ خانه غير از شما مى‏رفتم. من از اين به بعد هر مشكلى داشتم مى‏آيم و به خودتان مى‏گويم.

«جعلت غناه فى نفسه» او را از همه مى‏بُرم و بعد يك حالى به او مى‏دهم كه ببيند به منبع بى‏نهايت وصل است، ديگر احساس خلأ و كمبود نكند.

 

عنايت بى‏كران پروردگار به مؤمن‏

 

دوم:

«و جعلتُهُ همَّتَهُ فى آخرته»

با اين اعمال خوبى كه انجام داده، متوجه آخرتش مى‏كنم، يعنى او را از سنگينى محبت دنيا و مادّى گرى نجات مى‏دهم كه در دنيا براى ساختن آخرت زندگى پاكيزه‏اى داشته باشد.

«وضَمَّنْتُه له السموات و الارض»

تمام آسمان و زمين را ضامن روزى او قرار مى‏دهم، مى‏گويم كه از همه جا براى بنده‏ام ببارد. در روايت و تجربه هم ثابت شده است.

در شهرى منبر مى‏رفتم به يك نفر گفتم: خرج به اين سنگينى را از كجا تأمين مى‏كنى، خرج درمانگاه، بيمارستان، كتابخانه، طلبه‏ها و مراجعات مردمى را از كجا تأمين مى‏كنى، زمانى كه من اين سؤال را كردم، ده سال قبل بود، شايد ايشان در ماه ده ميليون تومان پرداختى داشتند. اما خودش در يك خانه تيرچوبى با يك زندگى و لباس معمولى زندگى مى‏كرد، الان هم همانطور زندگى مى‏كند. جوابى كه داد محصول آيات و روايات بود.

«مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً* وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» «1»،

«وضمّنته له السموات و الارض» گفت: فلانى من دنبال پول نمى‏روم، پول دنبال‏

______________________________
(1)- طلاق (65): 2- 3؛ «و هر كه از خدا پروا كند، خدا براى او راه بيرون شدن [از مشكلات و تنگناها را] قرار مى‏دهد* و او را از جايى كه گمان نمى‏برد روزى مى‏دهد.»

من مى‏دود. گفتم: چگونه پول دنبال شما مى‏دود، گفت: اگر مدتى كنار من باشى متوجه مى‏شوى. مثلا شب كه به خانه مى‏روم، همسرم مى‏گويد: چهار پنج كيسه، نصف گونى، اسكناس آورده‏اند و گفتند: به حاج آقا بدهيد، رسيد هم نمى‏خواهد.

معرفى هم نمى‏كند.

آسمان‏ها و زمين را ضامن رساندن روزى به او قرار مى‏دهم:

«وكنتُ له من وراء تجارة كلّ تاجر»

همه تاجرها كنار بروند، خود من براى او تجارت مى‏كنم. چگونه خدا براى انسان تجارت مى‏كند، اين قدر زمينه‏هاى توفيق را براى انسان فراهم مى‏كند، كه انسان با فراهم شدن آن زمينه‏هاى توفيق، اين قدر كار خير از او سر مى‏زند كه در روز قيامت به او مى‏گويند: هر تعدادى را كه مى‏خواهى شفاعت كن؛ زيرا نزد ما آبرو و مايه دارى.

اين عمل نتيجه اتصال به الله و رحمان و رحيم مى‏باشد، به ما سفارش كردند كه در هيچ كارى بدون‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ وارد نشويد، يعنى بدون اتصال دادن خود به اولوهيت و رحمانيت و رحيميت وارد هيچ كارى نشويم. او مهربان عجيبى است.

 

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏

 

 

 

نظرات کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
comment *

کوچک و یا بزرگ بودن حروف اهمیتی ندارد
 مطالب مرتبط 
 بیشترین بازدید از مجموعه " سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان "  
Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR