چهارشنبه 3 خرداد 1391 - الاربعاء 2 رجب 1433  
الإمام علىّ (عليه السلام) : أعظَمُ الذُّنوبِ عِندَ اللهِ ذنبٌ أصَرَّ علَيهِ عامِلُهُ . امام على(عليه السلام) : بزرگترين گناه نزد خدا گناهى است كه مرتكبش بر آن اصرار ورزد. (غرر الحكم : 3131)
فهرست مطالب
 
در محضر استاد
 
نهى از سركشى و فساد

در پايان آيه شريفه بنى‏اسرائيل را از سركشى و فساد و طغيان و افساد كه از مصاديق بارز و خانمان سوزش اختلاف و ناسازگارى با يكديگر و جنگ و خون‏ريزى و نهايتاً تباه شدن جان و مال و ناتوان شدن بنيه جامعه و از دست رفتن اتحاد و وحدت است اكيداً نهى مى‏كند آنجا كه مى‏فرمايد:
از همه نعمت‏هائى كه به شما عطا كرده‏ام يا به سبب اين
اعمال, ادعیه و زیارات روز

- دعای توسل
- دعای توسل دیگر
- متن زیارت عاشورای معروفه
- فضیلت و اعمال ماه رجب
- اعمال مشترکه ماه رجب
- سایر اعمال ماه رجب
- اعمال لیله الرغائب
- اعمال مخصوص روزها و شبهای ماه رجب
- دعای روز سه شنبه
- زیارت امام زین العابدین, امام باقر, امام صادق (ع) در روز سه شنبه
- دعای فرج امام زمان (ع)
- دعاهای هر روز ماه رجب
- زیارت رجیبیه (الحمد الله الذی اشهدنا)

تازه های سایت
 
صوت متن و ترجمه استاد انصاریان بر روی قرآن سایت ...
زندگینامه تصویری استاد
تیزر معرفی دارالعرفان
گزارش سفر استاد انصاریان به ترکیه - 1389
گزارش سفر استاد انصاریان به اروپا - 1390
پخش زنده اماکن متبرکه
بخشی از سخنرانی استاد در بزرگداشت شهید پهلوان ...
مناسبت

در گذشت« ابوریحان بیرونی » دانشمند بزرگ مسلمان440ق

اشعار عرفانی استاد
تويي جان و تويي جانانم اي دوست
تويي درد و تويي درمانم اي دوست
به باغ عشق و صحراي محبت
تويي روح و تويي ريحانم اي دوست
  مقالات دینی و اخلاقی
1390/11/15 18:13:19 ارسال به دوستان    چاپ کد مطلب : 45469
تعداد بازدید : 276

پنج برنامه اخلاقى از پيامبر صلى الله عليه و آله‏

      

منابع مقاله:

کتاب : اهل بيت عليهم‏السلام عرشيان فرش نشين         

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مى‏كند كه آن حضرت فرمود: پنج چيز است كه تا لحظه مرگ ترك نمى‏كنم: پوشيدن لباس پشمى، سوار شدن بر الاغ بى‏پالان، غذا خوردن با بردگان، بافتن كفش با دستانم و سلام كردن به كودكان؛ تا پس از من سنّت شود «1».

 

يهودى با اخلاق پيامبر صلى الله عليه و آله مسلمان مى‏شود

حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السلام از پدران بزرگوارش از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت مى‏كند: شخصى يهودى چند دينار از رسول خدا صلى الله عليه و آله طلب داشت، اداى آن وام را از حضرت درخواست كرد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نمى‏توانم طلبت را بپردازم، يهودى گفت: تا نپردازى تو را رها نمى‏كنم، حضرت فرمود: در اين صورت كنارت مى‏نشينم و كنار او نشست تا جايى كه نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح را همان جا خواند.

اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله در مقام تهديد و ترساندن او برآمدند، حضرت به آنان نظر انداخته، فرمود: مى‏خواهيد در حق او چه كنيد؟ گفتند: اى رسول خدا! يك يهودى تو را اين گونه نزد خود حبس كند؟ حضرت فرمود:

پروردگارم مرا به ستم بر اهل ذمه و غير اهل ذمه مبعوث ننموده است.

هنگامى كه روز به نهايت رسيد، يهودى گفت: «أشهد أن لا إله إلّااللّه و أشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله» و بخشى از ثروتم را در راه خدا [بخشيدم‏]، اى پيامبر! به خدا سوگند! در حق تو اين سخت گيرى را روا نداشتم جز اينكه ببينم تو همان كسى هستى كه در تورات وصف شده‏اى؟

من در تورات در وصف تو خوانده‏ام: محمّد بن عبداللّه محل ولادتش مكه و محل هجرتش مدينه است. درشت‏خوى و خشمگين و فريادزن نيست وسخنش را به زشت‏گويى وگفتارش را به فحش نمى‏آلايد. من به وحدانيت خدا و نبوت تو شهادت مى‏دهم و اين ثروت من است، در آن به قانونى كه خدا نازل كرده است فرمان بران‏ «2».

 

وام بى‏بهره براى رفع نياز حاجتمند

حضرت امام صادق عليه السلام از پدر بزرگوارش حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت مى‏كند: نيازمندى به محضر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و از حضرت درخواست كمك كرد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آيا كسى هست كه وام بى‏بهره‏اى در دستش باشد؟ مردى از انصار از عشيره بنى حُبلى برخاسته، گفت: من چنين وامى را دارم، حضرت فرمود: چهار ظرف خرما به اين نيازمند بپرداز.

آن مرد انصارى چهار ظرف خرما را پرداخت. مرد انصارى بعد از مدتى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و پرداخت وامش را از پيامبر صلى الله عليه و آله درخواست كرد، حضرت فرمود: ان شاء اللّه در آينده پرداخت مى‏شود.

پس از مدتى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، حضرت باز هم فرمود: ان شاء اللّه در آينده پرداخت مى‏شود و چون بار سوم آمد حضرت فرمود: ان شاء اللّه در آينده پرداخت مى‏شود، [او به پيامبر صلى الله عليه و آله‏] عرضه داشت: يا رسول اللّه! اين ان شاء اللّه آينده را فراوان به من گفتى!

حضرت تبسم كرده، فرمود: آيا مردى هست كه وام بى‏بهره در اختيارش باشد؟ مردى برخاسته، گفت: يا رسول اللّه! در اختيار من هست، فرمود:

چه مقدار در اختيار دارى؟ گفت: هر چه بخواهى! فرمود: هشت ظرف به اين مرد بپرداز، مرد انصارى گفت: فقط چهار ظرف طلبكارم، حضرت فرمود: چهار ظرف ديگر هم براى تو «3».

 

غذا خوردن با تهيدستان‏

حضرت امام صادق عليه السلام از پدر بزرگوارش روايت مى‏كند: در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله تهيدستان به خاطر نداشتن خانه، شب‏ها را در مسجد به صبح مى‏رساندند.

پيامبر صلى الله عليه و آله شبى در مسجد كنار منبر در ظرفى سنگى با آن تهيدستان افطار كرده، و هم غذا شد و آن شب از بركت وجود پيامبر صلى الله عليه و آله سى نفر از غذايى كه در آن ديگ سنگى بود خوردند و باقى‏مانده غذا به همسرانش برگردانده شد «4».

 

زهد و قناعت‏

حضرت امام رضا عليه السلام از پدران بزرگوارش روايت مى‏كند كه رسول‏ خدا صلى الله عليه و آله فرمود: فرشته‏اى نزد من آمده، گفت كه: اى محمّد! پروردگارت به تو درود فرستاده، مى‏فرمايد اگر بخواهى، پهن دشت پر از ماسه و شن منطقه مكه را برايت طلا مى‏كنم، ولى آن حضرت سر به سوى حق برداشته، گفت: پروردگارا! يك روز سير مى‏مانم تا تو را سپاس و حمد گويم و يك روز گرسنه تا از تو درخواست و گدايى كنم! «5»

 

تواضع و فروتنى شگفت‏انگيز

ابن عباس مى‏گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله همواره روى زمين بدون فرش مى‏نشست، بر روى زمين غذا مى‏خورد و خود شير گوسپند را مى‏دوشيد و دعوت بردگان را بر سفره نان جوين مى‏پذيرفت‏ «6».

 

غم مردم داشتن‏

در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان اهل صفّه مؤمنى بود تهيدست و سخت نيازمند و محتاج، او همه نمازهايش را به رسول خدا صلى الله عليه و آله اقتدا مى‏كرد و هيچ يك از نمازهايش را بدون جماعت نمى‏خواند، پيامبر بزرگوار صلى الله عليه و آله دلش به حال او مى‏سوخت و غربت و نياز او را زير نظر داشت.

پيامبر بزرگوار صلى الله عليه و آله پيوسته به او مى‏فرمود: اى سعد! اگر چيزى به دست من برسد تو را بى‏نياز مى‏كنم.

دير زمانى گذشت و پيامبر صلى الله عليه و آله چيزى بدست نياورد از اين‏رو غم و اندوه‏ حضرت براى سعد زياد شد. خداى مهربان كه ناظر حال پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به سعد بود جبرئيل را با دو درهم فرو فرستاد، جبرئيل به پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند به غم و اندوه تو نسبت به سعد آگاه بود، آيا دوست دارى سعد را بى‏نياز كنى؟ فرمود: آرى، عرضه داشت: اين دو درهم را به او بده و بگو كه با آن تجارت كند.

حضرت دو درهم را گرفته، براى اداى نماز ظهر از خانه بيرون آمد در حالى كه سعد در انتظار پيامبر كنار در حجره‏هاى وى ايستاده بود.

پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: تجارت و داد و ستد را دوست دارى؟ گفت:

دوست دارم، ولى مايه و سرمايه‏اى ندارم، حضرت دو درهم را به او داد و فرمود: با اين پول تجارت كن و رزق و روزى الهى را به دست آر.

پيامبر صلى الله عليه و آله پس از خواندن نماز به سعد فرمود: از اين لحظه دنبال كار و تجارت برو كه من اندوه تو را داشتم.

سعد به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله دنبال تجارت رفت، جنسى را به يك درهم مى‏خريد و به دو درهم مى‏فروخت و به دو درهم مى‏خريد و مردم با اشتياق از او به چهار درهم مى‏خريدند.

به همين صورت دنيا به سعد رو آورد و مال و متاعش زياد شد وتجارت او چشمگير گشت تا اينكه بر در مسجد جايى را به چنگ آورد و تجارت خود را در آن گردآورى كرد تا جايى كه بلال اذان مى‏گفت و پيامبر صلى الله عليه و آله براى اداى نماز به مسجد مى‏آمد ولى سعد مشغول خريد و فروش بود، فرصت وضو گرفتن و آمدن به مسجد از دستش رفته بود، سعد ديگر سعد گذشته نبود.

حضرت روزى به او فرمود: اى سعد! آن چنان دنيا تو را مشغول كرده كه از نماز باز مانده‏اى آن هم نماز با پيامبر! آن حال و وضع گذشته كجا رفت؟

آن سير و سلوك چه شد؟! عرضه داشت: چه كنم، مالم را تباه كنم؟

چاره‏اى ندارم، به اين يكى مى‏فروشم بايد بهايش را از او بگيرم و از آن يكى مى‏خرم بايد بهايش را به او پرداخت كنم. حضرت از اين وضعى كه براى سعد پيش آمده بود غصه‏دار شد، غصه‏اى بيش از روزهاى تهيدستى او!

جبرئيل به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله آمده، گفت: اى محمّد! خداوند غمت را از جهت سعد مى‏داند آيا روزگار گذشته سعد را بيشتر دوست دارى يا وضع فعلى او را؟ فرمود: روزگار گذشته‏اش را بيشتر دوست دارم، اكنون در وضعى قرار گرفته كه دنيا دارد آخرتش را از بين مى‏برد، جبرئيل گفت: آرى، اين گونه عشق به دنيا و اموال و ابزارش چيزى جز فتنه و باز دارنده از آخرت نيست، عرضه داشت: به سعد بگو دو درهمت را كه به اودادى باز گرداند، وقتى آن را باز گرداند به روزگار اوّلش برمى‏گردد.

پيامبر صلى الله عليه و آله از خانه بيرون آمده، نزد سعد رفت و با محبتى خاص به او فرمود: اى سعد! نمى‏خواهى دو درهم ما را باز گردانى؟ عرضه داشت:

چرا، همراه با دويست درهم! حضرت فرمود: اى سعد چيزى جز آن دو درهم نمى‏خواهم!

سعد دو درهم را تقديم پيامبر صلى الله عليه و آله كرد، به تدريج وضعش عوض شد تا جايى كه هرچه فراهم آورده بود از دستش رفته، به حال اول بازگشت‏ «7».

 

نيكى بسيار در برابر ناسپاسى مردم‏

حضرت امام موسى بن جعفر عليهما السلام از پدرانش از اميرالمؤمنين‏

اهل بيت عليهم السلام‏ روايت مى‏كند كه: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله همواره و پيوسته بسيار نيكوكار و احسان كننده‏

بود كه نيكى و احسانش از سوى مردم سپاس‏گزارى نمى‏شد و نيكى او نسبت به قريش و عرب و عجم فراگير بود و ما اهل بيت‏ هم بسيار نيكوكار و احسان‏كننده هستيم كه نيكى ما سپاس‏گزارى نمى‏شود و مؤمنان برگزيده نيز مانند ما هستند «8».

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- الخصال: 1/ 271، حديث 13؛ وسائل الشيعة: 12/ 63، باب 35، حديث 15652؛ بحار الأنوار: 16/ 219، باب 9، حديث 11.

(2)- الأمالى، صدوق: 465، المجلس الحادى والسبعون، حديث 6؛ بحار الأنوار: 16/ 216، باب 9، حديث 5؛ مستدرك الوسائل: 13/ 407، باب 17، حديث 15741.

(3)- قرب الإسناد: 44؛ وسائل الشيعة: 9/ 435، باب 30، حديث 12422؛ بحار الأنوار: 16/ 218، باب 9، حديث 7.

(4)- قرب الإسناد: 69؛ بحار الأنوار: 16/ 219، باب 9، حديث 9.

(5)- عيون أخبار الرضا: 2/ 30، باب 31، حديث 36؛ بحار الأنوار: 16/ 220، باب 9، حديث 12.

(6)- الأمالى، طوسى: 393، حديث 866؛ بحار الأنوار: 16/ 222، باب 9، حديث 19.

(7)- الكافى: 5/ 312، باب النوادر، حديث 38؛ وسائل الشيعة: 17/ 401، باب 14، حديث 22845؛ بحار الأنوار: 22/ 122، باب 37، حديث 92.

(8)- علل الشرائع: 187.

 

نظرات کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
comment *

کوچک و یا بزرگ بودن حروف اهمیتی ندارد
 مطالب مرتبط 
 بیشترین بازدید از مجموعه " مقالات دینی و اخلاقی "  
Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR