|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
در آداب سرداب مطهر و كيفيت زيارت حجة اللّه
منابع مقاله: کتاب : ترجمه مفاتيح الجنان
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
در آداب سرداب مطهر و كيفيت زيارت حجة اللّه على العباد و بقية اللّه فى البلاد و الامام المهدى حضرت حجة بن الحسن صاحب الزمان (صلوات اللّه عليه و على آبائه) است
پيش از شروع بر مطلبى آگاهى مىدهم، كه در كتاب «هدّية»، از كتاب «تحيّة» نقل كرديم و آن مطلب اين است كه سرداب مطهّر داخل در خانه ان بزرگواران بود، و راه ورود به آن سرداب در قديم، يعنى پيش از بناى جديد، و ساختن صحن و قبّه و حرم، از پشت سر، نزديك به قبر نرجس خاتون بود، و شايد الآن در رواق باشد، از آنجا پايين مىرفتند، دالان طولانى تاريكى داشت، چون از انجا مىگذشتند به در سرداب غيبت مىرسيدند، كه اكنون آينهكارى شده، و از طرف قبله پنجرهاى به صحن عسكريّين باز مىشود، و آن در از وسط اين سرداب باز مىشد، كه اكنون جاى كاشىكارى ديوار آن را به صورت محرابى ساختهاند، و همه اعمال اين سه امام عليهم السّلام از يك حرم انجام مىشد، لذا شهيد اول در كتاب «مزار» بعد از زيارت عسگريين عليهما السّلام زيارت سرداب را ذكر كرده پس از آن زيارت نرجس خاتون را. در حدود يكصدسالواندى پيش از اين، مؤمن مؤيد، و انسان مسدّد، احمدخان دنبلى، صحن آن دو امام عليهما السّلام را به صورتى كه اكنون موجود است با هزينه كردن مبلغى گزاف جدا كرد، و براى آن روضه و قبّه عاليهاى ساخت، و براى سرداب مطهّر، صحنى جداگانه، و ايوان و راه و پلّهاى مستقل و دهليز و سردابى جدا، براى زنان بنا كرد، به شكلى كه الآن ديده مىشود، و راه اوليّه و پلهها و در سرداب به كلّى بسته شد، و نشانى از آنها نيست، و جايى براى بجا آوردن بعضى از آداب وارده نمانده است، ولى جايگاه قسمتى از زيارت، كه اصل سرداب شريف است تغييرى نكرده. اما درخواست اجازه ورود، و خواندن اذن دخول پس بايد بگويم براساس پىجويى در تمام زيارات و تصريح علما بر اين مسئله كه از هر درى كه ورود به حرم شريف هر امامى از انجا رسم شده خواندن اذن دخول را بايد رعايت كرد و در آن حرم محترم نبايد بدون اذن وارد شد. اكنون شروع به بيان كيفيت زيارت مىكنم، بدانكه اذن دخول ويژه سرداب مطهّر، همان زيارتى است كه پس از اين خواهد آمد و ابتداى آن «السّلام عليك يا خليفة اللّه» است. و در پايان آن اذن دخول گرفته مىشود، و بايد آن زيارت را، در كنار در سرداب، پيش از پايين رفتن دوم از باب زيارات نقل كرديم و اذن دخولى ديگر، علّامه مجلسى از نسخهاى قديمى نقل فرموده: كه اول آن اين عبارات است: «اللّهمّ انّ هذه بقعة طهّرتها و عقوة شرّفتها» كه ما نيز آن را پس از اذن دخول عام نقل كرديم، به آنجا رجوع كن [صفحه 490] و به آن جملات اذن دخول بطلب، پس از آن وارد سرداب مطهّر شو، و حضرت را به آنچه خود دستور العمل دادهاند زيارت كن، چنانكه شيخ جليل احمد بن ابى طالب طبرسى در كتاب شريف «احتجاج» روايت كرده كه از ناحيه مقدّسه، به سوى محمّد حميرى پس از جواب مسائلى كه از آن حضرت پرسيده بود، اين مضمون شرف صدور يافت: به نام خدا كه رحمتش بسيار و رحمتش هميشگى است، نه فرمانش را تعقل مىكنيد، و نه از اوليايش مىپذيريد، حكمتى است رسا، ولى بيم دادنها سودشان ندهد، سلام بر ما و بر بندگان شايسته خدا. هرگاه خواستيد به وسيله ما به سوى خداى تبارك و تعالى و به سوى ما توجه كنيد، پس بگوييد چنانكه خداى تعالى فرموده است: سلام بر خاندان يس، سلام بر تو اى دعوتكننده به سوى خدا، و آگاه به آياتش، سلام بر تو اى باب و سياستمدار دينش، سلام بر تو اى خليفه خدا و ياور حقّش، سلام بر تو اى حجّت خدا، و راهنما به سوى ارادهاش، سلام بر تو اى تلاوتكننده كتاب خدا و تفسيركنندهاش، سلام بر تو در تمام ساعات شب و روز، سلام بر تو اى بجا مانده خدا در زمينش، سلام بر تو اى پيمان خدا كه آن را برگرفت و محكمش كرد، سلام بر تو اى وعده خدا كه آن را ضمانت نمود، سلام بر تو اى پرچم برافراشته و دانش سرريز، و فريادرس و رحمت گسترده، و وعده بىدروغ، سلام بر تو هنگامىكه بر مىخيزى، سلام بر تو زمانىكه مىنشينى، سلام بر تو وقتى كه مىخوانى و بيان مى كنى، سلام بر تو هنگامىكه نماز مىخوانى و قنوت بجا مىآورى، سلام بر تو زمانىكه ركوع و سجود مىنمايى، سلام بر تو وقتى كه تهليل و تكبير مىگويى سلام بر تو هنگامى كه سپاس و استغفار مىنمايى، سلام بر تو زمانىكه صبح و شام مىكنى، سلام بر تو در شب هنگامىكه مىپوشاند، و در روز وقتىكه آشكار مىشود، سلام بر تو اى پيشواى امين، سلام بر تو اى پيش نهاده آرزو شده، سلام بر تو به همه سلامها، تو را گواه مىگيرم اى مولايم، كه گواهى مىدهم معبودى جز خدا نيست، يگانه است و شريكى ندارد، و محمد بنده و فرستاده اوست، محبوبى جز او و اهل بيتش نيست و تو را گواه مىگيرم اى مولايم، بر اينكه على امير مؤمنان و حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر، و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على، حجّتهاى خدايند و گواهى مىدهم كه تو حجّت خدايى، شما آغاز و انجام هستيد، و همانا بازگشت شما حق است، ترديدى در آن نيست، روزى كه كسى را ايمانش سود نبخشد، كه پيش از اين ايمان نياورده بود يا در ايمانش كسب خيرى نكرده بود، و گواهى مىدهم كه مرگ، و ناكر و نكير و زنده شدن و برانگيختن و صراط و كمينگاه و ميزان و گرهآوردن و حساب و بهشت و دوزخ و وعده تهديد به هر دو حق است اى مولاى من، بدبخت شد كسىكه با شما مخالفت ورزيد، و خوشبخت شد كسىكه از شما اطاعت كرد، پس گواه باش بر آنچه تو را بر آن گواه گرفتم، و من دوست تو، و بيزار از دشمن توام، پس حق آن است كه شما به آن خشنود شديد، و باطل آن است كه شما از ان ناخشنود گشتيد، و معروف آن است كه شما به آن امر فرموديد، و منكر آن است كه شما از آن نهى كرديد، پس نهاد من مؤمن به خداى يگانه بىشريك، و به رسول او، و به امير مؤمنان و به شماست اى مولاى من، به آغاز و انجام شما، و يارىام براى شما آماده، و دوستىام نسبت به شما بىآلايش است، اجابت فرما، اجابت فرما. و پس از آن، اين دعا خوانده شود: خدايا من از تو مىخواهم كه بر محمّد پيامبر رحمتت، و كلمه نورت درود فرستى، و پر كنى دلم را با نور يقين، و سينهام را با نور ايمان، و فكرم را با نور تصميم، و ارادهام را با نور دانش، و نيرويم را با نور عمل، و زبانم را با نور راستى، و دينم را با نور بينايى از سوى خود، و يدهام را با نور روشنايى، و گوشم را با نور حكمت، و مؤدّتم را با نور دوستى محمّد و خاندانش (درود بر ايشان) تا ديدارت كنم درحالىكه به عهد و پيمانت وفا كردهام، پس فرا بگيرد رحمتت مرا اى سرپرست و اى ستوده، خدايا درود فرست بر محمّد [نا مبارك امام دوازدهم]، حجّتت در زمينت، و خليفهات در كشورهايت، و دعوتكننده به راهت، و قيامكننده به عدلت، و انقلابكننده به فرمانت، دوست اهل ايمان و نابودكننده كافران، و زداينده تاريكى، و روشنىبخش حق، و گوياى به حكمت و راستى، و كلمه كاملت در زمين، آن منتظر بيمناك، و ولىّ خيرخواه، كشتى نجات، و پرچم هدايت، و روشنى ديدگان مردم، و بهترين كسىكه جامه و رداى خلافت پوشيد، و زداينده كوردلى، كه زمين را پر از عدلوداد مىكند، چنانكه از ستم ستمكاران پر شده كه تو بر هرچيز توانايى. خدايا درود فرست بر ولىّات و فرزند اوليايت، آنانكه اطاعتشان را لازم نمودى و حقّشان را واجب كردى، و پليدى را از ايشان زدودى، و پاكشان نمودى پاك ساختنى درخور. خدايا او را يارى كن، و به وسيله او براى دينت پيروزى آور، و اوليايت، و اوليايش، و پيروان و يارانش را، به سبب او يارى ده. خدايا پناهش ده از شرّ هر متجاوز و سركش، و از شرّ تمام آفريدگانت، و او را محافظت فرما از پيش رو و پشت سرش، و از راستوچپ، و از او پاسدارى كن، و از اينكه به او آسيبى رسد نگهدارىاش فرما، و حفظ كن بوسيله او رسول و خاندان رسولت را، و عدالت را به وسيله او آشكار نما، و او را به پيروزى تاييد كن، و ياورش را يارى ده، و واگذارندهاش را به خوارى نشان و شكنندهاش را بشكن، و به وسيله او گردنكشان كفر را درهم بكوب، و كافران را به قتل برسان و منافقان و همه بىدينان را از ميان برادر هر كجا كه باشند، از مشارق و مغارب زمين، و خشكى و درياى كره خاك، و به وسيله او زمين را از عدالت پر كن، و دين پيامبرت را به او نمايان ساز، خدايا قرار ده مرا از ياوران، و كمككاران و پيروان و شيعيانش، و به من بنمايان در باره خاندان محمد (درود بر ايشان)، آنچه آنان آرزو دارند، و درباره دشمنانشان آنچه از ان پرهيز مىنمايند اى معبود حق آمين، اى صاحب بزرگى و بزرگوارى، اى مهربانترين مهربانان. زيارتى ديگر: به نقل از كتابهاى معتبر علما، و ان اينكه بر در حرم آن حضرت بايست و بگو: سلام بر تو اى خليفه خدا و خليفه پدران راه يافتهاش، سلام بر تو اى وصىّ جانشينان گذشته، سلام بر تو اى نگهبان رازهاى پروردگار جهانيان، سلام بر تو اى باقيمانده خدا از زبده برگزيدگان، سلام بر تو اى فرزند نورهاى درخشان، سلام بر تو اى فرزند پرچمهاى خوشنما، سلام بر تو اى فرزند عترت پاكيزه، سلام بر تو اى سرچشمه علوم نبوى سلام بر تو اى درگاه خدا كه آمده نشود جز از آن، سلام بر تو اى راه خدا، كه هر كه جز آن پيمود، هلاك شد، سلام بر تو اى نظركننده به درخت طوبى و سدرة المنتهى، سلام بر تو اى نور خدا كه خاموش نگردد، سلام بر تو اى حجّت خدا كه پنهان نماند، سلام بر تو اى حجّت خدا بر هر كه در زمين و آسمان است، سلام بر تو سلام كسىكه تو را شناخته، به آنگونه كه خدا تو را به آن شناسانده، و تو را وصف كرد، به برخى اوصافت، كه تو سزاوار آنى، و برتر از آنى. گواهى مىدهم كه تو حجّتى بر آنانكه در گذشتهاند و آنانكه ماندهاند، و اينكه گروه تو گروه پيروز، و دوستانت دوستان رستگار، و دشمنانت زيانكارند و تو خزانهدار هر دانشى، و گشاينده هر بستهاى، و بپادارنده هر حقىّ، و باطلكننده هر باطلى، من به تو راضى شدم اى مولايم براى پيشوا بودن، و راهنما و سرپرست و رهبرى، و ديگرى را به جاى تو نجويم، و به غير تو سرپرستى نگيرم گواهى مىدهم كه تويى آن حق ثابت، كه عيبى در آن نيست، و وعده خدا در باره تو حقّ است، و من به خاطر طول غيبت و درازاى مدت، شك نمىكنم، و با آنانكه تو را نشناختند و به تو جهل ورزيدند، سرگردان نشوم، منتظر و متوّقع روزهاى توام و تويى شفاعتكنندهاى كه با تو نزاع نشود، و سرپرستى كه مزاحمتى برايت ايجاد نگردد، خدا تو را براى دين، و عزّت مؤمنان، و انتقام از منكران بيرون رفته از دين مهيّا نمود. گواهى مىدهم كه به وسيله ولايتت اعمال پذيرفته مىشود، و كردار پاك مىگردد، و خوبيها چند برابر گردد، و بديها از بين مىرود، پس هركه ولايتت را آورد و به امامتت اعتراف نمود، اعمالش پذيرفته شود، و گفتههايش مورد تصديق قرار گيرد، و خوبيهايش چند برابر گردد، و بديهايش محو شود، و هركه از ولايتت منحرف شد، و به شناختت جهل ورزيد، و تو را با ديگرى عوض كرد خدا او را با صورتت به آتش دراندازد، و عملى را از او نپذيرد، و براى او در قيامت ميزان سنجشى بر پا نكند خدا و فرشتگان و تو را اى مولايم به اين حقايق، كه ظاهرش مانند باطن آن و نهانش چون آشكار آن است گواه مىگيرم و تو ر اين و بر آن گواهى، و آن عهد من با تو، و پيمانم نزد توست، زيرا تويى نظام دين و رييس پرهيزگاران، و عزّت يكتاپرستان، و به همين معنا پروردگار جهانيان به من دستور داده، پس اگر روزگارها طولانى گردد و عمرها امتداد يابد، مرا نيفزايد درباره تو جز يقين، و نسبت به تو جز محبت، و بر تو جز توكل، و اعتماد، و براى ظهورت جز توقع و انتظار، و براى جهادم در پيشگاهت چشم براهى، پس جان و مال و فرزند و خاندام و همه آنچه را خدا به من داده، پيش رويت و در مقابل امر و نهيت نثار مىكنم، مولاى من، اگر دوران درخشان و پرچمهاى روشنت را درك كنم پس من همان بنده دست به كار امر و نهى توام، كه شهادت پيش رويت و كاميابى تو را به آن آرزو مىكنم، مولاى من اگر مرگ پيش از ظهور تو مرا دريابد، من به تو و پدران پاك تو به خدا متوسل مىشوم، و از او مىخواهم كه بر محمّد و خاندان محمد درود فرستد، و براى من بازگشت دوباره به دنيا در زمان ظهورت، و رجوعى در دورانت منت فرمايد، تا به خاطر طاعتت به مقصودم برسم، و زخم قلبم را از دشمنانت شفا دهم، مولاى من، براى زيارتت ايستادهام، ايستادن خطاكاران، پشيمانان، بيمناكان، ترسيدگان از عذاب پروردگار جهانيان، و حال اينكه به شفاعتت اعتماد كردهام، و به دوستى و شفاعتت اميدوار شدهام، به خاطر محو شدن گناهانم، و پردهپوشى عيبهايم، و آمرزش لغزشهايم، پس براى دوستت اى مولاى من، در مقام تحقق آروزيش يار باش، و آمرزش لغزشش را از خدا بخواه، كه او به ريسمان محبّتت آويخته، و به ولايتت تمسّك جسته، و از دشمنانت بيزارى نموده. خدايا بر محمد و خاندانش درود فرست، و آنچه را به ولىّات وعده دادهاى وفا كن. خدايا سخنش را آشكار كن، و دعوتش را والا گردان، و بر دشمنش و دشمنت پيروز فرما، اى پروردگار جهانيان. خدايا درود فرست بر محمد و خاندان محمد، و سخن كاملت و پنهانشده در زمينت آن بيمناك نگران را آشكار كن. خدايا او را يارى ده يارى نيرومند، و بگشا برايش گشايشى آسان، خدايا دين را پس از گمنامى به وسيله او نيرومند گردان، و حق را پس از غروب، به دست او طالع فرما، و تاريكى را به وسيله او برطرف نما، و سختى را به وسيله او برطرف كن، خدايا كشورها را به او ايمن گردان، و بندگان را به وسيله او هدايت كن. خداايا پر كن زمين را به وجود او از عدلوداد، چنانكه از ستم و بيداد پر شده، كه تو شنوا و پاسخدهندهاى. سلام بر تو اى ولىّ خدا، به دوستت براى ورود به حرمت اجازه ده، درودها، و رحمت و بركات خدا بر تو و پدران پاك تو. آنگاه نزد سرداب غيبت آن حضرت برو، و بين دو در بايست، و درها را با دست خود بگير، و صدا را در سينه رفت و برگشت بده، همانند كسىكه اجازه وارد شدن مىخواهد، و «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» بگو، و به آرامى، و با حضور قلب پايين برو، و در فضاى سرداب دو ركعت نماز بخوان، سپس بگو: خدا بزرگتر است، خدايا بزرگتر است، خدا بزرگتر است، معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگتر است، و سپاس خاص خدا است، سپاس خدا را، كه ما را به سوى اين حقيقت راهنمايى فرمود، و دوستان و دوشمنانش را به ما شناساند، و ما را به زيارت امامانمان موّفق نمود، و ما را از دشمنان و كينهورزان، و از غلوكنندگان و معتقدان به واگذارى همه امور هستى به اهل بيت، و از شكداران و كوتاهىكنندگان در حق امامان قرار نداد. سلام بر ولىّ خدا، و فرزند اوليايش، سلام بر ذخيره الهى براى كرامت اولياى حق، و تارومار نمودن دشمنان خدا، سلام بر نورى كه اهل كفر خاموشىاش را خواستند، ولى خدا نخواست جز آنكه نورش را در عين ناخوش داشتن آنان كامل گرداند، و آن را با زندگى طولانى تأييد كند، تا حق را به دست او علىرغم دشمنان ظاهر نمايد، گواهى مىدهم كه خدا تو را در خردسالى برگزيد، و علومش را براى تو در بزرگسالى كامل كرد، و تو زندهاى و نمىميرى، تا معبودى ساختگى، و سركشان را از ميان بردارى. خدايا درود فرست بر او و بر خدمتكاران، و يارانش، به گاه غيبت و دورىاش، و او را بپوشان پوشاندنى نيرومند، و براى او پناهگاه محكمى قرار ده، او پايمالى و فشارت از خدا بر دشمنانش سخت گردان، و دوستان و زائرانش را نگهبان باش، خدايا چنانكه دلم را با يادش آباد قرار دادى، پس اسلحهام را در جهت يارىاش بركشيده گردان، و اگر مگى كه بر بندگانت حتم قرار دادرى و با آن بر آفريدههايت علىرغم آنان قدرت نمايى كردى، بين من و ديدارش پرده گردد، پس مرا به هنگام ظهورش برانگيز، تا از گورم سر برآورم، درحالىكه كفن پوشيدهام، در پيش رويش به جهاد برخيزم، در صفى كه در قرآنت، بر اهل آن ستايش نمودى، و فرمودى گويى آنان بناى استوارند. خدايا انتظار ما طولانى شد، و ناپاكان ما را شماتت كردند، و به دست آوردن پيروزى بر ما سخت گشت. خدايا جمال باميمنت ولىّات را در زنده بودنمان، و پس از مرگ به ما بنمايان. خدايا به تو تسليم مىشوم به بازگشت پيش روى صاحب اين بارگاه، فرياد، فرياد، فرياد، اى صاحب زمان در مسير پيوند با تو، از دوستان صميمىام بريدم، و براى زيارت تو، وطنها را ترك كردم، و كارهايم را از اهل شهرها پنهان نمودم، تا تو شفيع باشى نزد پروردگارت و پروردگارم، و پيش پدرانت و سرورانم، در خوبى توفيق براى من، و فراوانى نعمت برايم، و روان شدن احسان به سويم. خدايا بر محمّد و خاندان محمّد ملازمان حق و راهبران خلق درود فرست، و آنچه از تو خواستم به اجابت رسان، و آنچه در دعايم به زبان نياوردم، از صلاح دين و دنيايم به من عطا كن، به درستى كه تو ستوده و بزرگوارى، و درود خدا بر محمّد و خاندان پاكش باد. آنگاه وارد صفّه شو، و دو ركعت نماز بخوان و بگو: خدايا بنده زائرت در درگاه ولى زيارت شده توست، كه اطاعت او را بر همگان از برده و آزاد واجب ساختى، و دوستانت را به وسيله او از عذاب دوزخ نجات دادى، خدايا اين زيارت را زيارتى پذيرفته قرار ده زيارتى با دعاى مستجاب، از تصديقكننده به ولىّات، تصديقى بدون شكوترديد، خدايا آن را آخرين عهد و زيارت نسبت به او قرار مده، و آمدنم را به زيارتگاه او و زيارت پدر و جدّش را قطع مكن، خدايا عوض آنچه در اين مسير خرج كردم به من عنايت كن، و براى من سودبخش قرار ده آنچه در دنيا و آخرتم نصيب من كردى، و نيز سودمند قرار ده براى برادرانم و پدر و مادرم، و همه خانوادهام تو را به خدا مىسپارم، اى امامى كه به وسيله او اهل ايمان رستگار مىشوند، و به دست او كافران و تكذيبكنندگان به هلاكت مىرسند، اى مولاى من اى فرزند حسن بن على، به جانب تو و پدر و جدّت براى زيارت آمدم، درحالىكه به رستگارى به وسيله شما يقين دارم، و به امامت شما معتقدم، خدايا اين شهادت و اين زيارت را براى من، نزد خوت در برترين جايگاهها ثبت كن، و مرا به آنجا كه شايستگان رسيدند برسان، و مرا به دوستى آنان منفعت بخش، اى پروردگار جهانيان. زيارت ديگر: از زيارتهاى حضرت صاحب الامر: زيارتى است كه سيد ابن طاووس نقل كرده است كه در آن مىگويى: سلام بر حق تازه، و عالمى كه دانشش نابود نگردد، سلام بر حياتبخش مؤمنان، و نابودكننده كافران، سلام بر مهدى امّتها، و جمعكننده سخنها، سلام بر يادگار گذشتگان و صاحب شرافت، سلام بر حجّت معبود، و سخن [خداى] ستوده، سلام بر عزيزكننده دوستان و خواركننده دشمنان، سلام بر وارث پيامبران، و خاتم جانشينان، سلام بر قيامكننده مورد انتظار، و عدل آشكار، سلام بر شمشير بركشيده، و ماه درخشان، و نور غالب سلام بر آفتاب تاريكى، و ماه تمام، سلام بر بهار مردمان، و شادابى و سرسبزى ايام، سلام بر شمشير برّان، و شكافنده سرها، سلام بر دين رسيده از جانب حق، و كتاب نگاشته، سلام بر باقى مانده خدا در كشورهايش، و حجّت او بر بندگانش، آنكه ميراث پيامبران به او رسيده، و آثار برگزيدگان نزد او سپرده است، آن امين بر راز، و ولىّ امر، سلام بر مهدى كه خداى عزّ و جلّ امّتها را به وجود او وعده داد، كه به وسيله او سخنها را جمع كند، و پراكندهها را گرد آورد، و زمين را به او پر از عدلوداد نمايد، و به او جايگاه و قدرت دهد، و وعدهاش را به اهل ايمان به وسيله او وفا كند، اى مولاى من، گواهى مىدهم كه تو و امامان از پدرانت، امامان و سرپرستان من هستيد، هم در دنيا و هم روزى كه گواهان بپا مىخيزند، از تو مىخواهم اى مولاى من كه از خداى تبارك و تعالى بخواهى، اصلاح كارم، و برآمده شدن حاجاتم، و آمرزش گناهانم را، و اينكه دستم را بگيرى، در دين و دنيا و آخرتم، و همچنين دست برادران و خواهرانم، و همه مردان و زنان مؤمن را، به درستى كه او آمرزنده و مهربان است. آنگاه نماز زيارت را آنچنانكه پيش از اين ذكر كرديم بجاى آر، يعنى دوازده ركعت كه پس از هر دو ركعت سلام داده، و پس از پايان نمازها تسبيح حضرت زهرا، و هديه نمودن آن به محضر حضرت است و پس از فراغت نمازها بگو: خدايا درود فرست بر حجّتت در زمينت، و خليفهات در كشورهايت، و دعوتكننده به راهت، و قيام كننده به عدالتت، و كامياب به فرمانت، و سرپرست مؤمنان، و نابودكننده كافران، و زداينده تاريكى، و نوربخش حق، و آشكارگوى به حكمت و پند نيكو و راستى، و كلمهات و گنجينهات، و ديدهات در زمين آن نگران بيمناك، و ولىّ خيرخواه، كشتى نجات، و پرچم هدايت، و نور ديدگان مردم، و بهترين كسىكه پيراهن و قباى خلافت پوشيد، و تنها، و انتقامگيرنده خون مظلوم، و گشاينده غم، و زداينده اندوه، و برطرفكننده بلا درودهاى خدا بر او و پدرانش، امامان راهنما، و پيشروان با ميمنت، تا گاهى كه ستارگان سحر سرزند، و درختان برگ دهد، و ميوهها برسد، و شبوروز رفتوآمد نمايد، و پرندگان نغمهسرايى كنند. خدايا ما را به دوستىاش منفعت ده، و در گروهش و زير پرچمش محشور كن، اى معبود حق، آمين اى پروردگار جهانيان.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR |