|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت علمی استاد حسین انصاریانپاسدارى از مرزهاى اعتقادى و اخلاقى مكتب تشيع و تبليغ و ترويج معارف اهل بيت عليهم السلام مرهون مجاهدت عالمانى است كه با درك درست از توان و قابليتهاى خداداى و تعريف جايگاه خود، بر اساس تكليف در هر عصر و زمانى برگى از تاريخ تشيع را به خود اختصاص دادهاند. در تورق تاريخ حوزههاى تشيع به نام بزرگانى برمىخوريم كه در يكى از عرصههاى پژوهش، آموزش، و يا «تبليغ» و يا همهى آنان، چون ستارگانى تابناك مىدرخشند. انديشمند محقق حضرت علامه استاد حسين انصاريان «دام عزه الشريف» كه امروز از برجستگان و نامآوران عرصهى «تبليغ»به شمار مىآيند در دو عرصهى «پژوهش» و «آموزش» نيز براى قشر فرهيخته خواص جامعه عالمى شناخته شده است اما متأسفانه اين دو بعد از زندگى علمى و معنوى ايشان در بين عامهى مردم به دليل گستردگى فعاليتهاى تبليغى ناشناخته باقى مانده است، او كه بر اساس احساس تكليف و نياز جامعه، به خاطرحركتهاى ضد ارزش و ضد دينى رسانههاى رژيم ستم شاهى، رسالت خود، بر دفاع از دين و ارزش هاى مكتب در جايگاه وعظ و خطابه ترسيم كرده بود، و به خاطر همين رويكرد، همواره مورد تشويق مراجع عظام تبليغ و بزرگان دين قرار گرفت هرگز در محافل پژوهشى و آموزشى به معرفى خود نپرداخت. اگر از نقش استاد حسين انصاريان در عرصهى «آموزش» تنها به الگوگيرى صدها طلبه جوان در زاويهى ديد و چگونگى ورود و خروج اين استاد به مباحث دينى به ويژه در وعظ و خطابه و استفادهى صدها تن از مبلغان و وعاظ و سخنرانان از صدها نوار و نوشتار ايشان براى مخاطبان خود در سطوح علمى گوناگون بسنده كنيم و قضاوت را به اهل اين عرصه بسپاريم به جرأت مىتوان گفت: اين عالم فرزانه كه بيشتر مردم او را تنها به منبرهاى عالمانه، صداى دلنشين و روضههاى عارفانه مىشناسند؛ در عرصهى پژوهش و نگارش، پژوهشگر و نويسندهاى گمنام به شمار مىآيد، كه حق و جايگاه او در اين عرصه از سوى جامعهى علمى ما ادا نشده است. استاد انصاريان كه در 18 آبان ماه سال 1323 ه. ش در شهر مذهبى و عالمپرور خوانسار و در خانوادهاى مذهبى و عالمپرور «انصاريان» ديده به جهان گشود، از همان سنين كودكى با ديدن چهرهى نورانى مرجع عالىقدر آيتالله العظمى سيدمحمدتقى خوانسارى تصميم خود را براى پوشيدن رداى مقدس تبليغ دين و معارف اهل بيت عليهم السلام را گرفت. مهاجرت خانوادهى استاد از خوانسار به تهران و سكونت وى در خيابان خراسان و در يكى از محلههاى مذهبى اين شهر، فصل جديدى را در زندگى او رقم زد، آشنايى استاد انصاريان در اين منطقه با عالم ربانى و متخلق به اخلاق الهى آيه الله حاج شيخ علىاكبر برهان «رحمه الله» و تحصيل در مدارس ابتدايى و راهنمائى و دبيرستان تحت پوشش انديشههاى اين عالم، نقش محورى را در شكلگيرى شخصيت علمى و معنوى وى ايفا كرد، شخصيتى كه هنوز استاد هم از او به يگانه دوران ياد مىكند. جذابيت معنوى آيتالله العظمى محمدتقى خوانسارى «رحمه الله»، آيه الله حاج سيدمحمدعلى ابن الرضا خوانسارى در كودكى، سيره و سلوك آيهالله حاج شيخ علىاكبر برهان و آيهالله سيدمحمدتقى غضنفرى و آيهالله سيدحسين علوى خوانسارى در ايام نوجوانى در كنار جذبههاى معنوى و اخلاقى حكيم آيت الله الهى قمشهاى كه در دوارن دبيرستان در درس اخلاق وى شركت مىكرد موجب شد تا استاد انصاريان پس از مشورت با حكيم آيه الله الهى قمشهاى «رحمه الله» دروس طلبگى را آغاز كند و با ورود به حوزهى علميه به آرزوى ديرينه خود جامهى عمل بپوشاند. خبر طلبه شدن استاد براى برخى از روحانيون منطقهى خوانسار به قدرى خوشايند بود كه علماء آن منطقه ايشان را فوق العاده مورد تقدير و تشويق قرار دادند استاد انصاريان در حوزهى علميه تهران پس از گذراندن دروس ادبيات و اتمام معانى و بيان و بديع نزد حجه الاسلام و المسلمين جوادى درس خصوصى معالم الاصول را نزد عالم ربانى حضرت آيهالله ميرزاعلى فلسفى «رحمه الله» به پايان برد ، پس از اتمام اين مقدمات حضرت استاد آماده هجرت به شهر جهاد و علم و اجتهاد بارگاه نورانى حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها شدند. استاد انصاريان در حوزه علميه قم از دروس معنوى و عرفانى آيت الله حاج شيخ عباس طهرانى رحمه الله و حاج آقا حسين فاطمى بهره مند و به دست مبارك آيت الله حاج شيخ عباس طهرانى ملبس شد. در حوزهى علميه قم، رسائل، مكاسب و كفايه نزد آيات عظام فاضل لنكرانى (ره)، اعتمادى، صالحى نجفآبادى و صانعى فرا مىگيرد و پس از اتمام سطوح عاليه در درس خارج آيات عظام، سيد محمد محقق داماد، حاج شيخ حسينعلى منتظرى، شيخ ابوالفضل نجفى خوانسارى، حاج ميرزا هاشم آملى حاضر شد و مباحث حكمت را از محضر آيه الله انصارى شيرازى و مرحوم اشكورى آموخت. ثمره ى سالها درس و بحث استاد انصاريان در حوزهى قم در اجازهنامههاى علمى و روايى از محضر بزرگانى چون آيهالله العظمى ميلانى، آيهالله العظمى آخوند ملا على معصومى همدانى، آيهالله العظمى سيداحمد خوانسارى، آيهالله العظمى امام خمينى (ره)، آيهالله العظمى گلپايگانى، آيهالله العظمى مرعشى نجفى، آيه الله ميرزا خليل كمره اى، آيهالله العظمى فاضل لنكرانى خود را نشان مىدهد. اما ميوهى سالها تلاش او در درس و بحث و زيارت بارگاه فاطمه معصومه سلام عليها و اساتيد اخلاق و عرفان، زاويه ديد و معرفتى از قرآن و عترت بود كه در خطابهها و نوشتارهاى وى به ظهور رسيد و عاشقان مكتب اهلبيت عليهم السلام را سيراب كرد. چندين هزار مجلس سخنرانى و تبيين معارف الهى بر پايه اصيل ترين منابع علمى شيعه كه دستاورد آن بيش از نه هزار نوار سخنرانى بىتكرار است و بيش از يكصد جلد تأليف پژوهشى در حوزه هاى مختلف علوم دينى است. بر كسى پوشيده نيست، ترجمه تخصصى است، كه هر كس را صلاحيت ورود به عرصهى آن نيست، چرا كه گذشته از ممحض بودن فرد در آن و تلاش براى تسلط بر دو زبان مبدء و مقصد، نيازمند احاطه كامل به موضوع و درك درست از واژگان و مفاهيمى است كه مترجم بتواند با استخدام آنان امانتدار زبان مبدء و انتقال معانى و مفاهيم هم به مخاطب باشد. ترجمهى «قرآن مجيد»، «نهجالبلاغه»، «صحيفهى سجاديه» و «مفاتيح الجنان» از سوى استاد به گونهاى در جامعهى علمى، ادبى خود را به منصه ظهور رسانده است كه گويى استاد تمام عمر خود ممحض در حوزهى ترجمه بوده است. تسلط استاد بر ادبيات عرب و ادبيات فارسى و درك درست از معانى و مفاهيم قرآن و كلام اهل بيت عليهم السلام موجب شده است تا استاد بهاءالدين خرمشاهى در كتاب «بررسى ترجمههاى امروزين فارسى قرآن كريم» پس از نقد و بررسى اين ترجمه در جمعبندى نهايى آن، قضاوت انديشمندان و منتقدان و قرآن پژوهان و نيز برداشت خود را اين گونه به پايان برد. «آن را ترجمهاى موفق و مفهوم و داراى كمترين ميزان لغزش و سهو علمى، ارزيابى مىكنند، چنان كه ارزيابى ماهم همين است و اين ترجمه را از بهترين ترجمههاى عصر جديد مىدانيم» همچنين استاد بهاءالدين خرمشاهى اضافى مى نمايد: «شايد خوانندگان گرامى از اين ارزيابى انتقادى كه بيشتر محسنات و موفقيتهاى ترجمه و مترجم را بيان مى كند قدرى تعجب كنند كه با مقاله هاى ديگر همين كتاب هم فرق دارد. پاسخش اين است كه نگارنده اين سطور برگه دانى دارد كه دهها مورد از لغزشگاه هاى ترجمه را در آنجا طبق نظم و ترتيب قرآنى سوره ها و آيه ها آورده است و در ارزيابى انتقادى هر ترجمه اى به آن مراجعه مى كند. حال اين از حسن و ميزان بالاى درجه دقت ترجمه ایشان استکه در اغلب مواردگرفتار لغزشها در ترجمه نشده اند و نقد نيز فقط گفتن و بر شمردن و جست و جو كردن كژيها و كاستيها نيست و اخلاق و انصاف، پوشيده داشتن محسنات را روا نمى دارد» تسلط استاد بر معارف الهى و موضوعات دينى و برداشتهاى عالمانه و عارفانه ايشان از آيات و روايات و ادعيهى مأثوره از اهلبيت عليهم السلام موجب شده است كه كتب ايشان مورد استقبال تشنگان معارف وحيانى و اهل بيت عليهم السلام در خارج از كشور قرار گيرد. ترجمهى دهها جلد از كتابهاى استاد انصاريان به زبانهاى عربى، اردو، انگليسى، تركى استامبولى، نام اين استاد ترجمه را نيز در فهرست اساتيدى قرار داده است كه كتابهايش به زبانهاى زندهى دنيا هم ترجمه شده است. انس و الفت معنوى استاد انصاريان از دوران طفوليت با «قرآن»، «نهجالبلاغه»، «صحيفهى سجاديه» و «مفاتيح الجنان» كه با گذشت زمان به تلاش براى ارتباط با معانى و مفاهيم اين كتب الهى و نورانى انجاميد به منبع اصلى مباحث و سخنرانيها و نوشتارهاى ايشان تبديل شد، تكرار واژهها و مفاهيم نورانى و تحقيق و تتبع در كشف معانى برداشتهاى نوين از اين كتب در طى سالهاى متمادى او را به سمت تفسير و شرحى از آيات و روايات و نيز ادعيهى مأثور از اهلبيت عليهم السلام رساند كه از لطافتها و ظرافتهاى خاص به خود برخوردار است تا جايى كه مرجع فقيد آيتالله العظمى فاضل لنكرانى در تاريخ 4/ 9/ 1385 پيرامون تفسيرحكيم استاد انصاريان مرقوم فرمودهاند. انصاف آن است كه توجه به وسعت اطلاع وى (استاد انصاريان) از معارف و احاطه بسيار خوبى كه به مضامين آيات و روايات دارند نكات جالب و بديعى را در اين تفسير از خود به جاى گذاشتهاند».
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR |