پنجشنبه 20 بهمن 1390 - الخميس 16 ربيع الاول 1433  
7 ـ امام مهدى (عليه السلام) : أنَا خَاتِمُ الأوصياءِ وَبي يَدفَعُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ البَلاءَ عَن أَهلي وَشِيعَتِي . من آخرين وصى هستم و خداوند به واسطه من بلا را از پيروان و شيعيان من دور مى دارد . (الغيبة ، طوسى : / 246)
فهرست مطالب
 
در محضر استاد
 
يهود در عصر حاضر


با توجه اين كه اكثر دولت‏ها و بخشى از ملت‏ها به ويژه ملت ايران از تشكيل دولت‏غاصب اسرائيل به دست انگليس اين كفتار خونخوار استعمارگر و آمريكا اين شيطان بزرگ آگاه‏اند و مى‏دانند كه سرزمين فلسطين و ديار قدس از قديمى‏ترين روزگار ارتباطى با يهود نداشته، و برخى از اينان صدها سال پيش از ميلاد جهت تجارت و زندگى آرام مها
اعمال, ادعیه و زیارات روز

- دعای کمیل
- متن زیارت عاشورای معروفه
- دعای روز پنجشنبه
- زیارت امام حسن عسگری (ع) در روز پنجشنبه
- دعای فرج امام زمان (ع)
- اعمال روز دوازدهم تا هفدهم
- اعمال روز هفدهم روز مولود حضرت رسول
- زیارت قبور مومنان

تازه های سایت
 
زندگینامه تصویری استاد
تیزر معرفی دارالعرفان
گزارش سفر استاد انصاریان به ترکیه - 1389
گزارش سفر استاد انصاریان به اروپا - 1390
پخش زنده اماکن متبرکه
بخشی از سخنرانی استاد در بزرگداشت شهید پهلوان ...
کلیپ تصویری شهید طوقانی همراه با بخشی از سخنرانی ...
مناسبت

  اقامۀ نخستین نماز جمعۀ تاریخ اسلام توسط پیامبر اسلام (ص) (1ق)/ درگذشت « ابن مرزبان » ادیب ، مورخ ، متکلم و محدث مسلمان (309ق)/تشکیل دولت « رضا خان میر پنج » (1342ق)

 

 

 

اشعار عرفانی استاد
من و درد غمت در دل دگر هيچ
من و عشق توام حاصل دگر هيچ
همه تنها گذارندم چه باك است
تو باشي شمع اين محفل دگر هيچ
  مقالات دینی و اخلاقی
1389/6/17 09:45:31 ارسال به دوستان    چاپ کد مطلب : 21598
تعداد بازدید : 2665

سعادت و شقاوت انسان

 قرآن كريم در پايان سوره مباركه هود از دو حقيقت خبر مى‏دهد، ازيك حقيقت تعبير به سعادت واز يك حقيقت تعبير به شقاوت مى‏نمايد.سعادت به معناى خوشبختى و شقاوت به معناى بدبختى است. درآيه ‏بيان نمى‏كند كه سعادتمندان به چه علت سعادتمند و اهل شقاوت چرا تيره بخت شدند، تنها مطلبى كه درباره آنان بيان مى‏كند، سرانجام سعادتمندان و  شقاوتمندان است.مى‏فرمايد: وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِى الْجَنَّةِ - فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِى النَّارِ (1) كسانى كه اهل سعادت شدند، دربهشت هستند كسانى كه تيره بخت و بدبخت هستند، اهل آتش و دوزخ مى‏باشند، بدانیم كه سعادتمندان و شقاوتمندان با چه خصلت‏ها و حركاتى به اسفل السافلين رسيده‏اند ، انسان‏هاى پست در دنيا بسيار مى‏باشند، وجايگاه آنها آتش جهنم مى‏باشد .
حضرت امام رضا عليه السلام در اين زمينه توضيح می فرماید: در اين نقطه، انسان به آتش قيامت گرفتار مى شود. انسان تا از دنيا نرفته، بايد تغيير كاملى در اين زمينه ايجاد كند و بهترين فرصت ماه مبارك رمضان است.اغلب مردان و زنان در مورد آن بى‏توجه هستند، كسى كه به آن آلوده شود قطعاً اهل جهنم است. نقطه شقاوت ، همان ذخيره و فراوان شدن مال و ماندن ذخيره تا مرگ صاحب ثروت مى‏باشد.
خداوند مى‏فرمايد: الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ (2) كسانى كه ثروت را انباشته مى‏كنند و محور تمام حركات آنها در دنيا اضافه كردن مال است ؛ نكته عجيب آيه اين است كه خداوند انفاق از ثروت حرام رانمى‏پذیرد ، به كسانى اشاره مى‏كند كه ثروت فراوانى را از مال حلال انباشته كرده‏اند.زيرا انفاق به ثروت حرام تعلق نمى‏گيرد ، كسى كه ده ميليارد رشوه گرفته است و يا مال غصبى نزد او است يا ازراه اختلاس به دست آورده است، نمى‏تواند آن را انفاق كند، اين مال بيت المال مى‏نامند.خداوند متعال تنها حكمى كه بر اين مال دارد، اين است كه آن اموال را به بيت المال يا به صاحبانش برگردانيد.خداوند فرمان انفاق به مال حرام نمى‏دهد مال حرام در انفاق، امر به فحشا و منكر است.درباب مال حرام، قرآن يك حكم دارد: فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَ لِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ(3) مال خود را از مال ديگران جدا كنيد و بقيه را به صاحبان آنها برگردانيد، پروردگار مى‏فرمايد : بعد به تمام ثروتمندان اشاره مى‏كند كه: فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (4)
 نه عذاب ، بلكه عذاب اليم ؛ يعنى به عذاب دردناك اشاره مى‏كند.
حضرت رضا عليه السلام درباره اینکه انباشتن ثروت از موارد تيره‏بختى است فرمودند : لَا يُجْمَعُ الْمَالُ إِلَّا بِخَمْسِ خِصَالٍ بِبُخْلٍ شَدِيدٍ وَ أَمَلٍ طَوِيلٍ وَ حِرْصٍ غَالِبٍ وَ قَطِيعَةِ الرَّحِمِ وَ إِيثَارِ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ  (5) با پنج روش ثروت ثروتمندان انباشته مى‏شود :
1- بخل شديد: بسيار سخت است كه  فى سبيل الله را مى‏بيند اما خرج نمى‏كند، تغييرى در حال او ايجاد نمى‏شود .
2- أمل طويل:  به آرزوهاى طولانى اميدوار مى‏شود ؛ يعنى در ذهن خود افكارى را طراحى مى‏كند كه ثروت زيادى به دست بياورد، در جستجوى نقشه‏هاى دور از دسترس مى‏رود، كه اصلاً عمر او و خانواده‏اش كفاف نمى‏دهد، 
3- حرص غالب :جمع شدن ثروت مى‏باشد، يعنى دچار زياده خواهى شده است، خدا نكند روزى انسان به اين بيمارى‏ها مبتلا شود، بسيار بيمارى خطرناكى است.
 4- قطيعة رحم:  قرآن امر می فرماید :  كه به پدر و مادر احسان كنيد. به خويشان ناتوان و تهيدست خودتان كمك كنيد. خدا قاطع رحم را لعنت كرده و وعده داده است كه قاطع رحم بوى بهشت را استشمام نمى‏كند درحالى كه بوى بهشت تا پانصد سال دورتر استشمام مى‏شود.(6)
 5- ايثار الدنيا على الاخره : آخرت را تعطيل كرده است، اگر مى‏خواست آخرت را بسازد، خمس، زكات و صدقه مى‏داد، بايد انفاق مى‏كرد ، هر سال ده جهيزيه بايد مى‏داد ،كار براى چهار جوان توليد مى‏كرد. به آخرت توجهی  ندارد فقط دنيا ساز است. قرآن مى‏فرمايد فكر مى‏كند كه اين ثروت فراوان ، جلوى مرگ او را مى‏گيرد.
جنازه‏اى را خواستند در حرم حضرت عبدالعظيم علیه السلام دفن كنند، در آن زمان قیمت قبر دويست هزار تومان بوده است، به خانم مرده گفتند: قبر دويست هزار تومان مى‏باشد، گفت : بهشت زهرا قبر چه قيمت است ؟ گفتند سيصد هزار تومان، گفت: من اين مقدار پول ندارم. اطرافيان گفتند : وقتى شوهر شما در صندوق را باز مى‏كرد، فقط سيصد سند شش دانگ در صندوق داشت، در بانك هم نزديك به نهصد ميليون پول نقد دارد.زن او گفت : آن اموال مال من و دو فرزندم مى‏باشد.گفتند: خيلى علاقه داشت كه در حرم حضرت عبدالعظيم دفن شود ،گفت:غلط كرد كه علاقه داشت. در تشييع جنازه او کسی به مردم اعلام كرد كه پول قبر را بدهيد تا بدبخت را دفن كنيم.
تمام روانشناس‏ها مى‏گويند كه اينگونه  افراد وقتى شب‏ها مى‏خوابند خواب شمردن پول را مى‏بينند. اين طور نيست كه ثروت جلوى مرگ، سرطان ، سكته مغزى ، معلوليت و تصادف را بگيرد ، بعد به پيغمبر صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد : وَ مَآ أَدْرَيكَ مَا الْحُطَمَةُ در آن شكننده وخردكننده پرت مى‏كنند ، بعد به پيغمبر صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد : چه مى‏دانى حطمه چيست ؟ من به تو مى‏گويم: نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتشى است كه من افروختم، الَّتِى تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفِْدَةِ  كه تا ذات قلب‏ها را مى‏گيرد ، إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ « وقتى در آتش رفتند ، تمام درهاى خروجى تا ابد بسته مى‏شود،فِى عَمَدٍ مُّمَدَّدَةِ (7) ستون‏هاى اين آتش چند هزار كيلومتر است .
 انسان با خدا عهد كند كه خمس و زكات خود را بدهد ، فى سبيل الله وارد شود ، در ماه رمضان از حالت جمع اموال بيرون بيايد تا نام او از پرونده اشقياء به پرونده سعادتمندان انتقال پيدا كند. اما نقطه سعادت، چه عاملى موجب مى‏شود كه انسان اهل سعادت مى‏شود.
حضرت صادق عليه السلام نقل مى‏كند كه خدا مى‏فرمايد : انّ من أغبط اوليائى عبداً مؤمناً ... (8) درميان بندگان ، عده‏اى در نهايت بندگى و از اوليا و عاشق من هستند، كه از نماز خواندن نصيب و بهره مى‏برند ، سعى مى‏كند كه در هنگام نماز صبح ، ظهر و عصر ، مغرب و عشا: تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنكَرِ (9) لقمه حرام در بدن او نباشد . فرش و زمين حرام زير پاى او نباشد ، لباس حرام به تن نكند ، از آب حرام و غصبى در وضو و غسل استفاده ننمايد ، اين‏گونه از نماز بهره مى‏برد ؛ يعنى با نماز، گناهان ظاهر و پنهان را از زندگى خود دور مى‏كند و بندگى مى‏كند با نماز رضايت مرا جلب مى‏كند و مقرّب به درگاه مى‏شود.
پيغمبر صلى الله عليه وآله از نماز لذت مى‏بردند و فرمودند: نور چشم من در نماز است.(10) آن قدر أبى عبدالله عليه السلام عاشق نماز بود كه قمر بنى هاشم را صدا زد و فرمود : جنگ امروز بعد از ظهر را به فردا موكول كن ، عباس جان من امشب مى‏خواهم  نماز بخوانم. خدا عالم است كه حسين عاشق قرآن، استغفار، دعا ونماز است. نماز را دوست دارد و از آن دردنيا و آخرت بهره مى‏برد. مرحوم نراقى در كتاب  طاقديس  نقل مى‏كند: 
سلطانی با خانواده خود به شكار رفته بودند، جوانى مشغول كندن خار بود ، به او گفتند از اينجا دور شو گفت : چرا ؟ گفتند : حاكم با اهل و عيال به شكار مى‏رود ، جوان گفت : چشم . بادى وزيد و چادر دختر حاكم كنار رفت. در زمان قديم ناموس همه پوشيده بود، زنان و دختران سلاطين ، پولدار و بى‏پول با حجاب بودند. چشم جوان خاركن به دختر حاكم افتاد، عاشق او شد ، به فرهنگ دربار آگاهى نداشت ، به مادر خود گفت : من به خواستگارى مى‏روم ، به خانه حاكم آمد، مأمور به جوان گفت: چه مى‏خواهى ، جوان گفت : من با حاكم كار دارم ، مأمور گفت : چه كار دارى ؟ گفت : مى‏خواهم به خواستگارى دختر او بروم ،كتك مفصلى به او زد، و جوان را از آنجا دور كرد .جوان ناراحت شد، و ديگر نمى‏توانست كار كند ، مادر او بسيار ناراحت بود ، جوان رفيقى داشت كه از معنويت بويى برده بود ، به او گفت : اگر واقعاً دختر را مى‏خواهى ، به مسجد جامع شهر برو و نماز بخوان ، به زودى مشكل تو حل مى‏شود.خداوند در قرآن مى‏فرمايد در مشكلات:  وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ «(11) متوسل به نماز شويد .جوان به مسجد جامع شهر آمد ، مدت بسيارى در آنجا مشغول نماز خواندن بود ، و اين عبادت تقريباً به يك سال به طول انجاميد، و در شهر شناخته و مشهور شد كه اهل خدا است ، و در نماز براى گرفتاران و بيماران دعا مى‏كرد ، اتفاقاً تعدادى از دعاهاى او مستجاب و مشكلات مردم حل مى‏شد، در شهر پيچيده بود كه او كليد حل مشكلات است. دختر حاكم به بيمارى سختى مبتلا شد ، دكترها نمى‏توانستند او را مداوا كنند ، نخست وزير گفت : مى‏گويند در اين شهر انسان عابدى زندگى مى‏كند ، هر مشكلى را به وسيله دعا حل مى‏كند ، حاكم گفت : او را نزد من بياوريد. نخست وزير به مسجد رفت و از جوان بى‏سواد خاركن ، سؤال كرد كه به دربار تشريف مى‏آوريد ؟ گفت: خير . مرا با درباركارى نيست. اگر شاه با ما كار دارد به اينجا بيايد. نخست وزير نزد حاكم آمد و گفت : اعليحضرت شما بايد به مسجد بياييد ، حاكم گفت : من حاضرم جانم را براى دخترم فدا كنم، حاكم به مسجد رفت و به جوان عابد گفت : براى دخترم دعا كنيد تا شفا پيدا كند. جوان شفاى دختر را از خدا خواست. چند روز بعد دختر خوب شد ، حاكم به نخست وزير گفت : اين دختر را به چه كسى شوهر بدهم ، نخست وزير گفت : بهتر از اين انسانى كه نزديك به خدا است پيدا نمى‏شود. نزد جوان رفتند و به او گفتند كه حاكم شما را به خاطر دخترش طلبيده است، جوان گفت : دختر را به اينجا بياوريد. نخست وزير گفت : آقا اين دفعه شفا در كار نيست ، دختر را مى‏خواهند به عقد تو در بياورند . جوان گفت : من تارك دنيا هستم ، به هر حال جوان اين پيشنهاد را پذيرفت ، بعد از تشريفات مراسم عروسى در شب زفاف جوان عابد با چشم گريان به دختر حاكم گفت : خدا نگه‏دار، عروس گفت : كجا مى‏رويد. جوان گفت : من با چند نماز دروغين به مراد خود رسيدم، مى‏خواهم سراغ نماز راستين بروم .معلوم مى‏شود نماز منبع همه بهره‏هاى دنيا وآخرت است.  و خوش به حال کسی  كه اهل نماز و نجات است.
 حضرت على عليه السلام به قدرى عاشق نماز بود كه خدا مرگ او را در نماز قرار داد. وقتى ضربت شمشير به فرق ايشان اصابت كرد، در حال نماز بودند. از زمانى كه در رحم مادر بود ، نماز با آب و گل او عجين بود ، كه خدا محلّ ولادت او را قبله نماز قرار داد. نماز را بايد با ادب و آرام بخوانيم، به حالت وصل به محبوب بخوانيم.
یک خصلت مؤمن اين است كه در پنهان مرا عبادت مى‏كند: أحسن عبادة ربّه و عبد الله فى السريرة
منظور از عبادت پنهان، اين است كه سحر از رختخواب بر مى‏خيزد و مى‏گويد : من به عشق تو نمى‏خوابم. خدايا! همه مانند مرده‏ها روى تشك افتاده‏اند ، اما من مرده نيستم. او يك درآمد حلال به اندازه‏اى كه زندگى او را اداره كند دارد، اگر از فضل خود اضافه‏تر به او بدهم ، اضافه را به خودم بر مى‏گرداند ، مى‏گويد : آن را ذخيره آخرت كن . وَ مَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ«(12) دوست دارد هر چه زودتر به مرگ عاشقانه برسد. ملك الموت مى‏گويد : هر چه زودتر او را در آغوش بگيريم و در كنار انبيا، صديقين ، شهداء و صالحين قرار دهيم، شأن او بالاتر از اين است كه در ميان جمعيت نامناسب زندگى كند، براى بردن او مرگ عجله دارد. ارث كم از او باقى مى‏ماند افراد كمى براى او گريه مى‏كنند، چون مشهور نيست.گوهرى پنهان، در ميان مردم مى‏باشد. اين نقاط مثبت سعادت انسان مى‏باشد.از سعادتمندترين انسان‏ها اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏باشد، اگر ايشان أسعد السعداء « نبود به دست أشقى الاشقياء به شهادت نمى‏رسيد.
 پی نوشت :
1) هود :106 -108 
2) توبه :34
3) بقره :279
4) توبه :34
5) وسائل الشيعة:21/ 561، باب31حديث 27873
6) مستدرك الوسائل:15/ 185، حديث 17952
7) همزه: 2 -9
8) الكافى: 2/ 141، باب الكفاف، حديث 6
9) عنكبوت :45
10) الكافى: 5/ 321، حديث 7
11) بقره : 45
12) بقره (110

 

نظرات کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
comment *
 مطالب مرتبط 
 بیشترین بازدید از مجموعه " مقالات دینی و اخلاقی "  
Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR