سه شنبه 2 خرداد 1391 - الثلاثاء 1 رجب 1433  
الإمام علىّ (عليه السلام) : ما جَفَّتِ الدُّموعُ إلاّ لِقَسوَةِ القُلوبِ، وما قَسَتِ القُلوبُ إلاّ لكَثرَةِ الذُّنوبِ . امام على(عليه السلام) : اشك ها نخشكيد مگر به سبب سختدلى و دل ها سخت نشد مگر به سبب گناهان زياد. (علل الشرائع : 81 / 1)
فهرست مطالب
 
در محضر استاد
 
نهى از سركشى و فساد

در پايان آيه شريفه بنى‏اسرائيل را از سركشى و فساد و طغيان و افساد كه از مصاديق بارز و خانمان سوزش اختلاف و ناسازگارى با يكديگر و جنگ و خون‏ريزى و نهايتاً تباه شدن جان و مال و ناتوان شدن بنيه جامعه و از دست رفتن اتحاد و وحدت است اكيداً نهى مى‏كند آنجا كه مى‏فرمايد:
از همه نعمت‏هائى كه به شما عطا كرده‏ام يا به سبب اين
اعمال, ادعیه و زیارات روز

- اعمال روز اول ماه رجب
- متن زیارت عاشورای معروفه
- فضیلت و اعمال ماه رجب
- اعمال مشترکه ماه رجب
- سایر اعمال ماه رجب
- اعمال لیله الرغائب
- اعمال مخصوص روزها و شبهای ماه رجب
- دعای روز دوشنبه
- زیارت امام حسن (ع) در روز دوشنبه
- زیارت امام حسین (ع) در روز دوشنبه
- دعای فرج امام زمان (ع)
- دعاهای هر روز ماه رجب
- زیارت رجیبیه (الحمد الله الذی اشهدنا)

تازه های سایت
 
صوت متن و ترجمه استاد انصاریان بر روی قرآن سایت ...
زندگینامه تصویری استاد
تیزر معرفی دارالعرفان
گزارش سفر استاد انصاریان به ترکیه - 1389
گزارش سفر استاد انصاریان به اروپا - 1390
پخش زنده اماکن متبرکه
بخشی از سخنرانی استاد در بزرگداشت شهید پهلوان ...
مناسبت

ولادت امام باقر (ع) بنابه روايتي 57 ق

اشعار عرفانی استاد
چه سازد آنكه يارش در برش نيست
بود عاشـــق ،‌كنارش دلبرش نيست
به شـــــام محنت و روز پر از رنج
بجز اندوه و حسرت ياورش نيست
  سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان
1389/6/11 11:01:17 ارسال به دوستان    چاپ کد مطلب : 21287
تعداد بازدید : 2581

مرگ و فرصتها- جلسه پنجم

  بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين‏ و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
1- حلال كننده پاكيزه‏ها
قرآن مجيد مى‏فرمايد:يهوديان و مسيحيان قبل از بعثت پيغمبر صلى الله عليه و آله، نشانه‏ها و اوصاف پيغمبر صلى الله عليه و آله را در دو كتاب تورات و انجيل خوانده بودند. قبل از بعثت، آن نشانه‏ها و اوصاف در تورات و انجيل بود، آنها مى‏خواندند و مى‏ديدند.
 «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِىَّ الْأُمّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِى التَّوْرةِ وَالإْنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْههُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيّبتِ»
از نشانه‏هاى او اين است كه خداوند متعال هر چه جنس پاكيزه در عالم آفريده است، هيچ كدام را از انسان‏ها منع نمى‏كند و مصرفش را جايز مى‏داند. خداوند متعال حلال‏هاى پاكيزه خودش را در كتاب‏هاى قبل از قرآن و از زبان انبيا عليهم السلام بيان كرد، اما عدّه‏اى در تاريخ آمدند وبرنامه‏هايى را با جا انداختن خودشان در بين مردم به عنوان معلم و استاد، حرام كردند.
حلال و حرام كردن، حق خدا
از نشانه‏هاى اين پيغمبر صلى الله عليه و آله اين است كه: حلالى را بر مردم حرام نمى‏كند. در قرآن مجيد نيز به مردم سفارش مى‏كند كه هيچ وقت از خود حكم در نياوريد و نگوييد: «هذا حلال و هذا حرام» نظر دادن در حليّت و حرمت مربوط به شما نيست كه بگوييد: من چهل روز آب خوردن را بر خود حرام مى‏كنم، چنين حقى نداريد. يا پوشيدن لباس پنبه‏اى و پشمى، يا خوردن گوشت، يا چند ماه حق همسرم را بر خود حرام مى‏كنم.
اين‏ها دخالت در كار خداست. حلال و حرام كردن‏ها ربطى به شما ندارد. خدا پاكيزه‏ها را به زبان پيغمبر صلى الله عليه و آله حلال اعلان كرده است. زمانى كه ايشان مبعوث به رسالت شد، خيلى چيزها را يهودى‏ها و مسيحى‏ها حرام مى‏دانستند كه حرام نبود، ايشان آمد و اعلان كرد كه اين‏ها جزء پاكيزه‏هاى خلقت است و حرام نيست، بلكه حلال است. روابط فرزند مسلمان و والدين كافر
مردى به امام صادق عليه السلام فرمود:
من مادرم مسيحى است و تك فرزند هستم، پدرم مرده و مادرم كسى را ندارد.
نمى‏توانم تنها به جايى ديگر بروم و زندگى كنم، مادرم پير است و نيازمند به پرستار است، چه كنم؟ وقتى به خانه مى‏روم، مادرم غذا درست كرده، بايد بخورم، يا در اين ظرف‏ها من بايد از آب همان‏ها وضو بگيرم، من مسلمان هستم، حكم آن چه مى‏شود؟
امام عليه السلام فرمودند: آيا مادر شما شراب مى‏خورد؟ گفت: نه. فرمودند: آيا گوشت خوك مى‏خورد؟ گفت: آقا! در مدينه گوشت گوسفند پيدا نمى‏شود، چه رسد به‏ گوشت خوك. فرمود: اگر مادرت اهل شراب و گوشت خوك خوردن نيست، با او كه هم غذا شوى، لازم نيست دست و دهنت را آب بكشى. گفت: دليل آن چيست؟
امام عليه السلام اين آيه از قرآن را فرمودند:  «وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتبَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَّهُمْ»
غذاى اهل كتاب براى شما پاك است. تا زمانى كه زندگى آنها به گوشت خوك يا الكل و شراب آلوده نشده باشد. اسلام دين سخت‏گيرى نيست، مى‏گويد:
 «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيّبتُ»
تمام پاكيزه‏ها، هر چيزى كه پاكيزه است بر شما حلال است. «3» روحانى با سوادى بود، من خدمت ايشان درس مى‏خواندم، كتاب مهم درسى داشتيم، كه من بخشى از آن را نخوانده بودم، از ايشان خواهش كردم، گفت: به منزل بيا تا برايت بگويم. يادم هست كه من در كنار او نشسته بودم، شخص خيلى مقدس و متدينى آمد و گفت: پولى در بانك گذاشته‏ام، به من اعلام كردند كه ما در تقسيم جوايز براى اين دفترچه‏ها اسم شما را اعلام كرديم كه به شما تعلق گرفته است.
ايشان فرمودند: اين جايزه را گرفته‏اى؟ گفت: نه. آن روحانى گفت: چرا نگرفتى؟ اين كه حرام حرام نيست؟
 2- حرام كننده خبائث‏
حلال خدا را نبايد حرام كرد، اين يكى از نشانه‏هاى پيغمبر صلى الله عليه و آله است. نشانه ديگر ايشان اين است كه آلوده‏ها- خبائث- را بر مردم حرام مى‏كند. مى‏گويد:  «وَيُحَرّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ»
خوردن و فروختن خون حرام است، اما علم ترقى كرده است، شخص تصادف كرده‏اى كه به بيمارستان مى‏آورند، چند كيسه خون مى‏خواهد، وگرنه مى‏ميرد،
تزريق خون به او عيبى ندارد. هر كسى به او خون بدهد، و بگويد: من دارم، به فلان مبلغ مى‏فروشم، اسلام مى‏گويد: عيبى ندارد. اگر من خون را حرام مى‏كنم، خوردنش را حرام مى‏كنم، ولى اگر پاى زنده نگهداشتن انسان در ميان باشد، نه تنها حرام نمى‏كنم، بلكه فروختن آن را حلال مى‏كنم.
گوشت خوك خبيث و حرام است. مى‏گويند: آن را مى‏برند و در دستگاه مى‏گذارند، در درجه‏اى از حرارت كه حتى يك ميكروب در آن نماند، قرآن مى‏گويد:
من نظرم، نظر نيمه كاره نيست. فقط ظاهر گوشت را نمى‏بينم كه مى‏گويم حرام است، اثر گوشت در روح انسان را نيز مى‏بينم كه اثر ضدّ اخلاقى دارد؛ اگر بخورى، اثرات منفى در جسم و جان تو مى‏گذارد، پس حرام است.
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:
 «انَّ اللّه غَيورٌ وَ يُحِبُّ كُلّ غَيور» «1» خدا اهل غيرت است. خدا مرد غيرتمند را دوست دارد. مرد غيرتمند كسى است كه همسرش محفوظ بماند، و ارتباطى با نامحرم‏ها ندارد. به خلاف اروپا و آمريكا كه پر از اين بى‏غيرتى‏ها است. يكى از علل اين بى‏غيرتى‏ها در اثر گوشت خوك است كه هميشه مى‏خورند.
در آنجا همه نوع گوشت را حلال كردند، و مى‏خورند؛ گوشت مار، قورباغه، سگ، گربه، ميمون. البته چينى‏ها بدتر هستند. مى‏گويند: ما سه چيز را نمى‏خوريم، كشتى، هواپيما، ماشين، چون نمى‏توان خورد.
اگر قرآن مى‏گويد اين خبيث است، فقط ظاهرش را نگاه نمى‏كند، بلكه با ديد كامل، ظاهر و باطن گوشت و اثر آن را نگاه مى‏كند. مثلًا مى‏گويد: گوشت الاغ مكروه است، چون اگر كسى بخورد، اخلاق الاغى پيدا مى‏كند، اما چرا گوشت گوسفند حلال است؟ چون كه گوسفند هيچ جنبه اخلاقى منفى ندارد، مفيد، آرام، تسليم و حلال است.
 3- دعوت كننده به كار خير
قرآن در دنباله بيان نشان‏هاى پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏گويد: «يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْههُمْ عَنِ الْمُنكَرِ»
با همه وجود، با حرص و عشق به انسان‏ها، مى‏خواهد همه مردم را به كار خير وارد كند. نمى‏خواهد دست كسى از خير بسته باشد.
به پيغمبر صلى الله عليه و آله گفت: مى‏خواهم در شب‏هاى ماه رمضان افطارى بدهم، اما نمى‏توانم. مى‏خواهم جزء افطار دهندگان خدا حساب شوم.
فرمودند: مى‏توانى يك خرما اول افطار به روزه دار تعارف كنى؟ اگر نمى‏توانى، نصف يك خرما، با محبت در دهان روزه دار بگذار، خداوند تو را جزء افطارى دهندگان حساب مى‏كند. اگر نمى‏توانى آن نصف خرما را نيز بدهى، در برخورد با برادر مسلمان و مؤمنت، به او سلام كن و لبخند بزن، تو را جزء افطارى دهندگان حساب مى‏كنند. «2» اهتمام به انجام خير در حد توان‏
به مردم مى‏فرمودند: حتى هنگام صبح كه از خانه بيرون مى‏آييد، مى‏بينيد در كوچه استخوان، ذره‏اى زباله، آجر يا خشت افتاده، اين را از ميان راه مردم كنار بزنيد، همين كار، ثواب صدقه در راه خدا را دارد. كار خير را ترك نكن.
گفت: ديگر چه كنم؟ فرمود: اگر ازدواج پسر و دخترى به مشكل برخورد كرده، تو زبان نرم و گرمى دارى، برو با خانواده دختر و پسر صحبت كن. آن شخص در باطنش گفت: اگر ما برويم و با پدر و مادر دختر صحبت كنيم، چه ثوابى به ما مى‏دهند؟ پيغمبر صلى الله عليه و آله باطنش را خواند، فرمود: بهشت چند در، يعنى چند مقام‏ دارد؟ گفت: هشت در. حضرت فرمود: كسى كه با زبان و اخلاقش، واسطه بين ازدواج دختر و پسرى شود، يكى از درهاى بهشت را خدا وقف اين گونه افراد كرده است. «1» پيغمبر صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: لازم نيست كار خير را تنها انجام دهيد، گاهى نمى‏شود تنها انجام داد و بايد جمع شويد، و با هم انجام دهيد.
در يكى از شهرها منبر مى‏رفتم، پدر با ادبى آمد، گفت: پسر من بچه مؤمن، متدين و درس خوانده‏اى است. او گفته است كه در محل خودمان براى من زن بگيريد، ما رفتيم و دختر بزرگوارى در همين منطقه برايش ديديم، ولى آنها اين دختر را نمى‏دهند. پسر ما هم مى‏گويد: من اوصاف اين دختر را شنيدم و فقط او را مى‏خواهم. آن دختر نيز ميل دارد كه با اين پسر ازدواج كند، ولى نمى‏گذارند، بخصوص مادر دختر. چه كنم؟
پدر دختر را ديدم، گفتم: بيا با خدا معامله كن. گفت: همسرم نمى‏گذارد. بالاخره چند نفر از خانواده اين‏ها و چند نفر از خانواده آنها جمع شديم و مشكل را حل كرديم.
جوان‏ها! به كار خير عادت كنيد. نگذاريد اين عمر گرانبها بيهوده بگذرد. حتماً روزى چند كار خير انجام دهيد. در دين ما تمام عبادات در دو مرحله عبادت رب و خدمت به خلق متمركز است.
امام مجتبى عليه السلام و اهتمام به امور مسلمين‏
بعضى از شما به مكه رفته‏ايد. مى‏دانيد كه: وقتى در مسجد شجره محرم مى‏شويد، گرچه مستحب باشد، ولى اتمام عمل بعد از محرم شدن واجب است.
در احرام نمى‏توانيد بگوييد: من پشيمان شدم، لباس احرام را درآورم و لباس‏هايم را بپوشم، عمره كه واجب نيست. بله، تا عمره نرفتيد واجب نيست، ولى وقتى محرم‏ شديد، ديگر نمى‏توانيد اعمال را انجام ندهيد، بله بايد عمره را بجا بياوريد. اگر انجام نداده به ايران بياييد، كل زن‏هاى دنيا بر شما حرام هستند.
بعد از محرم شدن اولين كارى كه شروع مى‏شود، طواف كعبه است، كه هفت دور است. شما تا دور سوم اگر خسته و پشيمان شدى، مى‏توانى طواف را قطع كنى و بيرون بيايى. اما اگر وارد طواف چهارم شدى، ديگر نمى‏توانى آن را قطع كنى، بايد تا دور هفتم تمامش كنى و حق بيرون آمدن از مطاف را ندارى، چون حرام است.
روزه اعتكاف مستحب است اما اگر دو روز معتكف بودى روز سوّم بر شما واجب مى‏شود.
شخصى كه محرم نبود، در كنار حضرت مجتبى عليه السلام شروع به طواف كرد، گفت:
يابن رسول اللّه! من بدهكارم، مال مردم‏خور نيستم، اما ندارم كه بدهم، واقعاً قصد جدى دارم كه پول طلب‏كار را بدهم. او گريبانم را گرفته و مى‏گويد: طلبم را بده! من به او گفتم: به اين كعبه قسم ندارم، ولى طلب تو را مى‏دهم، مى‏گويد: اگر ندارى، بايد كسى ضامن شود كه اگر پول را ندادى، او پول مرا بدهد. من هيچ كس را در مكه غير از شما نمى‏شناسم.
امام عليه السلام فرمود: طلبكار كجاست؟ گفت: بيرون از مسجد الحرام است. حضرت با حال احرام از طواف بيرون آمد، به طلبكار گفت: اگر اين طلب تو را نداد، من ضامن هستم. قبول كرد. حضرت برگشت و بقيه طواف را انجام داد. در سعى بين صفا و مروه، كسى به حضرت عرض كرد: آقا! در طواف واجب، آن هم دور پنجم و ششم، چرا بيرون رفتيد؟- بعضى‏ها از امام و خدا جلوتر مى‏افتند- حضرت عليه السلام فرمودند:
كارى مهم‏تر از طواف به وجود آمد؛ و آن هم نجات يك گرفتار بود. «1» زنى كه بچه‏اش به دنيا آمده و شيرخوار است، اگر روزه بگيرد، شير بچه كم مى‏شود و بچه‏اى كه شير كم بخورد، قواى بدنيش ضعيف مى‏شود، لذا پروردگار به اين زن دستور مى‏دهد كه روزه نگير؛ زيرا روزه بر تو حرام است، چون اين روزه به‏ بچه ضرر مى‏زند و اين جان مهم‏تر از روزه من است.
اگر روزه ميسر نشد و شير دادن تا سال ديگر طول كشيد، به شوهرش بگويد: براى هر روز بايد كفاره بدهى. مثلًا اين زن بگويد: خير من مى‏خواهم روزه بگيرم اينجا او نافرمانى خدا را كرده است.
 4- دور كننده از منكرات‏
نشانه ديگر پيغمبر صلى الله عليه و آله اين است كه مردم را از افتادن در زشتى‏ها، آلودگى‏ها، پليدى‏ها و معاصى دور كند:
 «وَيَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ»
دوست ندارد مردم آلوده شوند. نمى‏دانيد پيغمبر صلى الله عليه و آله براى آلوده نشدن مردم چقدر غصه مى‏خورد. وقتى مى‏شنيد كه گناهى انجام گرفته، چنان اندوه به او فشار مى‏آورد كه از شدت فشار اندوه، رگ‏هاى گردن و پيشانى‏اش برجسته مى‏شد كه چرا وقتى در بهشت باز است، مردم به جهنم مى‏روند؟ چرا با گناه خانه شخصيت خود را تخريب مى‏كنند؟ چرا ارزش خودشان را پايين مى‏آورند؟
 5- رهاننده از زنجير معصيت‏
از نشانه‏هاى ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله كه در تورات و انجيل است؛ «وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأْغْللَ الَّتِى كَانَتْ عَلَيْهِمْ»
اين است كه بار سنگين تحميلات فرهنگ ضدّ خدا را از روى دوش مردم برمى‏دارد و زنجيرهاى بسته شده به دست و پاى آنها به وسيله شيطان را باز مى‏كند. همه حرف ما بر سر اين زنجيرهاست كه قرآن مى‏گويد: اين زنجيرها در دنيا به دست و پا بسته مى‏شود. بدحجابى زنجيرى است كه از شيطان‏هاى اروپا و آمريكاست، بعد وارد ميدان زندگى مردم جهان شده است. از چهار قرن قبل، اول انگليس و بلژيك و پرتغال وارد زندگى مسلمان‏ها شدند. اين‏ها دست و پاى مردم را بستند.
ربا، تقلب، رشوه، دزدى، نيرنگ و زنا زنجير است. پيغمبر صلى الله عليه و آله آمد تا اين زنجيرها را باز كند كه اگر كسى حاضر نشد كه پيغمبرِ عاشق و با محبت اين زنجيرها را باز كند، اين زنجيرها مى‏ماند و در قيامت به صورت زنجير حلقه‏دار گداخته در آتش خودنمايى مى‏كند. «إِنَّآ أَعْتَدْنَا لِلْكفِرِينَ سَلسِلَاْ وَ أَغْللًا وَ سَعِيرًا»
براى افراد ناسپاس، زنجير، غل و آتش افروخته مهيا شده است. در قيامت گروهى از مردم به زنجير كشيده شده‏اند و گروه ديگر از مردم آزاد و راحت هستند.
گروهى كه در قيامت به دست و پا و گردن زنجير ندارند، آنهايى هستند كه در اين مدت كوتاه عمرشان سالم زندگى كردند و نگذاشتند شياطين آنها را در زنجير كنند.
آنهايى هم كه زنجير به گردن و دست و پا دارند، آنهايى هستند كه خودشان را در دست شيطان رها كردند و به او گفتند: هر زنجيرى كه مى‏خواهى به ما ببندى، ببند و او نيز بست.
يكى از زنجيرهاى بسيار سنگين در روز قيامت، زنجير مال مردم‏خورى است، كه مرگ را نيز بر انسان سنگين و سخت مى‏كند.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏

 

نظرات کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
comment *

کوچک و یا بزرگ بودن حروف اهمیتی ندارد
 مطالب مرتبط 
 بیشترین بازدید از مجموعه " سخنرانیهای مکتوب استاد حسین انصاریان "  
Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR