شنبه 15 بهمن 1390 - السبت 11 ربيع الاول 1433  
أصحابُ المَهدِيِّ شَبابٌ . ياران مهدى جوان اند . (غيبة : 476)
فهرست مطالب
 
در محضر استاد
 
خوف از خدا سدّى در برابر گناه‏

ابوحمزه ثمالى از حضرت زين العابدين نقل كرده كه آن بزرگوار فرمود: مردى با همسرش به كشتى نشست، كشتى در برخورد با امواج درهم شكست، از مسافران كشتى جز همسر آن مرد كسى نجات نيافت، آن زن به وسيله تخته پارهاى خود را به جزيرهاى رسانيد در آن جزيره مرد راهزنى بود كه از هيچ گناهى امتناع نداشت، راهزن با زن مصادف شد، زنى تنها و جوان و بدون يا
اعمال, ادعیه و زیارات روز

- متن زیارت عاشورای معروفه
- دعای روز شنبه
- زیارت حضرت رسول (ص) در روز شنبه
- دعای فرج امام زمان (ع)
- اعمال روز دوازدهم تا هفدهم

تازه های سایت
 
زندگینامه تصویری استاد
تیزر معرفی دارالعرفان
گزارش سفر استاد انصاریان به ترکیه - 1389
گزارش سفر استاد انصاریان به اروپا - 1390
پخش زنده اماکن متبرکه
بخشی از سخنرانی استاد در بزرگداشت شهید پهلوان ...
کلیپ تصویری شهید طوقانی همراه با بخشی از سخنرانی ...
مناسبت

در گذشت علامه فرزانه آيه الله سيد حسن صدر مولف تاسيس الشيعه لعلوم الاسلام 1354ق

اشعار عرفانی استاد
خداوندا دلم زار و غمين است
وجودم بي نوا و مستكين است
همي دانم ببخشي بنده ات را
كه اخلاق كريمان اينچنين است
  در محضر استاد
1389/6/9 09:41:37 ارسال به دوستان    چاپ کد مطلب : 21174
تعداد بازدید : 1553

گذشت عجيب امام از استاندار معزول

  هشام بن اسماعيل از طرف عبدالملك مروان به استاندارى مدينه منصوب شد. مقام رياست او را به دايره غرور و كبر و ستم و ظلم كشيد7 حقّ را ناحقّ كرد، و هر چه در توان داشت به ميدان آورد. از افرادى كه ازاو رنج بسيار و آزار فراوان ديدند حضرت زين الابدين عليه السّلام بود.
پس از مدّتى از مقامش عزل شد. استاندار جديد مدينه به نام وَليد، وريّت يافت استاندار قديم را در برابر مردم به ستونى ببندد، تا هر كس بخواهد آزارهاى او را تلافى كند بتواند!
در چنان حالى مى گفت تمام وحشت من از برخورد با زين العابدين است، زيرا وى را زياد آزار داده ام.
امام در آن هنگام به ياران و دوستانش فرمود، به هيچ صورت متعرّض وى نشويد، آنگاه به ديدن هشام بن اسماعيل رفت و فرمود: پسر عمو از آنچه برايت پيش آمده ناراحتم، آنچه دوست دارى از من بخواه كه من در اجابت درخواست تو مضايقه ندارم. هشام بن اسماعيل فرياد زد: اَللّهُ أعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ :
رهرو عشق چه پرواى مغيلان دارد *** بيخودى در ته پا تخت سليمان دارد
 اين همان عشق غيور است كه صد يوسف را *** از فراموشى جاويد به زندان دارد
نافه از چين، نفس سوخته اى آوردست *** سر پيوند به آن زلف پريشان دارد
صفحه خاك كجا و رقم عشق كجا *** اين سفال از نفس سوخته ريحان دارد
مرده خواب غرورند حريفان، صائب *** كيست تا گوش برين مرغ خوش الحال دارد

نظرات کاربران
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
comment *
 مطالب مرتبط 
 بیشترین بازدید از مجموعه " در محضر استاد "  
Copyright © 2004-2011 ERFAN.IR